Pashto Farsi


امریکا از جنگ بازنده دست نمی کشد،زیرا پایان جنگ‌ دشوار‌تر از آغاز آنست!
12/04/2014 | احمد صدیق احمدی

ایالات متحده امریکا، پس از حادثه مشکوک یازدهم سپتمبر2001، با زیر پا گذاشتن منشور سازمان ملل و سایرمیثاق های بین المللی به تنهایی جنگ علیه تروریزم و حملات نظامی بر افغانستان را آغاز نمود. در حالیکه ایالات متحده امریکا بر پابندیمنشور سازمان ملل و سایر میثاق های بین المللی تعهد نموده است؛ ولی در آغاز قرن بیست ویکم و به ویژهدرحمله برافغانستان و عراقاین تعهدات خود را شکست.

 

براساس ماده 51 منشور سازمان ملل که توسط ایالات متحده امریکاو سایر کشورهای همپیمان به تصویب رسیده، حاکی از آنست که تمام اعضایاین سازمانباید بیانیههای بین‌المللی خود را با اهداف غیر نظامی مطرح نمایند، وهیچ گاه اعضاء حق استفاده از نیروی نظامی را غیر از دفاع شخصیو بدون اجازهاین سازمان ندارند.البته استفاده از نیروی نظامی برای دفاع شخصی در صورت است که حمله از جانب دولت مشخصِ صورت گرفته باشد، اما حمله مشکوک یازدهم سمپتمبر،از طرفکشور مشخصی صورت نگرفته بود، بل به گروه(القاعده) مرتبط دانسته شد که هیچ محدوده جغرافیایی(کشور) مشخصِ را در تصرف خود ندارد. بنابراینامریکا، باآغاز جنگ، نه تنها منشور سازمان ملل را نقض نمود؛بلکه تمام معیارهای خود را به عنوان یک الگوی ظاهراً قانون پذیر زیر پا گذاشت.

 

انگیزه جنگ

ایالات متحده امریکابعد از سقوط بلاک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی به عنوان بزرگترین قدرت جهانبروز کرد.این کشور در اواخر قرن بیستم(1998) و در زمان ریاست جمهوری بیلکلینتون از حزب دموکرات،آرزوی حمله نظامی به سرزمین های اسلامی، به ویژه کشورهای نفت خیز شرق میانه را در سر داشت،تا این کهحادثه مشکوک یازدهم سپتمبر،بهانه ای خوبی به این کار شد. چنانچه در وقت به قدرت رسیدن جورج بوش پسر در سال 2001 از حزب جمهوری خواه،سیاست خارجی امریکا با استفاده از این حادثه جنگ علیه تروریزم(در واقع جنگ علیه اسلام) را آغاز کرد.

 

در ابتدایاعلام جنگ از جانب امریکا و حمله بر افغانستان، ظاهراً هیچ یک از کشورهای غربی به سبب نداشتنجوازشورای امنیت سازمان ملل،با امریکا همدست نشدند؛ اما زمانی انگلیس دانست کهایالات متحده امریکا واقعاً حمله نظامی بر افغانستان را انجام می دهد،یکجا باآن در این جنگ اشتراککرد.

 

 

ایالات متحده بعد از اشغال افغانستان،ائتلاف بزرگی را که شامل 49 کشور می گردید تشکیل داد، که در این میان بیشترین نیروی نظامی را که تعداد آنبه 90000 تن می رسید امریکا داشت.به تعقب آن انگلستان با 9500 نیروو آلمان با 4701 تن نیروی نظامی به ترتیب در ردیف دوم و سوم قرارداشتند. کشورهای ایرلند و اتریش با 6 و 3 تن نیروی نظامی به ترتیب در ردیف کشورهای چهل هشتم و چهل نهم در انتهاییجدولائتلاف غربی قرار گرفتند که تعداد کل نیروهای این ائتلاف در جنگ افغانستان به129469 تن می رسید.

 

ایالات متحده امریکا به عنوانطراحجنگ، از آغاز سال 2001 تاکنون با مصرف بیشتر از چهارصد میلیارد دالر، و تلفات بیش از 2349 تننیروی نظامی در میان 49 کشور"ائتلاف غربی" از جمله بیشترین تلفات و مصارفرا در جنگ افغانستان متقبل گردید؛ ولیامریکا از آغاز جنگتاکنون بنابر اهداف مرموز، سیاست و استراتژی های چند پهلو را در جنگ افغانستان دنبال نمود؛ چنانچه در آغازشعارنابودی تروریزم و ایجاد نظام دموکراتیک را توام با امنیت سر می داد. اما با گذشت 13 سال از اشغال امریکا تاکنون هیچ نوع امنیت و حتی آرامشِ نسبی به چشم نمی خورد؛ مگر اینکه روز تاروز بر فساد، فقر، کشتار افراد بی گناه، دزدی، ترویج فحاشی و افکار غربیافزوده می شود، و این دستاورد غرب و در رأس امریکاست که سراپا جامعه را به سوی بدبختی و هلاکت سوق می دهد؛ویرانی که هیچ تصور چنین حالت فجیع در سرزمین مسلمان افغانستان از قبل وجود نداشت.

 

اما با روی کار آمدن بارک اوباما از حزب دموکراتو تغییر چهره در کاخ سفید، ظاهراً اوباما برخلاف سلفش جورج بوش از حزب جمهوری خواه، بر ختم جنگ و اشغالگری امریکا شعار پیشه نمود، چنانچه وی در مبارزات انتخاباتی اش در سال 2009 از خروج نیروهای امریکایی ازعراق و افغانستان و پایان دادناین جنگ های پر هزینه و بستن زندان جهنمی گوانتانامو شعار سر می داد؛ولی با خروج نیروهای امریکایی ازعراق،اوباما دوباره این نیروها را جهت گسترش و تداومجنگ در افغانستان افزایش داد. نکته قابل تامل این است که در ابتدایی تغییر چهره، در امریکا از حزب جمهوری خواه به حزب دموکرات، برخی از حکام دست نشانده سرزمین های اسلامیبدون درک از سیاست های تغییر ناپذیر و جنگ طلبانه ایالات متحده امریکا از تغییر چهره همراه با شعار فریبنده پایان جنگبه گرمیاستقبال کردند. در حالیکه اوباما ظاهراً بعد از خروج نیروهایش از عراق جنگ های فرقه ای و مذهبی را دامن زد که سرانجام اوضاع درعراق بعد از خروج نیروهای ویرانگر امریکا تاکنون در بد ترین حالت قرار گرفت؛ و  در افغانستان با افزایش نیروی نظامیاوضاع را طور بد امن نمود که در این اواخر سرتاسر افغانستان، به ویژه کابل ـپایتخت،شاهد حد اقل هفته چندین انفجار و قتل ده ها نفر غیر نظامی می باشد، و از بستن زندان گوانتانامو تا اکنون خبری نیست. اینست سیاست جنگ طلبانه امریکا که با تغییر چهره ها هیچ گاه تغییر در سیاست جنگ طلبانه آن رونما نمی گردد.

 

بنابراین،با تحلیل و بررسی سیاست خارجی و استراتژی دراز مدت ایالات متحده امریکا در جهان اسلام به ویژه افغانستان، هیچ گونه تغییر در سیاست جنگ طلبانه و اشغالگری آن به مشاهده نمی رسد.چنانچه اوباما در جریان سال روان میلادی در رابطه بهخروج سربازان امریکایی از افغانستان تا پایان سال 2014 خبر داده بود. وی ضمن ارائه این استراتژی بیان داشت: "بعد از ختم سال جاری و آغاز سال 2015 نیروهای امریکایی در افغانستان به تعداد 9800 نفر آنهم در بخش هایآموزش، مشوره و تجهیز نیروهای افغان محدود خواهند بود،و سال بعد(2016) رقم این نیروها به 4900 تن کاهش خواهد یافت."

 

اما برخلاف این رویکرد، اوباما یک هفته قبلدر تصمیم ظاهراً محرمانه عملیات نظامی نیروهای امریکایی را در افغانستان به مدت یک سال دیگر تمدید نمود. این تصمیم اوباما در حالی صورت می گیرد که به پایان مهلت از قبل تعیین شده مبنی بر خروج عساکر امریکایی از افغانستان چند هفته محدود باقی مانده است. علی الرغم آن بر اساس مفادپیمان امنیتی میان دولت افغانستان و ایالات متحده امریکا و ناتو عملیات نظامی نیروهای خارجی تا ختم سال 2014 نیز به پایان می رسد، و تنها مسئولیت این کشورها در بخش های آموزش، مشوره و تجهیزنیروهای افغان محدود خواهد بود، برخلاف آنچه که اوباما استراتژی تمدید جنگ ویرانگر در افغانستان را اعلام نموده است. بنابراین استراتژی جدید جنگی اوباما تسلسل همان استراتژی می باشد که در زمان جورج بوش و حتی قبل از آن در زمان بیلکلینتون به اهداف مختلف از جمله تسلط و سلطه گرایی در سرزمین های اسلامی و طویل ساختن عمر نظام سرمایه داری و جلوگیری از ظهور قدرت نوین(خلافت) در جهان اسلام طرح شده است؛ چنانچه این مسئله را جورج بوش در سال2001 و در آغاز به اصطلاح جنگ با تروریزم اعلام نموده بود.

 

ایالات متحده برای پیشبرد این اهداف از وسایل و ابزارهای مختلف از جمله رسانه ها بیشتر استفاده نموده است، چنانچه رسانه های وابسته به غرب و اعمال شاناز آغاز سال جاری تا امضای پیمان امنیتی میان ایالات متحده و دولت دست نشانده افغانستان بارها ازپس زمینه های خروج نیروهای نظامی غربهشدار می دادند؛ واین رسانه ها بودند که با تبلیغات گسترده تمام بد امنی ها را ناشی از امضاء نشدن پیمان امنیتی تلقی نموده، و امضای این پیمان را به نفع امنیت و ثبات در افغانستان قلمداد می نمودند.

 

اما با روی کار آمدن حکومت جدید در نتیجه توافق غرب(نه آرای مردم) درنخستین روز کاری اش(29 سپتمبر) سرانجام پیمان امنیتی میان ایالات متحده امریکا و ناتو را امضاء نمود؛به تعقیب آنمجلس نمایندگان(پارلمان) به تاریخ 23.11.2014 این پیمان ننگین را تصویب کرد. اما با امضای این پیمان ننگین با غرب تاکنون نه تنها اینکه نا امنی ها کاهش نیافته؛ بل بیشتر از بیش شعله ور شده است، چنانچه در سه هفته اخیر در کابل‌ ـپایتخت، بیش از ده ها حوادث امنیتی و حملات مرموز، جان صدها نفر را قربانی گرفته است.پس کجاست روزنه آینده امن و ثبات در امضای پیمان امنیتی با امریکا که رسانه های وابسته به غرب آنرا آورنده امن و ثبات در افغانستان شعار می دادند؟

 

باوجود آندولت جدید در پهلوی این همه سر تسلیمی به غرب، در این روزها از آغاز عملیات شبانه نیروهای امریکایی خبر داده است،عملیات که در آن نه تنها منافع ملی هرچند خواست نا مشروع هم است،پامال می گردد، بل عزت، آبرو و حیثیت مسلمان را در چنین عملیاتِ زیر پای می گذارد. ظاهراً آغاز عملیات شبانه را چندی قبلدولت افغانستان با انتشار اعلامیه ای تکذیب نموده بود؛ ولی بنابر نوشته روزنامه امریکایی نیویارک تایمزاز قول یک مقام ارشد پیشن دولت افغانستان "در هفتههای اخیر اشرف غنی رئیس جمهور و حنیف اتمر مشاور امنیت ملی‌، در خواست عملیات نظامی از امریکا را نموده اند.برعلاوه این مقام افغان می افزاید که اشرف غنی هم در این اواخر محدودیت‌ها بر حملات هوایی وعملیاتهای مشترک نیروهای امریکایی را کاملاًبرداشته است."

 

بنابراین هیچ گونه تغییر در سیاست جنگی امریکا در قبال خروج نیروهای نظامی و پایانجنگ در افغانستان به میان نیامده، بل آنچه را که قبلاً اوباما به عنوان طرح خروج نیروهایش از افغانستان مطرح کردهبود هشداری بودمبنی بر امضای پیمان امنیتی به اهداف تداوم جنگ و اشغالگری در افغانستان و حتیجهان اسلام. بناً ایالات متحده امریکا این سیاست را در افغانستان بر خلاف عراق با امضای پیمان امنیتی، با در نظر داشتمصئونیت قضایی نیروهای متجاوزش موفقانه به انجام رسانید.

 

روزنامه امریکایی نیورک تایمز در رابطه به عواملتداوم استراتژی جنگی ایالات متحدهدر قبال افغانستانمی نویسد، یکی از عوامل عمده آن"انتقال قدرت به رئیس جمهور اشرف غنی می باشد که وی بیشتر پذیرای عملیات نظامی گستردهی امریکا در افغانستان است."این روزنامه در ادامه می افزاید:"اشرف غنی رئیس جمهور جدید، قبلاً با جنرال جان اف کمپبل، فرمانده نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان، روابط کاری نزدیک برقرار کرده است. چنانچه جنرال کمپبل در ‌ایمیلی در مورد تفاوت برخورد با اشرف غنی و حامد کرزی آنرا این گونه شرح داده است: «تفاوت، مثل شب و روز می باشد»."

 

بنابراین،شکل گیری دولتِ به اصطلاح وحدت ملی، تسلسل همان نظام قبلی می باشد که بیشتر از پیشاشغالگران غربی را در آغوش گرفته است. چنانچه در نخستین روز شکل گیری اش با امضای پیمان امنیتیبه نیروهای امریکایی و ناتواجازه دادتا در نقاط مختلف و استراتژیک افغانستان مانند: کابل-پاتخت، بگرام، مزار شریف، هرات، قندهار، هلمند، گردیز، جلالآباد و شیندند، تاسیسات نظامی داشته باشند. همچنین این نیروها بر اساس مفاد پیمان امنیتیاجازه خواهند داشت که از هفت میدان هوایی مهم افغانستان مانند: بگرام، کابل، قندهار، شیندند، هرات، مزار شریف، هلمند و نیز بنادر مهم آن مانند: تورخم، اسپین بولدک، تورغندی، حیرتان و شیرخان بندر به عنوان مجرای رسمی عبور و مرور نمایند.

 

همچنان روزنامه امریکایی نیورک تایمز به نقل از یک افسر ارشد نیروهای امریکا می نویسد: "بنابر تصمیم جدید اوبامانیروهای هوایی امریکامی توانند تا از جنگندههای F-16، بمب‌افگنهای B-1B و هواپیماهای بدون سرنشین برای تعقیب و از بین بردن دشمن در هر جا که باشد استفاده نمایند."

 

هر چند امریکا در جریان جنگ شکست خورده افغانستان که پر هزینه ترین و طولانی ترین جنگ، پس از جنگ ویتنام که ایالات متحده امریکا در آن بازنده جنگ بود، دست و پا می زند؛ ولی خروج از این جنگ دشوارتر از پایان آنست. به همین دلیل ایالات متحده امریکا جهت فروکش کردن و همچنان دست اندازی بر دشمنان دیرینه اش در منطقه به عمر این جنگ تداوم بخشیده است؛ زیرا پایان چنین جنگ هابر این قدرت ها پیامدهای ناگواری را در پی خواهد داشت. چنانچه اتحاد شوروی سابق به چنین روزگاری و در چنین سرزمینِ مواجه شده بود، تا اینکه نابود گردید. پس با این مثال که با دخول پشه در دماغ فیل، فیل را از زانور در خواهد آورد، به عمر امریکا خاتمه داده خواهد شد. زیرا اکثر تحلیلگران و سیاست اندیشان،سرزمین کوهستانی افغانستان را به عنوان گورستان قدرت های استعماری می شناسند، و اینک ما منتظر دفن شدنِ بزرگترین قدرت استعماری غرب در بلندی های این خطه کفر شکن خواهیم نشست.زیرا نظام سرمایه داری از لحاظ فکری سخت ترین صدمه را در خود دیده است، و از لحاظ نظامی شکست در عراق به ویژه افغانستان به عمر متزلزل آن پایان خواهد بخشید.

 


   


   ارسال نظر