Enter email addressInvalid email!

گزیدۀ از سرگذشت مردی که چندین سال در زندان یار و هم صحبت شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته، رهبر جهانی حزب التحریر، بود
| February 11, 2014

گزیدۀ از سرگذشت مردی که چندین سال در زندان یار و هم صحبت شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته، رهبر جهانی حزب التحریر، بود

قسمت دوم

 

منبع: مجله الوعی

برگردان: کریم ایماق

چنانچه در قسمت اول، خاطرات برادر سلیم الامر را تا شماره پنجم برای تان بازگو کردیم. به سلسلۀ آن، این بار نیز مجله الوعی شماره ششم این سرگذشت را به دست نشر سپرده است که در ذیل برای تان بیان می داریم. درین داستان درس و نصایح سازندۀ نهفته است که هر شخص می تواند از آن بیاموزد. خوشا به حال پند گیرندگان وعبرت گیرندگان!

 

شماره ششم: خاطرات زندان و کسب افتخار همنشینی با رهبر جهانی حزب التحریر

روزی از عطاء ابن خلیل ابوالرشته، پرسیدم:چرا وقت که به ما نماز می دهید، یک طرف بدن تان می لرزد؟ او گفت این لرزه نتیجه شکنجه ای است که مامورانامنیتی زندان در کشورهای اردن، لیبیا و عراق برایم داده اند. آنها مرا با برق شوک می دادند و از هیچ نوع شکنجه در حق من دریغ نمی ورزیدند. به خاطر دارم که او می گفت:"حکام خاین و ظالم چنان اعضای حزب التحریر را شکنجه می نمایند که هیچ قابل بیان نیست. جوانان حزب را در هوای بسیار سرد، به لوله های بزرگ گاز محکم می بستند و سپسآنها را با چرخاندن در اطراف لولهاز تمام جناح هابه شدت مورد ضرب و شتمقرار می دادند." درین جا می خواهم بگویم که این نخستین بار بود که من نوعیت شکنجه اعضای حزب التحریر را از زبان خود اعضای آن می شنیدم؛ زیرا، حزب التحریر هرگز نوعیت شکنجه اعضای خود را به زبان نمی آورد. قابل ذکر است که این سخن را تنها در زندان از زبان اعضای حزب شنیدم و در بیرون هیچ یک از اعضای حزب التحریر به نوعیت شکنجه و زجر که در زندان دیده بودند، چیزی به زبان نمی آوردند.

 

حال از زبان دیگران می شنویم که در مورد اعضای حزب التحریر چه می گویند، چون برادر سلیم از چند مرد بزرگ و دانشمند، چنین بیان می کند:

 

1. شیخ احمد الفرخمشهور به ابوالامین، استاد دانشگاه الازهر ویکی از شهروندان کشور اردن بود کهبه عمر بالاتر از 80 سالگی در سال 2006 در گذشت. روزی از او در مورد افکار و اندیشههای حزب التحریر پرسیدم. او گفت: " ای برادر سلیم؛ الله سبحان وتعالی را سپاسگذارم که من معیار حق و باطل را از حزب التحریر آموختم و دقیقاً از طریق همین حزب درک کردم که حق چیست و باطل چیست. من قطعاً گواهی میدهم که حزب التحریر حق است و به دقیق‏ترین راه روان است."

 

یکی از پروفیسوران دانشگاه الازهر روزی برایم داستان یک تن از اعضای حزب کمونست انباتا(منطقه تولکرام واقع در فلسطین) را بازگو نمود و گفت که او همیشه با اعضای حزب التحریر استدلال ومشاجره لفظی می نمود. این شخص یک دختر داشت، و همیشه دوستان کمونست وی برای خواستگاری می آمدند و از وی می خواستند تا دخترش را به آنها بدهد.او همیشه نظر و خواست آنها را رد می کرد و می گفت: "نمی خواهم دخترم را به شما بدهم."

 

اما روزی یک تن از اعضای حزب التحریر،جهت خواستگاری نزد وی آمد و گفت می خواهم با دخترت ازدواج نمایم، آن مرد فوراً در خواست او را پذیرفت و تصمیم به نامزدیگرفت.این در حالی بود که بین اعضای حزب التحریر و حزب کمونست اختلافات شدید ایدیولوژیک وجود داشت و نظریات یکدیگر را به شدت رد می کردند.روز بعد دوستان کمونستاوبرایش گفتند: چرا دخترت را به تحریری دادی؟ در حالیکه آنها همه روزه با تو استدلال می کنند و هرگز نظریات تو را قبول نمی کنند. چرا دخترت را به ما ندادی؟ ما و شما از یک حزب، دارای یک عقیده و از یک ایدیولوژی هستیم. چرا چنین تصمیم را گرفتی؟!

 

پدر دختر چنین پاسخ داد: " چون اعضای حزب التحریر، احترام دخترم را دارند،آنها از زن خود به خوبی و به وجه احسن پرستاری می نمایند. غمخوری آنها نسبت به شما بسیار قوی است. تحریری ها با زنان رفتار نیک و پسندیده دارند. شما به دخترم احترام نمی کردید و هرگز نمی توانستید از دخترم به درستی سرپرستی نماید."

 

همچنانروزی پروفیسور به من گفت: یک تن از افراد"انباتا" که به شدت از حزب التحریر نفرت داشت، تصمیم گرفت تا با شیخ تقی الدین النبهانی، مؤسس حزب التحریر، ملاقات نماید. زیرا، او می خواست، در خصوص تفکر و اندیشه حزب با تقی الدین النهانی بحث و گفتگو کند،در تصمیم خود قاطع بود و می گفت به هر قیمتیشده باید با تقی الدین صحبت کنم. او در تصمیم خود موفق شد، چون روزی به همکاری یک تن از اعضایحزب التحریر داخل خاک لبنان شد و چندین روز را در ضیافت با تقی الدین النبهانی سپری نمود. پس از ملاقات با شیخ دوباره به زاد گاهش فلسطین برگشت و از سرگذشت دیدارش با شیخ چنین گفت: " می خواهم دیدار کوتاهِخود را با شیخ چنین خلاصه نمایم؛ اگر قرآنکریم به محمد صلی الله علیه وسلم نازل نمی شد، گفته می توانم که به او نازل می شد."

 

الله سبحان وتعالی شیخ احمد الفرخ، عالم جید، را اجرعظیم و جنت برین اعطاء نماید. او شخص بسیار مهربان و از اهل الکراک بود، شخصیت کم نظیر و پسندیده داشت و هر که با او ملاقی می شد، شیفته علم و شخصیت او می گردید. اعضای حزب التحریر تا وقت پیوستن او به حزب، وی را همراهی می کردند. او اعضای حزب را بهترین یار و هم صحبت خود یافته بود، سه روز پیش از مرگش تصمیم گرفت تا با حزب التحریر بپیوندد؛اما عمر بی وفا با وی یاری نکرد و جان به جان آفرین سپرد. انالله و انا الیه راجعون.

 

2. دکتور ایام الاطوم، شاعر مشهور و انجنیر ورزیده، یک تن دیگر از یاران ما در زندان بود. او در صفحات 192-197 کتاب "یا اصحاب السجن" یعنی:"ای زندانیان" پیرامون اعضای حزب التحریر چنین می نگارد:

" در سلول شماره 12 و در دو اتاق رو به رویما اعضای حزب التحریر که شمار شان به 10 نقر می رسید زندانی بودند. چون قضیه من و آنها یکسان بود و به یک جرم گرفتار شده بودیم، به همین دلیل من نزد آنها به ضیافت می رفتم. قضیه ما " زبان درازی در مقابل نظام(سخن گفتن برضد دولت) بود." رهبر آنها ولید نام داشت. زمانی که نزد شان می رفتم ازمن استقبال خوبی می کردند. ولید 30 سال عمر داشت و دارای ریش دراز،هیکلقوی، صدای بلند و چهرۀ بشاش و خندان بود. در راه رفتن باپیچ وتاب راه می رفت و فکر می کردی که خرامان و بازی کنان راه میرود؛اما چنین نبود.

 

در میان این 10 زندانی، شیخ عطاء ابوالرشته هم شامل بود. او در آن زمان رهبر حزب التحریر در کشور اردن بودو 50 سال عمر داشت. وی شخص مورد احترام همه بود، چون همه رااحترام می کرد. رنگ موهایش خاکی بود، همیشه سخن کم و دلپذیر می زد، چشمان سبز و ریش سفید داشت. همراهان زندانی اش از وی بسیار متأثر شده بودند، او را احترام می کردند و همیشه در خدمت وی سبقت می جستند. هم صحبتان وی همیشه به سخنان و حتی به نجوا های او گوش می دادند. وی را نه تنها ده نفر که در سلول همرایش بود احترام می کرد؛ بلکه تمام اعضای حزب التحریر در سراسر اردن و فلسطین مورد احترام قرار می دادند و  فکر می کردند که در آیندۀ نزدیک پُست رهبری حزب التحریر در سطح جهان را احراز می نماید.

 

ولید برایم بسترخواب متمایز و مشخص آماده می ساخت. افزون براین، اعضای حزب التحریر هرکسی را که به جرم سخن گفتن حق زندانی می شد، بسیار تقدیر و احترام می کردند. یعنی اعضای حزب التحریر هرکس را صرف نظر از دیدگاه و گرایش اش،اگر به خاطر حق زندانی می شد، خیلی خیلی ها دوست می داشتند. قضیه من هم از همین جمله بود. ایشان به سخنان و اشعار من گوش فرا می دادند. ولید، رهبر سلول زندان، برایم بستر خواب برجسته تهیه می کرد. او برایم دوشک پاک و صفا می آورد و امتیاز دیگری که داشتم،بستر خوابمرا در پهلوی بستر عطاء ابوالرشته آماده می ساخت.

 

شیخ عطاء ابوالرشته شخصی بود که افکار و مفاهیم واقعی حزب التحریر در وجودش دیده می شد. یعنی او مظهر عملی افکار و مفاهیم حزب التحریر بود. چنان به افکار و مفاهیم حزب التحریر عمل می کرد که ذرۀ از آن تخطی نمی کرد. هرکس واقعیت افکار و مفاهیم حزب التحریر را در وجود او می جست و در شخصیت او پیدا می کرد.

هدف و غایت نهائی مبارزه حزب التحریر در دنیا، تاسیس مجدد دولت اسلامی(خلافت) می باشد و احیاییخلافت در محراق توجه کارشان قرار دارد.آنها هر کاری را که انجام می دادند آن را به خلافت ربط می دادند و می گفتند که برای تحقیق این هدف،تحمل هرنوع درد ورنج را می پذیریم تا به هدف نهائی خود که تاسیس دولت اسلامی(خلافت)در این کره خاکی است، برسیم.

 

اگر،از تک تک افراد حزب التحریر،می پرسیدیم و حال هم پرسیده شود که خلافت در کجا، چه وقت، به کدام وسیله تاسیس می گردد؟آنها با استناد به آیات اللهسبحانه وتعالی و احادیث نبوی صلی الله علیه وسلم پاسخ می دادند و می دهند،به خصوص با این قول الله سبحان وتعالی کهپی همبهزبان های شان جاری است:

 

وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده بود، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت. ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسق اند.

(نور:آیت 55)


ایشان همیشه از وعده الله سبحان وتعالی راضی و مطمئن بودند و پاسخ آیه فوق را به آیه ذیل می دادند:

 

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ 

اکنون که چنین است، صبر پیشه کن که وعده الله حق است؛ و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند و از راه حق منحرف نکنند!

(سوره روم آیه 60) 


شیخ عطاء ابوالرشته در هفته سه روز تفسیر قرآنکریم تدریس می کرد و سه روز دیگرهم زبان عربی. بدین ملحوظ اعضای حزب التحریر روزهای هفته را به دو حصه تقسیم نموده بودند. در یک بخش آن تفسیر می آموختند و در بخش دیگر، لغت عربی را فرا میگرفتند. عطاء ابوالرشته می فهمید که من یک شاعر هستم و بدین خاطر بسیار اصرار می ورزید تا به درسش شرکت نمایم. من هم به دروس عطاء ابوالرشته شرکت می کردم. تشریح و توزیع آیات را به اسلوب بسیار خوب و روشن بیان می کرد، چنانچه تا به حال تشریح آیت ذیل از زبان عطاء ابوالرشته را فراموش نکرده ام و قطعاً از خاطرم فراموش نمی گردد:

 

هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ 

او کسی است که این کتاب آسمانی را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات "محکم" [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف می‌گردد.) و قسمتی از آن، "متشابه" است [= آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‌رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‌گردد.] اما آنهای که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهات اند، تا فتنه‌انگیزی کنند و مردم را گمراه سازند؛ و تفسیر نادرستی برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. آنها که به دنبال فهم و درکِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی اند می‌گویند: "ما به همه آیات ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست." و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند و این حقیقت را درک نمی‌کنند.

(سوره آل عمران آیه 7)


عطاء ابوالرشته بیشتر وقت خود را روی لفظ "و"؛مثلاً در جمله" وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ" یعنی آنانیکه دارای پایۀ محکم در علم و بصیرت هستند،سپری می کرد. و به اینمی پرداخت که هدف از لفظ "و" حرف ربط (عطف) است یا هدف آن از سرگیری(استناف) می باشد. روی این لفظ بسیار مکث میکرد و ازهر دید، از دید زبان شناسی و زبان شناختی و همچنین از دید تاریخی روی این حرف روشنی می انداخت. عادت شیخ در بیان و شرح این موضوع چنین بود که نخست دیدگاه ها و نظریات دیگران در مورد موضوع را بیان میکرد و سپس موقف ونظر خود مورد را بیان میکرد. اکثر مردم نظر و دیدگاه او را قبول می کردندو از موقف وی حمایت می نمودند. آنهم درحالیکه نظر و دیدگاه شیخ مخالف دیدگاه اکثریت بود. اکثریت مردم در خصوص حرف "و" چنین نگاشته اند که هدف"و" از سرگیری، ادامه و تجدید می باشد؛اما عطاء ابوالرشته رهبر جهانی حزب التحریر می گفت:"هدف حرف "و"،ربط یا اتصال می باشد." شاگردان که در درس عطاء ابوالرشته شرکت می کردند با خود یک یک قرآنکریم و یک کتابچه می گرفتند و هرچه را که شیخ می گفت یادداشت می کردند.

 

منهم از درس های او سه کتابچه یادداشت در مورد تفسیر سوره بقره دارم. اعضای حزب التحریر کتابچه یادداشت مرا باخود می بردند و تمام یادداشت های آن را نوت می گرفتند و می گفتند که پربهاترین گنج است که با از دست دادنش دوباره بر نمی گردد. ایشان کتابچه را از هرنوع خساره و ضرر در امان نگه می داشتند. روزی یکی از اعضای حزب التحریر را دیدم که حین مطالعه کتابچه را در سینه خود محکم گرفته بود تا مفقود و یا خساره نبیند. از درس های شیخ یافتم که او دربیان حقایق بسیار دقیق است و آخرین تلاش خود را می نمود تا دقیق ترین و درست ترین مفهوم یک موضوع و کلمه را بیان نماید، و این موضوعات را شما می توانید در کتابچه یادداشت من پیدا نماید. او در تفسیر آیه های قرآنکریم بی نظیر بود و تفسیر وی پر از پند و عبرت بود. شاگردان، تفسیر شیخ را درمیان یکدیگر به حیث یک دانه قیمتی و گرانبها تبادله می نمودند و فکر می کردند که دارند، در میان خود جواهر گُهربار و قیمتی را تبادله می نمایند.

 

عطاء ابوالرشته در زندان به نوشتن تفسیر قرآنکریم آغازنمود و تا زمانی به کار خود ادامه داد کهسه کتابچه تکمیل شد. اما دیگر من از او دورشدم و هنوز نمی دانم که او تفسیر قرآنکریم را تکمیل نموده یا خیر.

 

شاید رهبری حزب التحریر به سطح جهان، مانع تکمیل شدن تفسیر قرآنکریم شده باشد. چون رهبری حزب التحریر به سطح جهان کار بسیار دشوار و مشکل بوده و مجال فرصت به دیگر کارها را نمی دهد.

 

من در درس زبان عربی شیخ نیز سهم می گرفتم. در یکی از درس های خویش موضوع استعارهرا تشریح نمود که تا هنوز به یاد دارم و درین خصوص ارتباط معنایی و ادبی استعارهرا برای ما تشریح نمود. من شرح این قول الله سبحان وتعالی را از زبان وی هرگز فراموش نمی کنم:

 

أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبَداً رَّابِیاً

خداوند از ابرهای آسمان، آب فرو می‌باراند و دره‌ها و رودخانه‌ها هر یك به اندازه گنجایش خویش برای رویش گیاهان و بهره‌وری درختان، از آب آن در خود می‌گنجانند و روی این سیلابها، كفهای زیاد و بیسودی قرار می‌گیرد


سوره رعد آیه 17

او در شرح این آیت گفت: "ما در اصل نمی گویم که دره ها جریان یا روان شد؛ بلکه می گویم که آب در دره روان شد یا جریان یافت. درین جا به حیث استعاره به کار رفته و این معنی مجازی آن است. اما در خصوص ارتباط آن باید گفت که درینجا ارتباط آب با دره را نشان می دهد. در فوق هدفش این است که آب جریان می یابد. پس آن چه ما درین جا داریم یک مثال استعاره غیرمستقیممی باشد که ارتباط با آن مکان دارد."

 

شیخ همیشه پس از هر درس برای ما کارخانگی می داد تا درس آینده آن را اجرا نمایم. به طور مثال، برای من می گفت: "در مورد ارتباط استعاره های به کار رفته در سوره آل عمران تحقیق نماید." یا به من می فرمود که تمام انواع موضوعات گرامری منسوخ شده سوره فرقان را پیدا کنم و تمام مبتدا ها و ترکیب های آن را تشخیص دهم.باید گفت که اعضای حزب کارخانگی را به درستی انجام می دادند و به هر پرسشاو بسیار به دقت به پاسخ می دادند. جالب این بود که در میان اعضای حزب التحریر پیر وجوان، با سواد و بی سواد، داکتر و پروفسور همه شامل بودند، آنها به درستی و با ارتباطات قوی به پرسش های شیخ پاسخ می دادند.

خصوصیات دیگراعضای حزب التحریر، این بود که با یکدیگر همکاری می نمودند و از اطاعت مفهوم قوی در نزد خود داشتند و از یک نظم خاص و بی نظیر در میان خویش برخوردار بودند و من هیچ گروه و حزب را در زندان نیافتم که به اندازه ایشان با نظم باشد. امیر و مامور ایشان مشخص بود و اطاعت درمیان شان به یک امرمعمول مبدل گشته بود.

جالب این که آنها در بیان حق بسیار دقیق، دلیر و جسور بودند. به خاطر دارم که روزی یکی از اعضای حزب التحریر با یکی از افسران نظامی زندان بسیار سخت رویه کرد و در مقابل او هیچ تملق و چاپلوسی نکرد و به شدیدترین لحن دولت و رژیم را رد نمود و آن را خائن خواند. سپس افسر نظامی برعلیه او اقامه دعواکرد و شش ماه به دوره زندان او که قبلاً دوسال بود افزوده شد و بدین ترتیب دوره زندان او دوسال و شش ماه تمدید گردید. یعنی او در زندان دوباره زندانی شد!

او توسط این کارش از سوی دیگر زندانیان توبیخ گردید و زندانیان دیگر به وی طعنه دادند و بر عملکرد او خنده کردند و گفتند که بودن تو در زندان بهتر است؛ زیرا شما و حزب تان حتی یک ثانیه نمی توانید زبان خود را کنترول نماید. شما تنها در گفتار بسیار فعال هستید. او تمام کسانی را که بروی می خندیدند گفت که شما ترسو وبزدل هستید. چون هرگز حق را گفته نمی توانید، حتی از سایه های خودتان می ترسید؛ باچنین بزدلی و ترسویی نمی توانید سخنان حق را بگوید و دین الله سبحان وتعالی را تعالی بخشید. شما قطعاً در راه حق توان درد و رنج دیدن را ندارید و در راه حق هیچ زجر را متحمل نمی شوید. او به ایشان مکرراً می گفت: " حق گفتن و مبارزه در راه حق،مرد می خواهد که تمام مردم،مرد نیستند تا حق را بگویند."

یکی از کسانی دیگری که به نام اکریمهبود، همیشه همرای اعضای حزب التحریر استدلال می کرد و در صورت که آنها را پیدا نمی کرد، نزد من می آمد و سرمن را به درد می آورد و بامن بحث می کرد. او همیشه می گفت: "مشکل حزب التحریر این است که ایشان در کار خود بسیار محکم و استوارهستند، راه خود را هرگز تغییر نمی دهند و در کارهای خویش انعطاف پذیر نیستند؛پالیسی های گذشته گان را بالای ما تطبیق می نمایند،افراد آماده و سیار هستند، در هرکار ماهر ومثل الگوها و قالب های آماده هستند."

روزی در دستش گیلاس چای بود وبه من گفت: " تحریری ها بسیار تند هستند. آنها می خواهند گیلاس بزرگ را در یک بوتل کوچک جای نمایند،می خواهند کار ناشد را شد کنند. آنها نمی فهمند که کار 13 ساله محمد صلی الله علیه وسلم در مکه، در فلسطین، عمان و بیروت، برابر 100 سال می باشد. یعنی کار 13 ساله پیامبر صلی الله علیه وسلم برابر با کار صدساله امروزی می باشد."

عطاء ابوالرشته شخص بسیار باحیاء، فروتن و متواضع بود؛ فکر نمی کرد که متواضع بودن در مقابل دیگران باعث کاهش شخصیت و حیای انسان می شود.

او بسیار مواظب صحت خود بود وبه خاطر مشکلات صحی که داشت، به خوردن بادرنگعلاقه مند بود، به همین دلیل همیشه در زیر بسترخواب خود بادرنگ را می گذاشت و دست اش را دراز می کرد و دو تا سه قسمت بادرنگ را می خورد و سپس از من هم می خواست تا درخوردن بادرنگ باوی شریک شوم.

3. روزی توسط محمد علی عبدالحمیدمشهور به ابوبکر که از جمله اعضای حزب التحریر درعمان بود برایم یک خوشخبری در قالب گواهی نامه آورد و در نامه چنین نگاشته شده بود:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

" خوشخبری در قالب گواهی نامه از طرف شخص عادل وبی طرف"

چند روز قبل عطاء ابوالرشته رهبری حزب التحریر را به سطح جهانی دردست گرفت. این کار زمانی صورت گرفت که ما پس از ادای نماز در مسجد زامیلی واقع در عمان خارج شدیم. انجینر شیخ صالح عبدالله جویتی یکی از اعضای اخوان المسلمین نزد من آمد و دستم را تکان دادهگفت:

-          تبریک، خدامبارک کند.

-         
پرسیدم برای چه؟

-          پاسخ داد: برادرمان عطاءابوالرشته پُست رهبری حزب التحریر را در سطح جهان احراز نموده است. حالا من مطمئن شدم که حزب التحریر یک حزب مخلص و درست می باشد؛ زیرا این حزب اجازه داده تا عطاء ابوالرشته به این سمت برسد. من عطاء ابوالرشته را بسیار دقیق و خوب می شناسم. او همصنفی و از دوستان نزدیک و صمیمی من است.او را از دورهثانوی مکتب می شناسم،  زمانی که می خواست در دانشگاه امریکایی بیروت ثبت نام نماید، او را همراهی می نمودم. اما اراده الله سبحان وتعالی در این کار نهفته نبود و ما درین دانشگاه امریکایی داخله نگرفتیم. سپس به قاهره رفتیم و آنجا مشغول تحصیل در رشته انجینری شدیم. ما در قاهره یکجا زندگی کردیم و یکجا به خوبی مطالعات رشته انجینری خویش را به پایه اکمال رساندیم.

من در دوران مکتب از تقوای او باخبر بودم؛بناءً متقی ترین و خوش اخلاق ترینشخص با معاشرت خوب نزد من است. چون همیشهو در همه امور تقوا پیشه می کرد و واقعاً که در تقوا بی نظیر بود.

پس از فراغت از دانشگاه قاهره ما پیهم یکدیگر را در عمان ملاقات می کردیم و نزد یکدیگر می رفتیم؛ اما بسیار وقت می شود که او را ندیده ام، اگر او را دیدید سلام گرم مرا تقدیم و نثار او کنید."

الله سبحان وتعالی کامل، بی عیب و عالیقدر است، او است که هرچه بخواهد کسی را اعطاء می فرماید. حمد وثنا بر الله سبحان وتعالی و درود بر روان پاک و مطهر پیامبر معظم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم.

منبع: http://www.hizb-ut-tahrir.info/info/index.php/contents/entry_31932

و برای دریافت قسمت اول این خاطرات لطفاً به لینک ذیل مراجعه نماید:

Excerpts from the Prison Memoirs and the Honor of Companionship, with the Ameer of HizbutTahrir, the eminent scholar, Sheikh Ata bin Khalil Abu al-Rashtah


PDF Print Email
Views [ 2233 ]

نظریات مرتبط:

May 12, 2016 | سمیع الله حکیمیار
از الله سبحان و تعالی میخواهم این شخص متقی را پاداش نیک عطا نموده و منصب خلیفه را که امت هرلحظه انتظار اعلان تاسیس حکومت اسلام را دارند میباشم
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
داستان خاطرات مردی که چندین سال را همراه با عطاء بن خلیل ابو الرشته در زندان سپری نموده است
مجله الوعی یکی از معتبرترین و پر تیراژترین مجله حزب التحریر در شرق الاوسط است، معمولاً قضایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امت را تحلیل و با ارائه راه حل ها از دید ایدیولوژی اسلام به امت اسلامی ...
فرد گرایی یا اصالت فردی
خوب، یکی از موارد اساسی که امریکائیان نیاز دارند تا متوجه آن باشند، این است که فرهنگ و دیدگاه کلی زندگی ما بر اساس ارزش‏های عیسوی و سکولرستی استوار است که فردگرائی، مسوولیت فردی، اخلاق و رفتار قوی کار...
6 – ماه رمضان، ماه فتوحات و پیروزی هاست
ثنا و صفت الله سبحانه وتعالی را که دروازه های جنت را به سوی بندگان روزه دارش باز کرده است و درود و رحمت بر آن رسولِ خدا که بهترین انبیا و رسولان بوده و به حیث رحمت...
5 - ماه رمضان، ماه فتوحات... فتح مکه، قسمت سوم
ثنا و صفت الله سبحانه وتعالی را که دروازه های جنت را به سوی بندگان روزه دارش باز کرده است و درود و رحمت بر آن رسولِ خدا که بهترین انبیا و رسولان بوده و به حیث رحمت...

دفتر مطبوعاتی مرکزی: دعوت فراقاره‏ ...

دفتر مطبوعاتی مرکزی: دعوت فراقاره‏ ئی حزب التحریر برای تاسیس دوباره خلافت برمنهج...

موضوعات جدید ...

دولت خلافت به نقشه های شیطانی حکومت های سرمایه داری فاسد، از جمله نابود ساختن زراعت خاتمه خواهد داد! دولت خلافت به نقشه های شی...
به تاریخ ۱ فبروری ۲۰۱۷م، روزنامه اخبار بنگله دیشی، در بسیاری از جاها گزارش دادند که ۸...
د امریکا د سیاسي نفوذ کمښت او د هغه پایل...
د تخار والي باید د امریکا او روسیې له سی...
افزایش تلفات ملکی: نتیجه پیمان امنیتی یا...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره چهارم
ماهنامه تغییر - شماره چها...
ماهنامه "تغییر" شماره چهارم بار پرداختن به قضایای داغ امت اسلامی به خصوص برخورد نظامی افغانستان و پاکستان در سرحد تورخم و نزدیک شدن افغانستان با هند م...
گزیدۀ از پاسخ های امیر حزب التحریر جلد ا...
ماهنامه تغییر - شماره سوم...
ماهنامه تغییر - شماره دوم...
مجله خلافت - شماره بیستم...

پر خواننده ترین ها ...

...
...
...

پر بیننده ترین ها ...

والی تخار باید از رقابت امریکا و روسیه نگران باشد، نه از فعالیت های حزب التحریر!
والی تخار باید از رقابت ا...
محمدياسين ضياء والى تخار، به تاریخ ١٥ دلو ۱۳۹۵ هـ. ش در يک مصاحبۀ اختصاصى به آژانس خب...
د امریکا د سیاسي نفوذ کمښت او د هغه پایل...
تحلیل کاهش نفوذ امریکا و پیامدهای آن...
د تخار والي باید د امریکا او روسیې له سی...
افزایش تلفات ملکی: نتیجه پیمان امنیتی یا...