Enter email addressInvalid email!

3 - ماه رمضان، ماه فتوحات... فتح مکه، قسمت اول
استاد محمد أحمد النادي | October 05, 2013

3 - ماه رمضان، ماه فتوحات... فتح مکه، قسمت اول

الحمد لله الذي فتح أبواب الجنان لعباده الصائمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين، المبعوث رحمة للعالمين وآله وصحبه الطيبين الطاهرين، ومن تبعه وسار على دربه، واهتدى بهديه واستن بسنته، ودعا بدعوته إلى يوم الدين،أما بعد:

ثنا و صفت الله سبحانه وتعالی را که دروازه های جنت را به سوی بندگان روزه دارش باز کرده است و درود و رحمت بر آن رسولِ خدا که بهترین انبیا و رسولان بوده و به حیث رحمت به سوی همه عالمیان فرستاده شده است، بر خانواده، اصحاب و دوستان او درود و رحمت، و درود بر کسی که از او پیروی کرد و بر راه او قدم گذاشت و با هدایت از سوی الله سبحانه وتعالی تا قیام قیامت بر اساس منهج او دعوت کرد. اما بعد:

برادرانم در ایمان:

رسول الله صلی الله علیه وسلم به سوی مکه در حرکت بود، که عباس کاکای خود را هنگامی ملاقات کرد که با خانواده خود به سوی مدینه برای هجرت روان بود. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به (مرالظهران) رسید، اردوی خود را در آن جا مستقر ساخت و به هر مسلمان دستور داد تا آتش روشن کنند، برای این که قریش تعدد نیروی مسلمانان را به چشم سر دیده و بدون این که از نزدیک شاهد آن باشند ویا بشناسند، متأثر شوند و بدون جنگ و درگیری، تسلیم شوند!.

ده ها هزار آتش در داخل دره روشن گردیده که دیدن آن در وجود هر بیننده ی ترس و هراس می انداخت و از چیزی که قریش می ترسید، اینک به چشم سر می دید و هیچ نمی دانست. تنها سه تن از قریشیان هر یک ابوسفیان بن حرب، بدیل بن ورقاء و حکیم بن حزام خارج شدند تا از ان چه می گذرد، اطلاع یابند و به این ترتیب به سوی آتش ها درحرکت شدند و مسلمانان نیز مطابق رسم خویش مشغول بودند، در اطراف آنها مسلمانان مأموریت نظارتی داشتند تا بر قریش فشار وارد کنند که بدون تسلیمی هیچ راهی نداشته باشند، در همین جریان مسلمانان مذکور قریشیان را دریافته و دستگیر کردند و نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آوردند.

عباس، کاکای رسول الله صلی الله علیه وسلم که رهبر یکی از فرقه های نظامی مسلمانان بود، بر اسپ رسول الله صلی الله علیه وسلم سوار بود که ابوسفیان و دوستان او را دید، اعلام کرد که آنان در ساحه مسلمانان قرار دارند، درین هنگام ابوسفیان نزد او آمده و خواستار ملاقات با رسول الله صلی الله علیه وسلم گردید و این فرصت خوبی برای عباس بود تا رهبران قریش را قناعت دهد که اسلام برای آنان و قوم شان بهترین انتخاب می باشد و قصد و کینه شان پس از امروز، هیچ سودی به قریشیان نمی رساند. زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم او را دید، گفت: هلاک شوی ای ابوسفیان! آیا تو نمی دانی که به جز الله سبحانه وتعالی، هیچ کسی شایسته عبادت نیست. آیا نمی دانی که من پیامبر خدا هستم. او گفت: پدر و مادرم قربان تو شود، تو یک شخص بسیار حلیم، کریم و دوستدار خویشاوندانت هستی!. اما تا حال چیزهای پیرامون آن در نفس من است. عباس به او پاسخ داد: هلاکت باد بر تو، اسلام بیاور و گواهی بده که هیچ کسی جز الله سبحانه وتعالی شایسته عبادت نبوده و محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده و پیامبر اوست. درین هنگام ابوسفیان ملاحظه کرد که شهادت یا گواهی برحق، یگانه راه نجات است، پس اسلام آورد. عباس گفت: یا رسول الله! ابوسفیان فخر را دوست دارد، چیزی را برای او قرار بده. رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: بلی، کسی که در خانه ابوسفیان داخل شود، محفوظ می ماند، کسی که دروازه خود را بست، او نیز محفوظ است، و کسی که داخل مسجد شد، او نیز محفوظ است. رسول الله صلی الله علیه وسلم هنگامی این امر را به ابوسفیان اختصاص داد که او فخر را از روی احساسات و عاطفه دوست داشت، زیرا ابوسفیان پس ازین نه به کسی ضرر می رساند و نه هم خودش نیازمند ضرر می باشد.

برادرانم در ایمان:

زمانی که ابوسفیان خواست برگردد، رسول الله صلی الله علیه وسلم به عباس گفت: در یکی از نقاط تنگ و بلندی که از دره بیرون می شوی، او را نگهدار تا اردوی الله سبحانه وتعالی را با چشمان خود ببیند. درین کار دستآورد بزرگی حاصل شد و هر باری که یکی از گروه های نظامی از پیش چشمان ابوسفیان می گذشت، از عباس درمورد آن می پرسد و عباس نیز نام آن را برایش می گفت، و می گفت که کی آنان را به این جا کشانده است. درعین حال، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با هزارها کتیبه نظامی خود متشکل از انصار و مهاجرین می گذشت، تنها روشنی آهن نمایان بود، ابوسفیان گفت ای عباس، این ها کی اند؟ پاسخ داد: این رسول الله صلی الله علیه وسلم با مهاجرین و انصار است. هیچ چیزی از مقاومت در قلب ابوسفیان باقی نماند، و گفت: با چنین نیروی، هیچ کسی را یارای مقاومت نیست. والله ابوالفضله، مُلک برادرزاده ات بسیار وسیع و فراخ شده است. عباس به او گفت: ای ابوسفیان، این نبوت است. ابوسفیان گفت: بسیار خوب.

عباس درین فرصت مناسب گفت: ای ابوسفیان، به سوی قوم ات برگرد و تلاش کن تا مقاومت نکنند. ابوسفیان حیران حیران به سوی مکه رفت و در آن جا گفت: ای قریش! محمد صلی الله علیه وسلم با چنان یک اردوی به سوی تان آمده است که اصلاً توان مقابله و مقاومت با او را ندارید، کسی که در خانه ابوسفیان داخل شود، محفوظ است.

دختر عتبه و خانم او، هند متحیر گشت و از گریبان ابوسفیان گرفته و گفت که ما تحمل چنین کاری را نداریم. ولی باوجود آن هم به قوم خود چنین گفت: هلاکت باد بر شما! آیا نفس های تان را دوست ندارید، شما توانائی مقابله با این اردو را ندارید، کسی که در خانه ابوسفیان داخل شود، محفوظ است. قریشیان به او گفتند: الله ترا بِکُشد، آیا خانه تو ما را کفایت می کند؟ ابوسفیان سپس گفت: هر کسی که دروازه خانه خود را ببندد، او نیز محفوظ است و هر کسی که به مسجد داخل شود، او نیز مصوون خواهد ماند. پس ای مردم، شتاب کرده به سوی خانه های تان بروید، و یا هم داخل مسجد شوید. اما شماری از قریشیان بر جنگ اصرار می ورزیدند.

در اخیر، ای برادرانم در ایمان:

انشأالله که الله سبحانه وتعالی درین روزهای مبارک ماه رمضان، چشمان ما را با دیدن دولت خلافت روشن گرداند و ما را از جمع عساکر اردوی وفادار و اخلاصمند او قرار دهد که عزت، عظمت، مجد و بزرگی امت را احیا می نماید و تمام مخلوقات را دراختیارش قرار داده است. انشأالله که الله سبحانه وتعالی این آرزوهای ما را در زمان نزدیک مورد پذیرش قرار داده و به دست های ما درین ماه مبارک رمضان وعده خود را تحقق بخشد، بدون شک، او بر همه امور غالب، قوی و حکیم است.

والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

*  *  *

استاد محمد أحمد النادي


PDF Print Email
Views [ 1388 ]
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
گزیدۀ از سرگذشت مردی که چندین سال در زندان یار و هم صحبت شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته، رهبر جهانی حزب التحریر، بود
چنانچه در قسمت اول، خاطرات برادر سلیم الامر را تا شماره پنجم برای تان بازگو کردیم. به سلسلۀ آن، این بار نیز مجله الوعی شماره ششم این سرگذشت را به دست نشر سپرده است ...
داستان خاطرات مردی که چندین سال را همراه با عطاء بن خلیل ابو الرشته در زندان سپری نموده است
مجله الوعی یکی از معتبرترین و پر تیراژترین مجله حزب التحریر در شرق الاوسط است، معمولاً قضایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امت را تحلیل و با ارائه راه حل ها از دید ایدیولوژی اسلام به امت اسلامی ...
فرد گرایی یا اصالت فردی
خوب، یکی از موارد اساسی که امریکائیان نیاز دارند تا متوجه آن باشند، این است که فرهنگ و دیدگاه کلی زندگی ما بر اساس ارزش‏های عیسوی و سکولرستی استوار است که فردگرائی، مسوولیت فردی، اخلاق و رفتار قوی کار...
6 – ماه رمضان، ماه فتوحات و پیروزی هاست
ثنا و صفت الله سبحانه وتعالی را که دروازه های جنت را به سوی بندگان روزه دارش باز کرده است و درود و رحمت بر آن رسولِ خدا که بهترین انبیا و رسولان بوده و به حیث رحمت...

آیا میدانستید: سریع ترین دین در حال...

آیا میدانستید: سریع ترین دین در حال رشد در جهان کدام است... ...

موضوعات جدید ...

 غربي سیاستوال تر څو چې د اسلام پر ضد شعار ور نه کړي، په ټاکنو کې به بریالي نه شي! غربي سیاستوال تر څو چې د...
د ۲۰۱۶ زکال د ډیسمبر پر ۶مه د المان صدر اعظمې انګلامرکل په دغه هېواد کې د خپل حزب په ...
فهرستی از خیانت های اردوغان...
خون اطفال و زنان مسلمان چنان رنگ باخته ک...
نظام سرمایه داری و توزیع ناعادلانه ثروت...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره چهارم
ماهنامه تغییر - شماره چها...
ماهنامه "تغییر" شماره چهارم بار پرداختن به قضایای داغ امت اسلامی به خصوص برخورد نظامی افغانستان و پاکستان در سرحد تورخم و نزدیک شدن افغانستان با هند م...
گزیدۀ از پاسخ های امیر حزب التحریر جلد ا...
ماهنامه تغییر - شماره سوم...
ماهنامه تغییر - شماره دوم...
مجله خلافت - شماره بیستم...

پر خواننده ترین ها ...

...
...
...

پر بیننده ترین ها ...

سقوط حلب؛ دسیسه ها، خیانت ها و خنجرهائی که از پشت زده شد!
سقوط حلب؛ دسیسه ها، خیانت...
ترکیه در حال حاضر، در چهارچوب مسئولیت خاصی که امریکا در نقشۀ خبیثانه اش برای آن در نظ...
پشت پرده ای قتل سفیر روسیه در انقره...
تماشای حکام ظالم بر ختم سرنوشت دختران مس...
فرزندان هفتمین اردوی قوی جهان، دوستی ب...
سیاست فعلی امریکا در قبال روسیه و چین...