بحران اطلاع‌رسانی؛ پهلوهای پنهان رسانه‌ها خطرناک‌تر از مجهول‌بودن «حزب‌التحریر»!
03/02/2021 | احمدصدیق احمدی

Print Print


وقتی امرالله صالح معاون نخست ریاست‌جمهوری در گزارش یک‌صد و دوازدهم «جلسه‌ی شش‌ونیم تاریخ 9 حوت» پیرامون حزب‌التحریر در صفحه‌ی فیسبوک‌اش اعلام کرد: "حزب تحریر در افغانستان ثبت وزارت عدلیه نیست. پس این حزب حق تجمع و تبلیغ را تا زمانیکه ثبت و راجستر نشده است ندارد. به عباره‌ای دیگر حزب تحریر را دولت افغانستان به رسمت نمی‌ شناسد و تا زمانیکه این معضله‌ی  حقوقی حل نگردد هرنوع فعالیت از نام و نشانی این شکبه مجهول غیر قانونی خواهد بود." این تصمیم امرالله صالح در رسانه‌ها به سرخط داغ خبرهای روز مبدل شد. اما برخی از رسانه‌ها واقعیت اصلی قضیه را برای مردم درست اطلاع‌رسانی نکردند. در واقع این تعداد از رسانه‌ها حقِ اطلاع‌رسانی را به مردم بگونه‌ی درست ادا ننمودند.
بسیاری اوقات افکار عامه آنچه را که رسانه‌ها اطلاع‌رسانی می‌کنند واقعیت‌ برمی‌شمارند. در حالی که بسیاری از رسانه‌ها با توجه به روابط و وابستگی که به سفارت‌خانه‌ها و کشورهای دخیل در قضیه‌ی افغانستان دارند واقعیت‌ها را آن گونه که هست برای مردم اطلاع‌رسانی نمی‌کنند. این مسأله به‌ویژه پس از اطلاع‌رسانی ناقص و یکجانبه‌ی برخی از رسانه‌ها پیرامون گفته‌های امرالله صالح در پیوند به فعالیت‌های حزب‌التحریر در افغانستان و چیستی این جریانِ فکری و سیاسی، به خوبی قابل مشاهده است. آیا حزب‌التحریر بدور از چشم مردم، رسانه‌ها و دولت افغانستان فعالیت می‌کند؟ اگر چنین است پس مخاطب اصلی این حزب کی‌ها اند و هدف آن چیست؟ این‌ها پرسش‌های اند که پاسخ به آن‌ها می‌تواند بر شفافیتِ آگاهی‌دهی مردم و جامعه مفید واقع شود. با توجه به این، چرا برخی از رسانه‌ها هدفمندانه برای مردم اطلاع‌رسانی نکرده و همواره مردم را در خلای معلوماتی قرار می‌دهند؟ برای درک درست این موضوع در اینجا چند مورد از اطلاع‌رسانی ناقص و یکجانبه‌ی برخی از رسانه‌ها به گفته‌های اخیر امرالله صالح معاون نخست ریاست‌جمهوری در پیوند به فعالیت‌های حزب‌التحریر را یادآور خواهیم شد.
روزنامه‌ی «هشت صبح» در خبری «روز یک‌شنبه دهم حوت» زیر عنوان «امرالله صالح: فعالیت حزب تحریر غیرقانونی است، دست از تبلیغ ضد نظام بردارد» نوشته و به ادامه‌ی گفته‌های امرالله صالح پیرامون حزب‌التحریر این معلومات را آورده است: "حزب تحریر از سال ۲۰۰۳ تاکنون در افغانستان با وجودی که جواز ندارد، فعالیت می‌کند. این حزب که توسط یکی از روحانیان فلسطینی در سال ۱۹۵۳ تاسیس شده است، مدعی است که هدف اصلی آن تشکیل خلافت اسلامی در جهان می‌باشد. در گذشته نیز شماری از مقام‌های دولتی از جمله عبدالله عبدالله در دوران ریاست اجرایی حکومت وحدت ملی، حزب تحریر را شاخه غیرنظامی تروریستان خوانده بود." این دقیقاً آنچه است که من آن را کلمه به کلمه از نوشته‌‌ی خبری روزنامه‌ی هشت صبح نقل کرده‌ام. این معلومات بی‌سر و کله همواره توسط برخی از رسانه‌ها دست بدست می‌شود. در حالی که حزب‌التحریر بیش از یک‌ونیم دهه است که در افغانستان فعالیت دارد، و معلومات زیادی را پیرامون چگونگی فعالیت‌هایش در افغانستان و بیش از 60 کشور دیگر جهان در وب‌سایت‌های رسمی، مجلات و سایر منشورات به نشر رسانیده است. افزون بر این حزب‌التحریر در میان قشر تحصیل‌یافته، استادان دانشگاه/پوهنتون، علماء، متنفذین، شخصیت‌های جهادی، وکلای پارلمان و در نهایت نخبه‌گان جامعه فعالیت داشته و این طبقه از اقشار جامعه به شمول افراد حکومتی از فعالیت‌ها و موجودیت حزب‌التحریر در افغانستان آگاهی دارند.
به دنبال آن روزنامه‌ی «اطلاعات‌روز» زیر عنوان «امرالله صالح: حزب «غیرقانونی» تحریر دست از تبلیغ ضدنظام بردارد» خبری را پیرامون گفته‌های امرالله صالح به نشر رسانیده و در پایان آن همان معلوماتی بی‌سر و کله‌یی را که روزنامه‌ی هشت صبح پیرامون حزب‌التحریر نوشته آورده است، با این تفاوت که در عنوان خبر برای مخاطب جانب‌دارانه و نیش‌دار اطلاع‌رسانی کرده است. تلویزیون «طلوع نیوز» در گزارش خبری‌اش «یک‌شنبه دهم حوت» افزون بر گفته‌های امرالله صالح، پیرامون فعالیت‌ها و کمپاین حزب‌التحریر در صفحات اجتماعی از گردهمایی‌های این حزب برای برپا کردن نظام خلافت در افغانستان گفته است. آنچه که در گزارش خبری طلوع نیوز برای مردم بگونه‌ی ناقص اطلاع‌رسانی شده مصاحبه‌ی یکجانبه است. در این گزارش هیچ گونه مصاحبه‌ی رسمی با سخنگوی دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-افغانستان و یا یکی از اعضای این حزب نشده است. هرچند برخی از خبرنگاران این رسانه‌ها با سخنگوی دفتر مطبوعاتی این حزب در تماس تلفونی قرار داشتند.
در گزارش شام‌گاهی طلوع نیوز «9 حوت» ابتدا با ذکیه عادلی، معین امور اجتماعی وزارت عدلیه مصاحبه شده و در آن آمده است: "حزب‌التحریر بیشتر فعالیت شان فعالیت فکری عقیده‌یی‌ست. یعنی کار عقیده‌یی و فکری سر جوان‌ها و سر اعضای شان می‌کند که این‌ها را از نظر اندیشه و فکر به طرف دیدگاه‌های افراطی، دیدگاه‌هایی که متمایل به خلافت اسلامی است سوق بدهد." در ادامه با سه تن از کسانی که هیچ گونه آگاهی از احزاب و جریان‌های سیاسی-اسلامی به‌ویژه حزب‌التحریر ندارند بگونه‌ی یکجانبه مصاحبه شده و به مردم بگونه‌ای ناقص اطلاع‌رسانی شده است. اگر به گفته‌های معین امور اجتماعی وزارت عدلیه به عنوان مسوول حکومتی نگاهی بی‌اندازیم، بدون شک حزب‌التحریر فعالیت‌های فکری-عقیده‌یی و سیاسی می‌کند. یعنی تاکنون یک مورد شواهد هم وجود ندارد که این حزب در مبارزه‌ی فکری و سیاسی خویش دست به سلاح و خشونت برده باشد. این مسأله را حزب‌التحریر همواره و بصورت رسمی اعلام کرده است. پس در کجای این دیدگاه تهدید و خشونت دیده می‌شود؟ آیا کارکردن برای آوردن دولت اسلامی/خلافت دیدگاه افراطی است؟ برداشت این گونه افراد از افراطی بودن چیست؟
تلویزیون آریانا نیوز اما در وب سایت خود زیر عنوان «امرالله صالح: حزب تحریر را به رسمیت نمی‌شناسیم» کوتاه پیرامون گفته‌های امرالله صالح خبری را به نشر رسانیده، هرچند کوتاه و اما برخلاف رسانه‌های دیگر از حزب‌التحریر یادآور نشده است. شبکه‌های تلویزیونی یک، طلوع، طلوع نیوز و برخی از رسانه‌های دیگر هرچند ناقص و یکجانبه در گزارشات خبری شان در مورد گفته‌های امرالله صالح پیرامون حزب‌التحریر گزارش‌های را به دست نشر سپرده‌اند، و اما تلویزیون آریانا و آریانا نیوز به سان نقش و قدم‌های گذشته‌ی خود پا به پای حکومت حتا گزارشی هم پیرامون حزب‌التحریر از طریق کانال تلویزیونی‌اش به نشر نرسانید. در این میان رسانه‌های هم بودند که برخی از واقعیت‌ها را پیرامون حزب‌التحریر از آدرس رسمی این حزب و یا با مصاحبه با سخنگوی دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-افغانستان به مردم اطلاع‌رسانی کردند. چنانچه وب سایت «بی بی سی فارسی» زیر عنوان «صالح: اعضای حزب‌التحریر پس از این حق تجمع و تبلیغ در افغانستان را ندارند» گزارشی را به نشر رسانیده و در آن نگاشته است:
"در وب سایت حزب‌التحریر در افغانستان نوشته شده که این حزب با ثبت شدن در افغانستان در صورتی که شرط غیراسلامی و مخالف اهداف عالی حزب مطرح نشود، مشکلی ندارند، اما دولت افغانستان پذیرش قانون اساسی و سایر قوانین افغانستان را «که آکنده از تناقضات صریح با احکام اسلام است» شرط ثبت نمودن قرار داده است و گفته شده در این شرایط ثبت حزب امکان ندارد. گفته می‌شود که فعالیت‌های این حزب در افغانستان اخیراً بیشتر شده است. شماری از افراد که به نظر می‌رسد وابسته به این حزب هستند پروفایل‌های خود را در فیسبوک با تصویری با شعار «خلافت را برپا کنید» تغییر دادند. تجمع‌هایی از سوی فعالین این حزب از جمله در هرات در راستای همین کمپین برگزار شده و اعضای آن دیدارهایی با مقام‌های حکومتی نیز داشتند." در ادامه‌ی گزارش همچنان آمده است: شاخه‌ی افغانستان حزب‌التحریر دو سال پس از فروپاشی رژیم طالبان، فعالیت‌های رسمی خود را آغاز کرد و عمدتا در میان دانشگاهیان و فرهنگیان به تبلیغ و عضوگیری پرداخت.
تلویزیون‌های «شمشاد» و «کابل نیوز» با بی‌طرفی گزارش‌های را پیرامون گفته‌های امرالله صالح تهیه نموده و در آن دیدگاه رسمی سیف‌الله مستنیر سخنگوی حزب‌التحریر-افغانستان را به مردم اطلاع‌رسانی کرده‌اند. چنانچه تلویزیون کابل نیوز در گزارش شام‌گاهی «9 حوت» آورده است: "مسوولین دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر می‌گویند که حزب‌التحریر از دو هفته بدین سو در بیش از 60 کشور اسلامی و غیراسلامی کمپاینی را به مناسبت صدمین سالگرد سقوط خلافت اسلامی آغاز کرده است.  به گفته‌ی وی فعالیت‌های حزب‌التحریر در افغانستان جنبه‌ی تروریستی ندارد، بلکه در جامعه‌ی افغانستان فعالیت‌های فکری و سیاسی می‌کنند." با توجه به این، چرا برخی از رسانه‌ها هدفمندانه برای مردم اطلاع‌رسانی نمی‌کنند و یا آنچه را که اطلاع‌رسانی بی‌طرف و مسوولانه عنوان می‌شود برای مردم بگونه‌ی درست آگاهی‌دهی نمی‌نمایند؟
اگر وارونه جلوه‌دادن اطلاعات برای مردم از سوی قدرتمندان صورت می‌گیرد بدون شک یگانه هدفِ آن‌ها سمت و سو دادن افکار عامه از واقعیت‌های اصلی در جامعه است که اتفاق می‌افتد. در این میان امرالله صالح به عنوان فرد شماره دوم حکومت تاکنون نتوانسته از فساد، فقر، بیکاری، جنگ و ناامنی در سرتاسر افغانستان به‌ویژه در شهر کابل جلوگیری نماید. افزون بر این‌ها به نظر می‌رسد که با پیشرفت پروسه‌ی صلح‌امریکایی احتمالاً قدرتِ ناتمام ارگ‌نشینان به آخر رسیده باشد. به همین خاطر در وضعیت کنونی می‌کوشند تا افکار عامه را بی‌راهه سمت و سو دهند. در این میان برخی از رسانه‌ها از این‌که برخلاف خواست مردم از سوی سفارت‌خانه‌های بیگانه تمویل و حمایت می‌شوند هیچ‌گاه نمی‌خواهند به چیزهای بپردازند که مربوط به ارزش‌های اسلامی مردم مسلمان افغانستان است. زیرا اگر مسلمانان افغانستان و جهان با وحدت فکری و سیاسی بتوانند به برپایی خلافت و دولت مقتدرِ اسلامی دست یابند بدون شک ریشه و لانه‌های جاسوسان بیگانه برچیده خواهند شد. در صورتی که قضیه چنین نیست پس چرا برخی از رسانه‌ها واقعیت‌هایی را که عملاً در جامعه وجود دارد و یا بسیاری از اقشار نخبه و تحصیل‌یافته‌ی در جامعه از آن آگاهی دارند -با توجه به رسالت اطلاع‌رسانی بی‌طرفانه-برای مردم بگونه‌ی درست اطلاع‌رسانی نمی‌کنند؟ چنانچه دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان طی اعلامیه‌ای زیر عنوان «مشکل اصلی در فعالیت حزب‌التحریر نه؛ بلکه در قوانین افغانستان است» پیرامون گفته‌های اخیر امرالله صالح واکنش نشان داده نگاشته است:
"یکی از معضل کلان در عدم اطلاع رسانی برخی از رسانه‌ها به مردم پیرامون حزب التحریر در این است که آن‌ها همواره اطلاعات را بصورت یکجانبه و مطابق پالیسی که از سفارت خانه‌ها بدست می‌آورند می‌رسانند. چنان چه حزب التحریر [قبلاً] طی اعلامیه ای پیرامون عدم ثبت و راجستر شدن اش نوشته است: "دولت افغانستان برای ثبت احزاب در وزارت عدلیه پذیرش «قانون اساسی» و «قانون احزاب» را اساس گذاشته است. این قوانین هم با واقعیت سازگار نبوده و هم مملو از تناقضات صریح با احکام دین مبین اسلام می‌باشد." در ادامه آمده است، بسیاری از احزاب و نهادهای دموکراتیک تمام مواردی را که به حیث موانع قانونی برای راجستر شدن حزب‌التحریر قرار دارد، آن را یکی پی دیگر نقض کرده، اما هرگز علیه آن‌ها چنین اظهار نظر صورت نگرفته است. به گونه مثال؛ در قانون آمده که گروه‌ها نباید منابع بیرونی داشته باشند، یا این‌که احزاب نمی‌توانند فرامرزی باشند، حالانکه در افغانستان احزاب سیاسی و نهاد‌های مدنی وجود دارند که منظم با نهادهای فرامرزی غربی در تماس بوده، از آنان دستور گرفته به آنان گزارش داده و هم توسط آن‌ها تمویل و هدایت می‌گردند. دولت و مردم افغانستان باید بدانند که هیچ فعالیت حزب‌التحریر در تناقض با اسلام عزیز قرار ندارد. این مشکل قوانین افغانستان است که براساس استنباط و تقنین شرعی استوار نبوده، که طی آن فعالیت احزاب اسلامی به مشکل مواجه شده و برعکس احزاب دموکراتیک و خلاف عقیده مردم افغانستان آزادانه می‌توانند در تحت چتر آن فعالیت داشته باشند. پس راه حل این است که دولت افغانستان اساس قوانین خود را به جای دموکراسی مطلقاً بر اساس اسلام تغییر دهد و تمام واقعیت‌های موجود به شمول فعالیت احزاب را تنها بر اساس منابع اسلام (قران، سنت، اجماع اصحاب و قیاس) توسط اجتهاد شرعی معالجه نماید."
اما دیده می‌شود که برخی از رسانه‌ها –با روابط و حمایت مالی که از سوی برخی از سفارت‌خانه‌ها به آن‌ها صورت می‌گیرد- نمی‌خواهند و یا پالیسی شان ایجاب نمی‌کند تا واقعیت‌ها را بگونه‌ی درست برای مردم اطلاع‌رسانی کنند. شما چه فکر می‌کنید که چرا برخی از رسانه‌ها آنچه را که ظاهراً واقعیت‌ها عنوان می‌دارند و اما در عمل جانب‌دارانه برای مردم اطلاع‌رسانی نموده و افکار عامه را بر مبنای پالیسی بیگانه‌ها سمت و سو می‌دهند؟


   


   ارسال نظر