نیروهای دولت یهود علیه
غیرنظامیان غزه -که در انتظار دریافت کمک بودند- تیراندازی کردند که از اثر آن
104تن کشته و 760تن دیگر زخمی شدند. این حمله در نزدیکی تقاطع نابلوسی در جنوب شهر
غزه روی داد و با این قتل عام، تعداد کشتهشدههای غزه از مرز سیهزار و زخمیها
هم از هفتادهزار فراتر رفت.
ارتش اسرائیل برای سرپوش
گذاشتن به جنایاتش نخست ازین قتل عام غیرنظامیان اظهار بیخبری کرد و بعداً دروغ
دیگری بست که دهها فلسطینی در اثر غارت کامیونهای کمکرسانی در شمال غزه مجروح
شدند؛ در حالیکه شاهدان عینی گفتهاند که سربازان یهودی برصدها غیر نظامیان عمداً
تیراندازی کردند. اما حکام سرزمینهای اسلامی فقط محکوم نمودند و حشیانه خواندند.
امریکا هم این حادثه را جدی خواند؛ چنانکه جانکربی، وزیر خارجه امریکا گفت:
«وضعیت انسانی وخیم غزه را به رسمیت میشناسیم.»
دولت یهود از آوان تاسیساش
تاکنون به اینگونه جنایات، بیشمار دست زده است؛ ولی دردآورتر اینجاست که حکام
سرزمینهای اسلامی نه گوش شنوا دارند تا نالههای یتمیان، بیوهزنان، اطفال و کهنسالان
غزه را بشنوند و نه هم چشم بینا که وضعیت وخیم غزه را مشاهده کنند که چگونه قتل
عام، بیسرپناه، بیعزت و آواره میشوند! این را هم احساس نمیکنند که اهل غزه به
جای غذا گیاه میخورند و اطفالشان تاب گرسنگی را نمیآورند و جان میدهند! همچنان،
حکام سرزمینهای اسلامی قلبهای باز و نرم هم ندارند که دلشان بسوزد تا به
دادوفریاد غزه برسند، به یاریشان بشتابند و نجاتشان دهند؛ بل صاحبان قلبهای سخت
و بسته هستند که از ترس ازدست دادن چوکیهای مزدوری و غلامی ناپایدار به غرب هراس
دارند؛ نه آه مظلومان را حس میکنند و نه هم از خشم الله متعال هراس دارند.
بنابراین، راهحل اساسی
فلسطین ازبین بردن مرزهای ترسیمشده غربی، حرکت ارتشها بسوی یهود و احیای دولت
مقتدر دولت خلافت است تا پاسخ دندان شکن به یهود و یهودپرستان بدهد و انتقام
هفتادساله فلسطین را بگیرد و اقصای اسیر را آزاد نماید.