Enter email addressInvalid email!

خرید و فروش طلا
حزب التحریر | December 27, 2016

خرید و فروش طلا

پرسش:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

 شيخ بزرگوار! الله سبحانه وتعالی برای تان جزای خیر دهد، قسمی که شما می دانید خرید و فروش طلا به طور مهلت درست نیست، بلکه به صورت دست به دست خرید و فروش می شود، چنان چه در حدیث به این موضوع اشاره گردیده است. آیا این قاعده در زیورات نیز مطابقت دارد یا خیر؟

موارد این پرسش قرار ذیل است:

  1. طلای که خرید و فروش می گردد؛ مثل: زیورات، از نوع طلای عیار 18 است نه از نوع عیار 24، طلای عیار 24 آن طلایی خالصی است که 99 درصد طلا بعد از زرگری آن به دست می آید، اما عیار 18 آن طلایی است که 75 درصد آن طلا بوده و باقی آن مواد معدنی؛ مثل: مس و آهنی است که آماده برای زرگری می گردد و امکان دارد آن را رنگ آمیزی به رنگ طلا نمایند مطابق رنگ بدست آمده آن از معدن، پس خرید و فروش این نوع زیور را بنابر وزنی که دارد زرگر بالاتر از قیمت طلا به فروش می رساند، به علت این که پول زرگری را نیز بالای آن علاوه می نماید.

پس آیا زیور درین حالت مثل اسباب تجارت(که در آن طلا وجود دارد) شده می تواند که خرید و فروش آن به صورت قرض یا به مهلت انجام شود؟ و يا اين که بنابر زیاد بودن طلا در آن برای همیشه در حکم طلای 75 درصد است؟

  1. و ديگر اين که زرگر زیوری را؛ مثل: دست بند به قیمت گران به فروش می رساند، در آن پارچه کوچکی؛ مثل: قفل موجود می باشد که آن از طلا نیست، بلکه از پلاتین و یا از زرگون و آن چه مشابه به آن ها است می باشد و همراه شی زرگری شده وزن گردیده و در وزن حساب می گردد و قیمت گذاری به نرخ طلا می شود یعنی مثل طلا فروخته می شود، پس فروش این پارچه کوچک آیا درست می شود يا اين که جدا نمودن قیمت آن لازم است؟ و یا آن از اجوره زرگری اعتبار داده شود؟ نظر شما در اين مورد چیست؟

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله وبرکاته!

قبل از ارائه پاسخ نظر شما را دانستم این که در احکام تبادله در بخش های سودی، خوب بودن یک بخش و خرابی بخش دیگر آن مراعات نمی گردد.

بخش های سودی آن مواردی است که در حدیث نسائی از عباده پسر صامت رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت گردیده که فرموده است:

الذَّهَبُ بِالذَّهَبِ تِبْرُهُ وَعَيْنُهُ وَزْنًا بِوَزْنٍ، وَالْفِضَّةُ بِالْفِضَّةِ تِبْرُهُ وَعَيْنُهُ وَزْنًا بِوَزْنٍ، وَالْمِلْحُ بِالْمِلْحِ، وَالتَّمْرُ بِالتَّمْرِ، وَالْبُرُّ بِالْبُرِّ، وَالشَّعِيرُ بِالشَّعِيرِ، سَوَاءً بِسَوَاءٍ مِثْلًا بِمِثْلٍ، فَمَنْ زَادَ أَوِ ازْدَادَ فَقَدْ أَرْبَى

(سنن نسائی: 7/276)

طلا در مقابل طلا پارچه و خود آن وزن در مقابل وزن، نقره در مقابل نقره پارچه و خود آن وزن در مقابل وزن، نمک در مقابل نمک، خرما در مقابل خرما، گندم در مقابل گندم، جو در مقابل جو، مساوی در مقابل مساوی مثل در مقابل مثل، کسی که زیادت و یا طلب زیادت کند او معامله سودی را انجام داده است.

پس هرگاه خرید و فروش نموديد یکی ازین بخش های سودی را باید مثل به مثل باشد نه در مقابل عالی، پس تبدیل نمودن یک پیمانه خرمای خوب در مقابل دو پیمانه خرمای خراب جایز نیست، تبدیل نمودن یک پیمانه گندم خوب و پاک در مقابل دو پیمانه گندم خراب ناپاک درست نیست و هم چنان جو، نمک و طلا نیز شامل همین حکم می باشند، بنابر این پاره ای از طلای خالص درست نیست که همرای یک و نیم پاره طلای ناخالص تبدیل گردد، باید مثل به مثل(در مقابل وزن اصلی خودش) تبادله گردد.

این است احکام مخصوص تبادلات که در بعضی جاها احکام تعاملات با طلا مختلف می باشد؛ به طور مثال: در زکات طلا و نقره خالص آن ها اعتبار داده می شود، پس زکات پاره ای از طلای عیار 24 فرق می نماید با پارچه طلای که وزن می گردد از نوع عیار 18، بلکه مقدار نصاب طلای خالص عیار 24 به اندازه 85 گرام می رسد، اما نصاب طلای عیار 18 بیشتر از آن می باشد زیرا ربع آن مخلوط به موادی است که آن طلا نیست، بدین معنی که در طلای عیار 18 مقدار 4/3 حصه طلای خالص از نوعیت طلای عیار 24 وجود دارد، بنابر این نصاب زکات طلای عیار 18 به اندازه 3/1 حصه طلای خالص است(113.33 گرام) می شود.

بناً شخصی اگر مالک 85 گرام طلای خالص از نوعیت طلای عیار 24 داشته باشد مالک نصاب گفته می شود، وقتی بالای آن یک سال بگذرد 2.5 درصد از وزن آن را باید زکات بدهد، اما شخصی که مالک 85 گرام از طلای عیار 18 باشد مالک نصاب گفته نمی شود تا این که به اندازه 113.33 گرام نرسیده است، زمانی که بالای آن مقدار متذکره یک سال گذشت مالک آن زکاتش را 2.5 درصد از وزن آن بپردازد، زیرا مدار اعتبار در طلا همانا طلای خالص می باشد.

اما در قسمت تبادلۀ آن احکام خاص خود را دارد، در صورتی که آن از بخش معامله سودی باشد، پاک باشد یا نا پاک، خوب باشد یا خراب، خالص باشد یا مخلوط با چیز دیگری. پس در همه این موارد در صورتی که خرید و فروش از جنس سودی باشد واجب است مثل به مثل تبادله گردد، اما به این شرط که طلای پاک با ناپاک باهم یک جا و مخلوط بوده باشند، یعنی هر دو از هم جدا نباشند، و هم چنان در چیزی که مخلوط با طلا می باشد زیادی از طلا باشد، پس درین صورت اطلاق نام طلا بروی می گردد.

دلیل بر موارد فوق حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه است که گفت: بلال رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد در حالی که نزدش خرمای خوب وجود داشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت:

مِنْ أَيْنَ هَذَا؟

این را از کجا آوردی؟

بلال رضی الله عنه گفت: خرمای خراب نزدم وجود داشت دو پیمانهٔ آن را در مقابل یک پیمانه از خرمای خوب جهت خوردن رسول الله صلی الله علیه وسلم فروختم.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن وقت فرمود:

أَوَّهْ عَيْنُ الرِّبَا، لَا تَفْعَلْ وَلَكِنْ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَشْتَرِيَ التَّمْرَ فَبِعْهُ بِبَيْعٍ آخَرَ، ثُمَّ اشْتَرِ بِهِ

(رواه مسلم: 3/1215)

آه این خودش سود است، این کار را نکن، اما اگر می خواهی خرما را خرید و فروش نمائی، آن را به یک قیمت بفروش برسان و به قیمت دیگری خریداری نما.

و هم چنان از ابوسعید خدری و ابوهریره رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را در خیبر به کاری گماشت، آن شخص با خود خرمای خوبی را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورد، رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت:

أَكُلُّ تَمْرِ خَيْبَرَ هَكَذَا؟

آیا همه خرمای خیبر این چنین است؟

آن مرد گفت: نه به الله قسم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم، ما از این خرما یک پیمانه را در مقابل دو پیمانه، و دو پیمانه را در مقابل سه پیمانه می گیریم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

لاَ تَفْعَلْ، بِعْ الجَمْعَ بِالدَّرَاهِمِ، ثُمَّ ابْتَعْ بِالدَّرَاهِمِ جَنِيبًا

(متفق عليه)

این کار را نکن، همه خرما ها را به چند دراهم بفروش، سپس با آن دراهم خرمای خوب را خریداری کن.

طبق همین قاعده همه بخش های سودی شامل می شود. هم چنان در کتاب نظام اقتصادی صفحهٔ 264 چنین تذکر یافته است: وقتی شخصی از شخص دیگری یک دینار صحیح را در مقابل دو دینار رَدِّی(خراب) بخرد این جایز نیست. اگر یک دینار را در مقابل دراهم نقره ای خرید، باز آن ها را به دو درهم رَدِّی به فروش رسانید جایز است. بنابر حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه است که گفت: بلال رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد در حالی که نزدش خرمای خوب وجود داشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت:

مِنْ أَيْنَ هَذَا؟

این را از کجا آوردی؟

بلال رضی الله عنه گفت: خرمای خراب نزدم و جود داشت دو پیمانهٔ آن را در مقابل یک پیمانه از خرمای خوب جهت خوردن رسول الله صلی الله علیه وسلم فروختم. رسول الله صلی الله علیه وسلم در آن وقت فرمود:

آه این خودش سود است، این کار را نکن، اما اگر می خواهی خرما را خرید و فروش نمائی، آن را به یک قیمت بفروش برسان و به قیمت دیگری خریداری نما.

هم چنان از ابوسعید خدری و ابوهریره رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی را در خیبر به کار گماشت، آن شخص با خود خرمای خوبی را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورد، رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت:

أَكُلُّ تَمْرِ خَيْبَرَ هَكَذَا؟

آیا همه خرمای خیبر این چنین است؟

آن مرد گفت: نه به الله قسم یا رسول الله صلی الله علیه وسلم، ما از این خرما یک پیمانه را در مقابل دو پیمانه و دو پیمانه را در مقابل سه پیمانه می گیریم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

این کار را نکن، همه خرما ها را به چند دراهم بفروش، سپس با آن دراهم خرمای خوب را خریداری کن.

بناً از دلایل فوق همه بخش های سودی در تبادله واضح می گردد که مثل به مثل صورت گیرد تا وقتی که خوبی آن شی قسمی که در حدیث وارد گردیده بر حال خود باقی باشد، فرق نمی کند که طلا در مقابل طلا باشد یا نقره در مقابل نقره، گندم در مقابل گندم باشد یا جو در مقابل جو و یا نمک در مقابل نمک.

مبنی بر این حکم پاسخ به پرسش شما قرار ذیل است:

  1. زیورات زرگری شده از طلا و نقره از هر نوع عیاری که بوده باشد، در وقت تبدیلی باید با جنس خودش باشد(مثل به مثل) صورت گیرد؛ به طور مثال: تبدیل نمودن طلای رشادی با دست بند و دیگر زیورات از نوع عیار 21 باشد يا 18، لازم است که مثل به مثل باشد، زیادت در آن درست نیست، برابر است که زرگری شده باشد یا فایده جایز نیست. هم چنان طلای ذوب شده در مثل حالت فوق، مثل به مثل تبادله می گردد در صورتی که خریدار و فروشنده توافق مثل به مثل را نکرده باشند، و این در صورتی است که پارچه طلا با پول نقد فروخته شود و با پول نقد دست بند خریداری گردد و یا هر نوع از معاملات دیگر خرید و فروش صورت گیرد.
  2. در وقت خریدن دست بند طلایی پارچه ای به نام قفل که با آن مخلوط هم نبوده موجود می باشد و امکان دور کردن آن از دست بند هم وجود دارد، پس در اين حالت آن پارچه از طلا دور گردیده و طلا به تنهایی خود وزن گردد و به جنس خودش(مثل به مثل) فروخته شود، و آن پارچه به نرخی که در بین جانبین توافق صورت گرفته خرید و فروش گردد. این هم در حالتی است که خرید و فروش دست بند طلایی با طلا بوده باشد.

اما اگر تو می خواهی که دست بند طلایی را بخری که در آن پارچه ای از غیر طلا وجود دارد و تو می خواهی که آن را با پول نقد خریداری نمایی پس برای تو درست است که با هر قیمتی که در بین هر دو طرف توافق شود خریداری نمایی، و اگر همه آن را وزن نمود در بدل نرخی که با تو توافق نموده هم اشکالی ندارد، زیرا خرید و فروش در این جا با دو جنس مختلف صورت گرفته است؛ یعنی تو اگر می خواهی دست بند را با پول کاغذی بخری پس در این صورت برای فروشنده درست است که همه دست بندها را همراه با چیزی که با او مخلوط است وزن نماید و بعداً در مقابل آن نرخی که تو همیشه خریداری می نمایی با پول نقدی که غیر از طلا است همراه تو با آن توافق نموده به فروش رساند.

برادر شما عطا بن خلیل ابورشته

15 شوال 1436هـ.ق

31 جولای 2015م

مترجم: اسامه زاهد


PDF Print Email
Views [ 1255 ]
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
څرنګه له کفر او شرک څخه ډډه وکړم او له ايمان سره ومرم؟
د پورتنیو دلیلونو پر بنسټ د ایمان او کفر مدار، په زړه تصدیق او پر هغه ایمان لرل دي، نه پر خبره (وینا) او عمل(کردار)؛ ځکه خبره او عمل له جوارح (د بدن د غړو) افعالو څخه دي او دا دواړه د زړه له تصديق ...
اشتراک در اردوی دولت‎های سرزمین‎های اسلامی
شیخ بزرگوار! بنده پرسشی دارم مبنی بر این‎که آیا کار کردن و اشتراک در اردو یا لشکر دولت‎هایی که در حال حاضر در سرزمین‎های اسلامی هستند، جایز است؟ حال آن‎که حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم اشتراک در ل...
د ډیموکراسۍ په هکله
په اوسني عصر کې مختلف ناسم افکار او غلطې عقيدې چې له ټولو اسلامي عقایدو او روحیې سره په تضاد او ټکر کې دي، اسلامي امت يي له هرې خوا چاپیرکړی دی؛ چې خورا مهمه یې د ډیموکراسۍ موضوع ده او تر ټولو خطرناکه...
د حزب التحریر د نظریاتو په اړه
زما په اند پورته متن تېروتنه لري، یعنې حزب د خطا صفت له ځانه لېرې کړی، په داسې حال کې چې نه تېروتنه د الله سبحانه وتعالی صفت دی او هر مخلوق تېروتنه کوي. همداراز د دغه کتاب د متن په بله برخه کې ویل شوي...

موضوعات جدید ...

جواب به ادعای برادر نور جواب به ادعای برادر نور ...
در یک مصاحبه ای که توسط شبکه خبری "المزهر السیاسی" با آقای نور "حامد" صورت گرفته بود ...
شیر اش را برای آبیاری شاهرگ اقتصاد مردۀ...
نامه سرگشاده حزب التحریر–ولایه سوریه به ...
وروستۍ بریا د الله سبحانه وتعالی رضا لاس...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره هشتم
ماهنامه تغییر - شماره هشت...
ماهنامه تغییر - شماره هشتم ماهنامه تغییر به مسایل داغ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به سطح جهان و منطقه پرداخته و شما هم با استفاده از آن در نشر و بخش هر چه...
ځانګړی رپوټ: په سوریه کې د ترکیې نظامي م...
گزارش ویژه: بررسی مداخله نظامی ترکیه در ...
ماهنامه تغییر - شماره هفتم...
ماهنامه تغییر - شماره پنجم و ششم...

پر بیننده ترین ها ...

روزمره‌گی، یکنواختی، پوچی و نهایت خودکشی یک جوان هراتی؛  کجایِ کار می‌لنگد؟!
روزمره‌گی، یکنواختی، پوچی...
طرز دید خوشبختی و لذت نسبت به زندگی باعث شده که تعدادی زیادی از جوانان را در دام خود ...
سلمان و درخواست تأسیس مرکز جهانی برای مب...
د جان کيري د حکومت عورت بايد نور ټولو ته...
نامه سرگشاده حزب التحریر–ولایه سوریه به ...
د بورقې او نقاب پر بندیز د ډنمارک د خلکو...