Enter email addressInvalid email!

2 - ماه رمضان، ماه فتوحات... غزه بزرگ بدر
استاد محمد أحمد النادي | October 05, 2013

2 - ماه رمضان، ماه فتوحات... غزه بزرگ بدر

الحمد لله الذي فتح أبواب الجنان لعباده الصائمين،والصلاة والسلام علىأشرف الأنبياء والمرسلين، المبعوث رحمة للعالمين وآله وصحبه الطيبين الطاهرين، ومن تبعه وسار على دربه،واهتدى بهديه واستن بسنته، ودعا بدعوته إلى يوم الدين، أما بعد:

همه ثنا و صفت الله راست، ذاتی که دروازههای بهشت را به روی بندگان روزهدارش گشوده است. درود و سلام بر اشرف انبیا و رسولان، رسول الله صلی الله علیه وسلم، درود و سلام بر او که به حیث رحمت به سوی تمام عالمیان فرستاده شده است، درود و سلام بر خانواده و اصحاب او، درود و سلام بر هر کسی که ازو پیروی کرده و به راه او حرکت کرده و بر اساس هدایت او رهیاب گشته است و تا روز قیامت به دعای او دعا کند، امابعد:

الله سبحانه وتعالی میفرماید:- وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ بدون شک الله شما را در حالی در غزوه بدر موفق ساخت که ناتوان بودید. از الله ترسیده و تقوا پیشه کنید تا شکرگزار شوید.

ای برادرانم در ایمان!

یکی از یادگارهای این امت مبارک غزوه بزرگ بدر است که در هفدهم ماه مبارک رمضان و سال دوم هجرت به وقوع پیوست. مسلمانان به درستی وظیفۀ خویش را به انجام رساندند و الله سبحانه وتعالی نیز آنان را در رویارئی با دشمنان مشرک شان، پیروزی و ظفر نصیب کرد. هرچند تعداد مسلمانان نسبت به کفار بسیار اندک و ناچیز بود، ولی مسلمانان تعداد و آمادگی کفار را اصلاً در نظر نگرفتند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در سال دوم هجرت در ماه رمضان از یک کاروان مشرکین خبر یافت که به رهبری ابوسفیان ابن حرب از شام به سوی مکه درحرکت بود. مالهای بسیار قریش درین کاروان وجود داشت و شمار زیادی از امتعه تجارتی نیز به شمول سی تن از افراد قریش در آن حضور داشتند. رسول الله صلی الله علیه وسلم مسلمانان را برای مقابله با این کاروان امر کرد و به آنان گفت: این کاروان قریش است و مالهای قریش در آن میباشد، درمقابل آن برآئید، شاید الله سبحانه وتعالی غنایم زیادی را توسط آنان نصیب تان گرداند. شماری از مردم در جای خود ماندند و بر شماری از مردم این کار گران آمد، زیرا گمان میکردند که رسول الله صلی الله علیه وسلم توانائی مقابله با مشرکین را ندارد. پس درین وقت تنها 313 تن با رسول الله صلی الله علیه وسلم برآمدند.

ای برادرانم در ایمان!

زمانی که ابوسفیان به حجاز نزدیک شد، از هر کس میپرسید و از هر سوارهای در مورد راه و مسیر سفر سوال میکرد تا زمانی که اطلاع یافت که محمد صلی الله علیه وسلم و اصحابش برای گرفتن اموال آنان برآمده است. درین حال، وی راه خود را تغییر داده و قاصدی به قریش فرستاد تا افراد اضافی برای دفاع از اموال آنان بفرستد زیرا محمد صلی الله علیه وسلم به گرفتن اموال آنان قصد کرده است. اما وقتی که کاروان نجات یافت، ابوسفیان از ابوجهل خواست تا برگردد، ولی ابوجهل گفت: والله! تا به بدر نرسیم، بر نمیگردم و سه روز در آن جا میمانیم، شترها را ذبح میکنیم، شراب مینوشیم، دختران به ما آهنگ میخوانند و ما را توصیف میکنند، تا همهی عرب ازین حادثه اطلاع یابند و هیچ کسی را در آینده جراأت مقابله با ما نباشد!! اما به عوض شراب، جامه مرگ به او پوشانده شد و به عوض آهنگهای توصیف آمیز، طنین وحشت و ترس بر وی سروده شد.

برادرانم در ایمان!

قریش با هزار جنگنده تا به دندان مسلح برآمده بودند. صد اسپ و هفتصد شتر با خود داشتند، ولی رسول الله صلی الله علیه وسلم اصلاً از چنین آمادگی قریش آگاهی نداشت و فقط با 313 تن بیرون شده بود، ولی زمانی که به چشمههای بدر نزدیک شد، چند تن به او اطلاع دادند که قریش چنین و چنان آمادگی گرفته است. درین هنگام رسول الله صلی الله علیه وسلم دانست که قریش با چی یک آمادگی عظیمی به طرف آنان حرکت کرده است و به زودی به چاههای بدر میرسند.

با رسیدن این خبر، رسول الله صلی الله علیه وسلم با اصحاب خود درمورد جنگ مشوره کرد. چندین تن از اصحاب به بسیار زیبائی سخن گفتند. ابوبکر، عمر بن الخطاب، مقداد بن الاسود رضی الله عنهم اجمعین ازین جمله بودند. آنها گفتند: به چیزی که الله سبحانه وتعالی ترا امر کرده است، حرکت کن، ما با تو هستیم. والله! ما سخن بنی اسرائیل را که به موسی گفتند، به تو نمیگوئیم که: تو و پروردگارت بروید و جنگ کنید و ما این جا مینشینیم، بلکه ما میگوئیم: تو و رب تو بروید و ما هم همراه با شما یکجا جهاد میکنیم. قسم بر ذاتی که ترا به حق فرستاده است، اگر ما را به حبشه هم ببری، باز هم ما با تو به جهاد میآئیم، تا به اهداف خود برسی. رسول الله صلی الله علیه وسلم درین هنگام خوشحال شده گفت: بسیار خوب. و برای آنان دعا کرد.

ای برادرانم در ایمان!

اما رسول الله صلی الله علیه وسلم درین جا خواست تا نظر انصار را نیز معلوم کند و آن روی دو دلیل بود: یکی این که اکثریت از انصار بود و دوم این که آنان بیعت کرده بودند که با وی صلی الله علیه وسلم کمک کرده و درمقابل دشمنانش میجنگند. رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: به من مشوره دهید ای مردم! سعد بن معاذ گفت: والله! مثلی که به ما اشاره میکنی ای رسول الله! وی گفت: بلی.

سعد رضی الله عنه گفت: ما به تو ایمان آورده ایم و تو را صادق خواندیم و بر هر آن چه که آورده ای، گواهی میدهیم که حق است و بر شنیدن و اطاعت بیعت کرده ایم، پس به چیزی که الله سبحانه وتعالی ترا امر کرده است، عمل کن، قسم به ذاتی که ترا به حق فرستاده است، اگر ما را کنی که با تو درین بحر داخل شویم، همرایت داخل میشویم و هیچ یک از ما با آن مخالفت نمیکند و ما انکار نمیکنیم که تو ما را با دشمن مواجه ساخته ای. ما در جنگ صبور، و در کار خود صادق هستیم. پس شاید الله سبحانه وتعالی چیزی را از ما به تو نشان دهد که سبب روشنائی چشمانت گردد. پس به برکت الله سبحانه وتعالی باهم حرکت میکنیم. رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: به برکت الله سبحانه وتعالی حرکت کنید و مژده دهنده باشید. الله سبحانه وتعالی از سوی دو گروه یک وعده را به سپرده است و نتایج یا مسیر آن را به من نمایان میسازد.

اما این تنها رأی سعد برای جنگ نبود، بلکه رأی قریب به کل آنانی بود که با رسول الله صلی الله علیه وسلم خارج شده بودند. اما بعضی از آنان روی چهار دلیل جنگ را نامناسب میدیدند: اول؛ آمادگی نداشتند. دوم؛ تفاووت فاحش و عظیم میان دو گروه از لحاظ آمادگی و تجهیزات وجود داشت. سوم؛ تا کنون جنگ فرض نشده بود. و چهارم؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم تنها از کاروان به آنها خبر داده بود نه از اردو. پس اینها گمان میکردند که رسول الله صلی الله علیه وسلم جنگ نمیکند. اما الله سبحانه وتعالی سینههای کسانی را که از جنگ کراهت داشتند، گشود. دستور الله سبحانه وتعالی و رسولش صلی الله علیه وسلم را پذیرفتند. الله سبحانه وتعالی میفرماید: كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ ﴿5﴾ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ مَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿6﴾چنانچه پروردگارت به حق ترا از خانه ات خارج ساخت، اما گروهی از مومنان این امر را بد میپنداشتند، (مخصوصاً) زمانی که تو حق را به آنان اظهار کردی، پس آنان مجادله کردند، گویا به سوی مرگ درحالی کشانده میشوند که به چشم سر میبینند.

برادرانم در ایمان!

رسول الله صلی الله علیه وسلم حرکت کرد و پیشتر از قریش به آبهای بدر رسید و الله سبحانه تعالی نعمات فراوانی را در بدر بر مؤمنان نازل کرد، بخشی از آنها قرار ذیل است:

اول؛ نعمت باران: قبل ازین که قریش به آبهای بدر دست پیدا کند، الله سبحانه وتعالی باران بزرگی را نازل کرد، این باران به نفع مسلمانان تمام شد، زیرا ریگ نرم را درشت ساخت تا رفت و آمد مسلمانان در آن آسان شود. علاوه برآن، مسلمانان با استفاده از آب این باران، غسل کرده و وضو گرفتند. به این ترتیب آنان فعال گردیده و وسوسه شیطان را از خود دور کردند و جلو دخول شیطان را در نفسهای شان گرفتند. الله سبحانه وتعالی میفرماید: وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطانِ وَلِيَرْبِطَ عَلى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدامَ. از آسمان بر شما باران را نازل کرد، تا خود را با آن پاک کرده و وسوسههای شیطانی را از خود دور کنید، قلبهای تان را ثبات بخشیده و قدمهای تان را با آن استحکام بخشید.

دوم؛ کمک مسلمانان با فرستادن ملائک: الله سبحانه وتعالی برای ثبات مسلمانان در جنگ، ملائک را برای آنان فرستاد تا قلبهای شان اطمینان یابد. تا به آنان نشان دهد که الله سبحانه وتعالی با آنان است و آنان تنها باید تلاش کنند که نفسهای خویش را آماده ساخته و وسایل را مهیا سازند. الله سبحانه وتعالی میفرماید: إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُرْدِفِينَ.زمانی که شما از پروردگار تان کمک خواستید و پروردگار تان دعای تان را اجابت فرموده (و گفت که) با هزارها ملائک پی در پی شما را کمک میکنم.

سوم؛ نعمت خواب کوتاه: الله سبحانه وتعالی نعمت خواب را بر آنان نازل کرد، آن هم در شبی که صبح آن با اردوی نیرومندی روبرو گردیده و جنگ مرگ یا زندگی را به پیش میبرند. درین شب همهی آنان به آرامش تمام خوابیدند، و این خواب آرام معجزۀ بزرگی برای رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، زیرا تمام افراد اردوی اسلامی در یک زمان خواب شدند و در یک زمان بیدار شدند. الله سبحانه وتعالی میفرماید: (إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُیاد کنید زمانی را که الله سبحانه وتعالی خواب آرام را بر شما مسلط کرد و این بر شما از سوی او یک نعمت بود.

چهارم؛ نعمت ایجاد ترس در قلب دشمنان: الله سبحانه وتعالی در جنگ بدر یکی از نعمات دیگر خود را بر آنان نازل کرد و آن ایجاد ترس در قلوب کفار بود. الله سبحانه وتعالی میفرماید: أَنِّي مَعَكُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِينَ آمَنُواْ سَأُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرَّعْبَ فَاضْرِبُواْ فَوْقَ الأَعْنَاقِ وَاضْرِبُواْ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍ.من با شما هستم، پس کسی که ایمان آورده است، باید ثبات پیشه کند. نزدیک است که ترس را در قلوب کفار جا دهم، تا گردنهای آنان را قطع کرده و بر هر بند آنان حمله کنید.

رسول الله صلی الله علیه وسلم از سوی مدینه در نزدیکی آبهای بدر قرار گرفته بود. این جا حباب بن المنذر ایستاده که یک تن از متخصصین امور نظامی بود، گفت: ای رسول الله! آیا انتخاب این محل را الله سبحانه وتعالی برای تان امر کرده است یا این که رأی، جنگ و خدعه خودتان است؟ اگر امر الله باشد، حق پیش رفتن یا عقب رفتن را نداریم. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آن رأی، جنگ و خدعه است. پس او گفت: این محل، محل مناسبی نیست. به مردم دستور دهید تا در پهلوی آبها، اردوگاه اختیار کنند و به این ترتیب منطقۀ که در اختیار ما قرار میگیرد، میتوانیم برای ایجاد ذخیرهگاه آب استفاده کرده و از آن بنوشیم، درحالی که کفار از چنین امتیازی برخوردار نخواهند بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت: رأی خوبی است. مسلمانان این شب را در آرامی بسیار خوب گذشتاندند و به خوشحالی بیدار شدند. قلبهای آنان مملو از باور و اعتماد گردیده و مقداری استراحت نیز کردند.

پنجم؛ نعمت پیروزی بر دشمنان: رسول الله صلی الله علیه وسلم مردم را تحت نظارت قرار داده و صفوف شان را مورد مراقبت و مواظبت قرار میداد، به آنان نصیحت کرده و از الله سبحانه وتعالی و آخرت به آنان یادآوری میکرد و به محل آماده شده اش بر میگشت، و به عاجزی در دعا به پروردگار رحمان غرق میشد و خواستار کمک از ذات مقتدر او میگردید، ابوبکر صدیق رضی الله عنه نیز با او بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم دعا میکرد که: "ای الله! اگر این گروه را هلاک نکنی، پس ازین هیچ کسی عبادت ترا نخواهد کرد، یا الله! وعده را به ما برسان، یا الله! از تو پیروزی میخواهم" ابوبکر صدیق نیز با او این دعا را تکرار میکرد و از لحاظ شفقت زیاد به او، چادر خود را بر او برافراشته و میگفت: "ای رسول الله، دعا را بس کنید، الله سبحانه وتعالی وعده خود را با شما تکمیل میکند"

ابوبکر درمورد پیروزی از سوی الله سبحانه وتعالی باور کامل داشت، زیرا وعده الله سبحانه وتعالی راست است، الله سبحانه وتعالی هیچ گاهی خلاف وعده خود عمل نمیکند. الله سبحانه وتعالی به یکی از آن دو گروه وعده داده است: یا غنیمت کاروان را نصیب شان میسازد ویا هم پیروزی بر دشمنان را. اینک کاروان از دست مسلمانان رفته است، پس بدون پیروزی چیز دیگری نیست.

برادرانم در ایمان!

هر دو گروه با یکدیگر روبرو شدند. جنگ توسط چند تن از هر دو طرف آغاز گردید. بخش جنگ تن به تن به کامیابی مسلمانان پایان یافت و پس از آن جنگ عمومی آغاز شد و مسلمانان تلفات و خسارات بزرگی بر مشرکین وارد نمودند، رسول الله صلی الله علیه وسلم درین وقت بی هوش شد و ملائک و جبرئیل علیه السلام را دید، به ابوبکر گفت: مژده! ای ابوبکر، نصرت الله سبحانه وتعالی رسید، جبرئیل بر اسبی که سلاح نیز داشت، درپهلوی مسلمانان صفوف مشرکان را درهم شکست و آنان را با شکست قاطع روبرو ساخت. هفتاد آنان را کشته و هفتاد تن دیگر را اسیر گرفتند، درحالی سعد با شماری از انصار در اطراف رسول الله صلی الله علیه وسلم برای دفاع ازو شمشیر کشیده بودند، از آمدن کفار در هراس بودند.

رسول الله صلی الله علیه وسلم در چهره سعد کراهیت چیزی را مشاهده کرد که سعد میدید، رسول الله صلی الله علیه وسلم برایش گفت: ای سعد! از چیزی که قوم تو انجام میدهد، بد میپنداری؟ او گفت: بلی یا رسول الله، این اولین حادثه برای مشرکان است، و برای من، کشته شدن مردمان نسبت به ماندن آنان نیکوتر است.

درین حال رسول الله صلی الله علیه وسلم یکی از افراد را دستور داد تا غنایم را جمعآوری کند، پس غنایم جمعآوری گردید، مسلمانان درین امر اختلاف کردند، کسی که جمعآوری کرده بود، گفت: این اموال از ما است. و کسی که با دشمن جنگیده بود، گفت: چیزی را که شما جمع کردهاید، درواقع از ماست، زیرا ما قوم گرائی را از میان شما برداشتیم و به سبب همین امر بود که به چنین دستآوردی دست یافتید. و کسی که از رسول الله صلی الله علیه وسلم محافظت میکرد، گفت: شما نسبت به ما حقدارتر نیستید، این چیزها را که شما جمعآوری کردهاید، زمانی ما میدیدیم که شما نمیدیدید، ولی ما به دلیل ترس از غلبه دشمن بر رسول الله صلی الله علیه وسلم او را رها نکردیم، بنابرین، شما حقی بر آن ندارید. عباده بن الصامت میفرماید: ما صاحبان بدر هستیم. زمانی که درمورد غنیمت اختلاف کردیم، سوره انفال نازل شد و نیتهای ما نسبت به آن بد شد و از آن دست کشیدیم و اختیار آن کاملاً به رسول الله صلی الله علیه وسلم گذاشته شد و او مساویانه بر مسلمانان تقسیم کرد. ولی رسول الله صلی الله علیه وسلم درمقابل اسیران، اصل مال را قرار داد و یا آموزش سواد به اطفال مدینه ویا رهائی بر اساس وعده ترک جنگ دایمی با مسلمانان.

و در پایان، ای برادرانم در ایمان!

انشأالله که الله سبحانه وتعالی درین روزهای مبارک ماه رمضان، چشمان ما را با دیدن دولت خلافت روشن گرداند و ما را از جمع عساکر اردوی وفادار و اخلاصمند او قرار دهد که عزت، عظمت، مجد و بزرگی امت را احیا مینماید و تمام مخلوقات را دراختیارش قرار داده است. انشأالله که الله سبحانه وتعالی این آرزوهای ما را در زمان نزدیک مورد پذیرش قرار داده و به دستهای ما درین ماه مبارک رمضان وعده خود را تحقق بخشد، بدون شک، او بر همه امور غالب، قوی و حکیم است.

سلام بر شما، و در پرتو رحمت و برکت الله سبحانه وتعالی باشد.

*  *  *

استاد محمد أحمد النادي


PDF Print Email
Views [ 1227 ]
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
از سوم مارچ تا هشتم مارچ: دو رویداد با دو عکس‌العمل متفاوت
اما زمانی‌که مسلمانان به انحطاط دچار شدند و از عقیدة ناب اسلامی شان دور گردیدند، فراموش کردند که کدام روزهایی تاریخی را تجلیل کنند و از کدام روزها یادآوری نمایند. این حالت باعث گردیده که مسلمان زاده‌ه...
گزیدۀ از سرگذشت مردی که چندین سال در زندان یار و هم صحبت شیخ عطاء بن خلیل ابوالرشته، رهبر جهانی حزب التحریر، بود
چنانچه در قسمت اول، خاطرات برادر سلیم الامر را تا شماره پنجم برای تان بازگو کردیم. به سلسلۀ آن، این بار نیز مجله الوعی شماره ششم این سرگذشت را به دست نشر سپرده است ...
داستان خاطرات مردی که چندین سال را همراه با عطاء بن خلیل ابو الرشته در زندان سپری نموده است
مجله الوعی یکی از معتبرترین و پر تیراژترین مجله حزب التحریر در شرق الاوسط است، معمولاً قضایای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی امت را تحلیل و با ارائه راه حل ها از دید ایدیولوژی اسلام به امت اسلامی ...
فرد گرایی یا اصالت فردی
خوب، یکی از موارد اساسی که امریکائیان نیاز دارند تا متوجه آن باشند، این است که فرهنگ و دیدگاه کلی زندگی ما بر اساس ارزش‏های عیسوی و سکولرستی استوار است که فردگرائی، مسوولیت فردی، اخلاق و رفتار قوی کار...

آیا میدانستید: هشت سرمایه دار نصف ث...

آیا میدانستید: هشت سرمایه دار نصف ثروت دنیا را در اختیار دارند ... ...

موضوعات جدید ...

مرکز تحقیق بین المللی امام ترمذی، حیله ای از جانب مقامات جنایتکار ازبکستان! مرکز تحقیق بین المللی اما...
به تاریخ ۱۵ فبروری ۲۰۱۷م، "Gazeta.uz" گزارش داد که شوکت میرزا بایوف رییس جمهور ازبکست...
د هند او بنګله دېش تر منځ د دفاعي همکارۍ...
ولسمشر نوی، خو رژیم او تګلاره پخوانۍ ده!...
معامله همکاری دفاعی هند فقط برای فلج ساخ...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره هشتم
ماهنامه تغییر - شماره هشت...
ماهنامه تغییر - شماره هشتم ماهنامه تغییر به مسایل داغ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به سطح جهان و منطقه پرداخته و شما هم با استفاده از آن در نشر و بخش هر چه...
گزارش ویژه: بررسی مداخله نظامی ترکیه در ...
ماهنامه تغییر - شماره هفتم...
ماهنامه تغییر - شماره پنجم و ششم...
ماهنامه تغییر - شماره چهارم...

پر خواننده ترین ها ...

...
...
...

پر بیننده ترین ها ...

از سوم مارچ تا هشتم مارچ: دو رویداد با دو عکس‌العمل متفاوت
از سوم مارچ تا هشتم مارچ:...
اما زمانی‌که مسلمانان به انحطاط دچار شدند و از عقیدة ناب اسلامی شان دور گردیدند، فرام...
سیستم تعلیمی افغانستان درگیر جنگ میان سی...
دسیسه ی مسلمان کشی های دولت مزدور افغانس...
آموزش و نقش آن در نابودی خلافت...
برخی از خطوط اساسی سیاست های بين المللی ...