Enter email addressInvalid email!

اژدهای اقتصادی غرب برای بلعیدن جهان
| October 05, 2013

اژدهای اقتصادی غرب برای بلعیدن جهان

انسان موجودیست که برای ادامه زندگی خویش درتلاش است، واین تلاش از انگیزه های نشأت می کند که همه حمایت فکری دارند. یکی از عناصر مهم واساسی فکر واقعیت می باشد. در انتخاب تلاش برای رفع نیازمندی وپیشبرد زندگی واقعیت اصل واساس است. واین واقعیت هاست که سمت دهنده اصلی تلاش ها برای ادامه حیات به شمار رفته و با فشارهای ماحول حیات متغیر می باشند. طبیعی است که تغیر واقعیت ها بالای چگونگی تلاش انسان ها ونوعیت انتخاب زندگی شان موثر می باشد. پس تلاش انسان به عنوان یک موجود زنده برای ادامه زندگی تنهاوتنها منوط به تصمیم فرد انسان نیست، بلکه از موثریت موضوعاتی چون مبدأ و غیرمبدأ گرفته تا فشارهای جغرافیا هم نمی توان انکار نمود. انسان ها برای جریان زندگی شان نیاز به اشباع غرایز خویش به شمول غریزه بقا می باشند، واین اشباع هم از موثریت محیط به دور مانده نمی تواند، واین نیازها درحقیقیت با حوادث تاریخ زندگی بشر توام می باشد. 

آنچه که برمبنائی اشباع غریزه بقا در تاریخ اتفاق افتاده است، همه ی آن ها بدون کمی وکاستی قابل تعمق وفهم است، اما اتفاقاتی که در یک قرن آخر صورت گرفته است دست کم هم نیست؛ وبرای ما فهم عمیق مفکوره های که در قرن آخر برای جهت دهی اشباع غرایز انسان ها به نحوی ایجاد وحمل گردیده، نیز مهم می باشد. واین مفکوره ها درست زمانی آغاز می گردد که کفار عاند وغلامان حلقه به گوش آن ها برای رهائی از ساحه زندگی مناسب وشایسه انسانی به اعتبار این که انسان است، نه تنها کنار نمی روند بلکه آستین برزده برای از میان برداشتن اساسی ترین چیزی که حامی اصلی ودرست اشباع غریزه بقا نه بلکه تمامی غرایز وحاجات انسان ها بود، اقدام نمودند. وآن این که تمامی امکانات زندگی را برای بشر به مثابه روشنی آفتاب مهیا نموده بود، از سقف انسان ها ربودند. واین واقعه دهشت انگیز به سقوط خلافت صورت گرفت وزمینه برای سردرگمی بشر زیر این سایه بنفش مانند مساعد گردید. وبا دور شدن این سایه بان و رد دیوان به رهنمائی روبا صفتان وچهارپایان، جهت زندگی آرام بشر را به سوی بدبخت ترین حالت آن سوق دادند؛ که حالت امروز ما ادامه آن توسعه است واگر دوباره آن پرده بنفش مانند (خلافت) که مانع اصلی این نوع گازات زهراگین ( افکارغیراسلامی) است، احیاء نگردد، این حالت بدبختی ادامه خواهد داشت.
اگرچه از میان رفتن پرده بنفش مانند (خلافت) زمینه را برای ورود تمامی افکار مساعد ساخت که همه ساحات زندگی انسان ها را دربر گرفت؛ اما منجمله از افکار خطرناک وفریب زای آن افکار اقتصادی ویا هم چگونگی اشباع غریزه بقا (مخصوصاً رجع تملک) می باشد. چون حین موجودیت دولت خلافت مشکلات مردم در بخش اقتصادی به کلی مرفوع بود وحتی در زمان عمر ابن عبدالعزیز مشهور به عمرثانی هشتمین خلیفه دوره امویان است، کسی آماده گرفتن زکات نبود چه رسد به سوال کردن. زمانی این حامی اصلی سقوط می کند وغرب می خواهد مفکوره سرمایه داری خویش را در میان امت اسلامی داخل بسازد وبدیل برای ایدیولوژی اسلامی شود، غرب دست به ایجاد سازمان ها می زند و نمونه ی ازین سازمان ها، سازمان های اقتصادی بانک جهانی، صندوق بین المللی پول درواقع در راس همه سازمان های دیگر جهان است، ایجاد می کند تا بتواند برای ثبات افکار سرمایه داری درمیان مردم از این طریق کاری انجام داده باشند. واین سازمان ها را با مفکوره های فقرزدائی، تضمین خطرات (بیمه)، انکشاف وغیره به پیش می برند. واین سازمان ها به مثابه اژدهای اقتصادی درپهلوی سایر اژدهای استعماری واستثماری غرب به ویژه امریکا پس از سقوط بزرگ ترین دولت و سپر امت (خلافت) صرف برای بلعیدن جهان مورد استفاده قرار می گیرد. امریکا امروز تحت عنوان همچو سازمان ها وافکار ظاهراً مطابق حال ولی در اصل مخالف فطرت، می خواهد قبل از همه امت اسلامی را با این نوع افکار مصروف واذهان امت را از تفکر درمورد تغییرات اساسی وبهبود زندگی شان که یک هزار و سه صد سال تاریخ داشت، به دور نگهدارند. غرب مخصوصاً امریکا می داند که امت اسلامی این نوع افکار را اگر کمی تعمق به خرچ دهند؛ نمی پذیرند، لهذا درپهلوی بیان این افکار در بسیاری مواقع ایجاد حادثات را طراحی نموده وبه حملات نظامی که پیام خوف را در حالات چون کشتن، ویرانی، اسیر نمودن چیز دیگری را نمی رساند، اقدام می نمایند.
این سازمان ها با این مفکوره ها درست زمانی آغاز به کار نمودند که امت اسلامی در یک حالت مناسب زندگی قرار داشتند یعنی امتی که یک هزار و سه صد سال زندگی مناسب داشتند به آمدن این مفکوره ها به دلیلی لبیک گفتند که از حالت بد خود رنج می بردند. درحالی که بعد از پذیرش این مفکوره ها و مفکوره های دیگر سرمایه داری حالت اقتصادی مردم نه تنها خوب نشد بلکه بدتر وبدتر شده است. ومثال این حالت را بدون تکلیف هرکس می تواند حتی در خانه خود درمیان فرزندان خود بیبند واگر توانای شنیدن را دارد می توانند بدون نگاه به صوب افریقا، آسیا وحتی اروپا و امریکا، با گذشتن از یک چهارراهی ویاهم از کنار جاده در نزدیک ترین محل خویش صدای غم انگیز سوال کننده ها را بشنوند که دست آورد این سازمان ها می باشد.
تاریخ اژدهای اقتصادی
نابسامانی های ایجاد شده بعد از جنگ های اول ودوم جهانی زندگی مردم را به چالش کشید واین مردم وابستگی سه جانبه به دولت خلافت، کمونیزم وسرمایه داری داشتند. مردم اروپای شرقی برای نجات شان از سوسیالیزم به سوسیال دیموکراسی رو آوردند به حدی که یک سوم این مردم موافق به تغییر جامعه از راه انقلابات خونین نه بل از راه مبارزه پارلمانی بودند. ولی تعدادی هم در اروپای شرقی وروسیه برای توسعه مارکسیزم پابرجا مبارزه می نمودند. امت اسلامی هم به پارچه ها تقسیم و از حمایت سپر خلافت به دور مانده بودند، آن ها درتلاش حل مشکلات اقتصادی شان به شکلی بودند که گروهی مخالف افکار غرب وگروهی هم موافق این افکار مبارزه می نمودند.
همه ی این حرکات امریکا را واداشت تا برای سد نمودن نفوذ کمونیزم دست به اقدامات مثل پلان مارشال وسازمان های اقتصادی بزند که دراین راستا انگلیس او را همکاری می نمود. اگرچه انگیزه ایجاد سازمان های اقتصادی امریکا برای تفوق اندیشه سرمایه داری بود ولی چون با چارچوب جالب که گویا بازسازی، توسعه، فقرزدائی وغیره را دنبال می کند؛ همکاری کشورهای فاتح از جنگ را خواستار گردید که روسیه هم در اوایل جز همین ساختار بود. ولی بعدها با درک این که سازمان ها وسیله استعمار نو برای سرمایه داری و امریکا می باشد، از این سازمان ها کناره گیری کرد.
ابزارهای اقتصادی بعد از پیروزی امریکا در جنگ دوم جهانی ومتحدانش بنیان گذاری گردید، واین ابزارها را گویا برای پاسخ گوی به خواهشات ونیازمندی مردم ایجاد نموده بودند. این عمل امریکا وفاتحان جنگ دوم زمانی صورت می گرفت که آن ها مردم ساحه استعمار خویش را می خواستند به ساحه جدید زندگی توام با تغییر جهت روابط شان سوق دهند. برای این که مردم تحت استعمار درمقابل استعمار واستثمار به شکل نورمال حرک کنند، آن ها دست به طرح این چنین ابزارها با افکار مختلف زدند تا بتوانند استعمار واستثمار خویش را با ثبات به صوب انجام بدون احساس موانع به پیش برند. دراین راه نه تنها مشکل را احساس نکنند بلکه از جانب مردمی که به نحوی احساس مشکل می گردد، طوری مطمئن باشند که این مفکوره ها را توسط همان مردم مستعمره به سرمنزل مقصود برسانند. این استعمارگران جنایت کار تاریخ بشری؛ افکار فریب زای مثل فقرزدائی وانکشاف را مخصوصاً در چوکات این نوع سازمان های اقتصادی برای مردم به نمایش گذاشتند. 
شهر تفریحی برتن وودز در ایالات نیوهمشایر امریکا در سال 1944 میلادی محلی بود که امریکا پس از به درآمدن از جنگ، این سازمان ها را اساس گذاشت.
این مؤسسات قرار ذیل به معرفی گرفته می شود
اول- صندوق وجهی بین المللی (IMF International Monetary Found): طرح ایجاد این صندوق از جانب دو دانشمند انگلیسی و امریکائی به نام های کینز اقتصاددان انگلیس و وایت مشاور مالی دولت امریکا ارایه گردید که حتی به نام طرح کینزوایت یاد می شود. هر دوکشور در این طرح منافع خویش را تعقیب می نمودند که هدف امریکا (حذف هر گونه تبعیض تجارتی نسبت به کالاهای تجارتی امریکا بود به بهانه این که قوی ترین پول دنیا که دالر است را در اختیار دارد وحتی دیپلوماسی دالر هم در همین زمان مطرح گردید) وهدف انگلیس این بود که ثبات پوند استرلینگ را که بعد از جنگ اول جهانی کسب نموده بود و آهسته آهسته دالر جایش را می گرفت حداقل تساوی را حفظ کند وبه همین هدف ماهرترین اقتصاددان خویش را برای این طرح انتخاب نمود تا تلاش کند برای حفظ قوت پوند که صرف به دالر قابلیت تبادله را داشته باشد، کاری را به سر رساند. کینز در این طرح خواهان مبلغی به ارزش 26 میلیارد دالر بود که از جمله امریکا مکلف به پرداخت 23 میلیارد آن گردیده بود. چون امریکا از یک طرف کشور قوی واز جانب دیگر در تمامی جنگ های که در اروپا صورت گرفته است، جنگیده وکشورش از آتش جنگ ها به دور بوده است. و مخصوصاً کسانی که در مجلس سنای بیش تر برای جلوگیری از مداخله در جهان دور از انظار شان فکر می کردند، موافق این طرح نبودند. ولی با آن هم تصویب این طرح از جانب سنای امریکا صورت گرفت.
فعالیت های این صندوق
هدف اساسی صندوق ایجاد رقابت (توانمند ساختن جهان برای پرداخت مصارف شان) است، و برای ایجاد وحفظ آن جهان نیاز به وسایل سیال است که همانا وسایل سیال این صندوق پول است که دالر پول اصلی ووسیله سیال صندوق حساب می شود، ولی این وسیله سیال یعنی دالر همیشه درحالت تغیر بوده که گاهی هم ردیف پوند درمقابل طلا قرار داشت. بعد از جنگ اول و دوم جهانی الی دهه 70 طلا وسیله سیال صندوق حساب می شد و دالر حالا عوض طلا به فعالیت خویش ادامه می دهد. اما یگانه ابزار موثر در تغیر جهت این وسیله سیال سرمایه داری جنگ هایست که امریکا طراحی می کند. وهمچنان این صندوق برای این که در رقابت جهان کوشش کند، نیاز به افزایش ارزش خود در قدم نخست دارد که این رقابت خود را از طریق قروض تنظیم می کند. در اولین مرحله 10 کشور به شمول امریکا که 2000 میلیون وانگلستان 1000 میلیون به پرداخت مجموعاً مبلغ 6 میلیارد دالر قرض برای صندوق موافقه نمودند. صندوق زمانی اقدام به قرض گیری از کشورها می کند که یکی از کشورهای اعضاء خواهان کمک از صندوق گردد. جالب این است که قرض را صندوق به پول فزیکی دالر می دهد ولی از کشور قرض گیرنده درپهلوی سود آن؛ تقاضای تضمین به طلا را دارد. تاریخ این قرض از کوتاه مدت الی میان مدت والی طویل المدت ادامه دارد. کشور قرض گیرنده باید در قدم اول با پرداخت معین نظر به ساحه خاک، نفوس، سهم تجارت جهانی، مقایسه با سایر سهم داران در صندوق سهیم شود، که از جمله 25 فیصد آن به طلا می باشد. در قدم دوم مستعمره یکی از کشورهای امریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان وجاپان که بزرگ ترین سهم داران صندوق وتصمیم گیرندگان اصلی هستند، باشد. درغیر این صورت قرض داده نمی شود.
دوم- بانک جهانی (World Bank): این بانک درست در همان تاریخ که صندوق ایجاد شده بود به هدف بازسازی وتوسعه کشورها بعد از جنگ های تباه کن که جز خرابی چیزی دیگری را به ارمغان نیاورده بود، ایجاد شد. فقرزدائی وتوسعه هدف اساسی این بانک را تشکیل می دهد. کشورهای که می خواهند از امتیازات بازسازی وتوسعه این بانک استفاده کنند باید کمر به برداشتن قرض از جانب این بانک خم کنند. چون قروض این بانک بسیار گران می باشد لهذا اکثر کشورهای که نمی خواستند این قروض را اخذ نمایند، بانک جهانی دست به ایجاد بعضی اسالیب دیگر برای به حربه کشانیدن کشورها نمود که نام آن را گروپ بانک جهانی گذاشت.
گروپ بانک جهانی حاوی پنج اداره دیگر می باشد:
اول- بانک بین المللی برای بازسازی وانکشاف IBRD: این اداره با 184 کشور عضو حین ایجاد یک مانع درمقابل خود احساس می کرد که اتحاد شوروی بود لهذا توجه این بانک متوجه اروپای غربی شد واین بانک در سال 1947 مبلغ 497 میلیون دالر برای کشورهای غربی اجراء کرد. قرض های این بانک به شرط بهبود سطح زندگی مردم وتوانمندی کشور برای بازپرداخت اعطاء می گردد. واین قرض هم برای سهم داران بانک توزیع می گردد. مدت این قرض ها عموماً 10 و 20 سال است که بانک 0.75 فیصد منحیث مزد قرض دریافت می کند ولی معمولاً نرخ سود نظر به وضعیت بازار مالی تعین می گردد وبعضی قرضه های این بانک از 15 الی 20 سال بوده وموعد بازپرداخت 3 تا 5 سال را دربر دارد.
دوم- اداره انکشاف بین المللی IDA: بانک، این اداره را برای کاهش فقر در سال 1960 ایجاد کرد. این اداره کمک های خویش را با اخذ قرض از بازارهای مالی و کشورهای عضو که حالا 164 کشور در دو کتگوری توسعه یافته وفقیر دریافت می کند وبرای کشورهای فقیر با اخذ 0.75 فیصد به نام کمک های بلاعوض انجام می دهد واین قروض را الی 50 سال با مهلت 10 ساله در اختیار کشورهای که درآمد سرانه آن حداقل 200 تا 250 دالر باشد اختصاص می دهد وهمچنان این اداره قرض های بدون ربح با مهلت 10سال وبازپرداخت 35 تا 40 سال انجام می دهد. درحال حاضر 81 کشور که 2.5 میلیارد نفوس دارند مستحق این قروض شناخته شده اند.
سوم- اداره مالی بین المللی IFC: این اداره برای رشد اقتصاد کشورهای درحال انکشاف غرض کمک های تخنیکی ومشوره دهی در سال 1956 ایجاد گردید. منابع مالی این اداره از طریق کشورهای اعضای بانک بین المللی برای بازسازی وانکشاف IBRD، از طریق قروض وغیره تنظیم می گردد. این اداره در کشورهای که اداره حاکم سیاسی نگذارد داخل نمی شود و دربخش خصوصی سازی به حدی فعالیت می کند که برخلاف بانک بین المللی برای بازسازی وانکشاف IBRD بدون ضمانت دولت ها به موسسات خصوصی قرض می دهد وحداقل سرمایه گذاری این اداره پنجصد هزار دالر است. مدت قروض این اداره 7-17 سال با 9 فیصد سود می باشد ودر عرصه صنایع بنیادی کار می کند. مثلاً در سال 1969 با مبلغ دو میلیون دالر در شرکت بین المللی سرمایه گذاری ها برای یوگوسلاویا شرکت کرد. 
چهارم- اداره تضمین سرمایه گذاری بین المللی MIGA: این اداره در سال 1988 به هدف کاهش درجه فقر از طریق تشویق سرمایه گذاری در کشورهای فقیر با فراهم نمودن بیمه ایجاد گردیده است. زمان بیمه این اداره تا 15 سال بوده ومتعهد به پرداخت 90 تا 95 فیصد سرمایه ضایع شده می باشد و هر بیمه شونده الی مدت سه سال نمی تواند خواهان فسخ این قرداد شود ولی برای اداره درمورد فسخ کدام زمان تعین نیست. نرخ بیمه ها نظر به نوعیت سرمایه گذاری تعین می گردد. 
پنجم- مرکز بین المللی حل منازعات سرمایه گذاری ICSDI: این مرکز برای حل منازعات ایجاد شده میان سرمایه گذاران فعالیت می کند و فعلاً 133 کشور عضو دارد و در سال 1966 تاسیس گردیده است. بادرنظرداشت مطالب فوق دیده می شود که کمک های این بانک در بخش های اقتصاد (از سیاست های کلان اقتصادی گرفته تا چگونگی تنظیم قریه جات)، سیاست (حکومتداری، قانون، قضاء)، نظامی واجتماعی (صحت ونفوس، جندر) صورت می گیرد. این بانک با اعطاء 250 میلیون دالر به فرانسه در سال 1946 آغاز به کار نمود و سه سال بعد با کمک 34 میلیون دالری به هندوستان فعالیت خویش را از جانب اروپا به آسیا انکشاف داد.
بانک جهانی ذخایر پولی را تحت نظر خود همیشه برای پاسخ گوی با حالات عاجل از دید خود نگه می دارد. اما حین بروز بحران های طبیعی که طی چند سال آخر در جهان به وقوع پیوست این بانک ها هیچ نوعی کمک به مردم نکرد و برعکس مردم شاهد نقش موثر این بانک در تشدید بحران های مالی جهان بودند. چون این بانک تلاش می ورزد تا پلان های مصارف کمک ها برای کشورهای کمک شونده را خود ترتیب نماید که در آن منافع امریکا تأمین شده بعد دست به اقدام خواهدزد. این بانک به کشورهای کمک می کند که دارای عاید متوسط یعنی عاید سرانه در سال 5185 دالر باشد. وهمچنان برای کشورهای که عاید سرانه 875 دالر در سال دارند و قرضه های بدون ربح وبلاعوض با بازپرداخت 35 تا 40 سال ومهلت 10 سال باشد، می دهد. درحالی که 75 فیصد فقیرترین مردم جهان با درآمد کمتر از یک دالر امرار معاش دارند، کجاست کمک های این بانک؟ مردم افریقا از گرسنگی در سال هزاران تن جان شان را از دست می دهند و غرب مخصوصاً امریکای کافر و استعمارگر نفت را از تحت پای شان می چوشد. آیا به راستی این کمک است؟ بلی به راستی برای مردم نادان کوردل این کمک است.
به صورت عموم دو نوع قروض در این بانک موجود است: یکی برای سرمایه گذاری ودیگری برای اصلاحات وپالیسی ها. این بانک در هر کشوری که دولت ها بخواهند کمک کنند مانع می گردد. یعنی تمامی کمک ها باید از طریق این بانک با درنظرداشت تطبیق پلان این بانک، صورت گیرد. مثلاً اگر عربستان می خواهد به افغانستان کمک کند باید پول او از طریق بانک جهانی به افغانستان انتقال یابد ویا اگر مصر بخواهد به مردم غزه کمک کند باید پول خود را به امریکا انتقال دهد وبعد به غزه برسد، درحقیقت نوع دکتاتوری ومطلق العنانی در عرصه انتقال پول می باشد. انتقال پول میان افراد هم همین طور است. این بانک گاهی برای کمک به کشورهای نیازمند به نظر خود شان صندوق ایجاد می کنند و از هر کمک کننده پول را در آن صندوق جمع آوری می نمایند وگاهی هم مستقیم از طریق گروپ های خود که قبلاً تشریح شد عمل می کنند. ویا هم دست به سرمایه گذاری می زنند وکالای خویش را در معرض تجارت در آن کشورها قرار می دهند و از این طریق تلاش می ورزند تا منابع برای خود درپهلوی بازار فروش دریابند. مثلاً صندق بازسازی افغانستان که 28 کشور وسازمان کمک می کند بعد از 11 سپتامبر 2001 برای افغانستان درحالی ایجاد گردیده است که شمار گداها در کوچه ها به شکل روز افزون درحالت افزایش است.
قوت اقتصادی امریکا در نیمه دوم دهه 1940 بعد از جنگ جهانی دوم دو موضوع را منحیث پایه یا اساس؛ یکی دالر به عنوان پول واحد جهان و دیگر 50 فیصد تولید ناخالص جهان در امریکا تشکیل می داد. واین توانائی تولید ناخالص هم ناشی از گستردگی ساحه استعمار طوری بود که برای ایجاد زمینه تولیدات بیشتر حتی از اتم هم استفاده نمود. در سال 1970 این قوت امریکا به حدی در حالت نزول قرار گرفت که حتی تولیدات ناخالص آن به 25 فیصد کاهش یافت. قرض های سازمان های پولی باعث شد که حتی در دهه 1980 بحران قرضه را به وجود آورد که از جمله کشورهای مثل مکزیک، لهستان، ارجنتین وبرازیل از پرداخت قروض شان ابا ورزیدند. و بنابر بلند رفتن چهار برابر قیمت نفت که درنتیجه نرخ بهره در امریکا بلند رفت.
بعضی از مفکرین غربی مثل "چارلزکیندل برگر"، از مطالعه بحران مالی 1930 در دهه 1980 به این نتیجه رسیده بود (که اقتصاد بین المللی ونظام پولی احتیاج به رهبری دارد. هر کشوری که آماده باشد چه از روی آگاهی وچه بدون آگاهی خود را رهبر و دیگر کشورها را به پیروی از خود وادارد. که درنهایت امریکا رهبری اقتصاد جهان را بعد از جنگ دوم جهانی، که قبلاً این رهبری از کنگره ویانا 1815 با انگلیس بود، به دست گرفت؛ به شمول خلائی میان جنگ اول ودوم جهانی که بحران مالی دهه 1930 هم ناشی ازاین خلاء بود).
قدرت امریکا مثل اسپانیائی های آغاز قرن هفدهم وبریتانیائی های آغاز قرن بیستم هم بنابر تعهد بیش از حد توان خویش در سرحد سقوط قرار دارد. هر حرکت در جهان مخصوصاً در میان کشورهای نفت خیز اسلامی باعث تشویش امریکا می گردد. چنانچه در اثر انقلاب ایران در 1979-1980 امریکا 47 میلیارد دالر خساره مند شده بود که به نام دالرهای معلق یاد می شد، چون قیمت نفت صعود نموده بود. همچنان در بهار عرب طی سال های 2011 و 2012 هم امریکا دچار تشویش شدید شده که انشاءالله سقوط خود را تصور می کند. لهذا دیده می شود که در هر جای حرکات نجات از ستم دکتاتوران را به ضرر خود بیند؛ مداخله می کند.
هدف اژدهای اقتصادی
در ظاهر هدف نجات کشورهای عضو از فقر ورسانیدن شان به انکشاف بود ولی هدف اساسی این ابزارها همانا تحقق نظام سرمایه داری در جهان با حفظ منافع امریکا وقدرت این کافر استعمارگر می باشد. که این هدف را با افکار زهرآگین خویش به نام های فقرزدائی وانکشاف درمیان مردم جهان می خواهد به منصه اجراء درآورد. امریکا دراین کارخویش موفق بوده اگرچه این ابزارها در معرض شک وتردید مردم جهان قرار دارد، اما به خاطری موفقیت استدلال می شود که ابزارها برای تطبیق نقشه ها می تواند در هر شرایط انعطاف پذیر باشد. چون طراحان این سازمان ها و مفکوره ها بشر بوده، طبیعی است که موفقیت نمی تواند نزد بشر به غیر از چند سال تعریف شود. البته موفقیت از دید شرعی یعنی رضای الله سبحانه وتعالی، چیز دیگریست. پس امریکا در تحقق اهدافی که به این بخش مربوط می بود قسماً موفق بود، این موضوع به این معنی است که نظام سرمایه داری اکثراً توسط طبقه مخصوص ثروتمند رهبری می شود، لهذا صرف این ادعا که این سازمان ها کار خویش را انجام داده اند از دید همین طبقه است. اما از دید اساسات فکری شان حالا این مفکوره ها دچار شک گردیده به حدی که از اکثر کشورهای اروپائی مثل یونان گرفته تا مقر این سازمان ها جنبش های به نام آزادی از نظام سرمایه داری ووالستریت را در سال های 2011 و 2012 میلادی به سرک ها کشانید.
و اما چهره واقعی اژدهای اقتصادی
نظام اقتصادی سرمایه داری بالای سه چیز استوار است:
منابع (اشیاء وخدمات) محدود واحتیاج نامحدود انسان.
قیمت اشیاء.
پول ونقش آن در تولید، توزیع واستهلاک.
چون پول یکی ازپایه های نظام اقتصاد سرمایه داری را تشکیل می دهد، اصل کارکرد سازمان های ذکرشده هم دادن وگرفتن پول است به اهداف تعیین شده.
پس زمانی که انسان بدون درنظرداشت واقعیت های پس پرده به سوی آن ها بیبیند درخواهد یافت که واقعیت این چهره ای قرن بیستم که به قرن ما هم انتقال نموده است، چیست؟ بلی به یقین که از نگاه به سوی آن چهره ؛ هر کس به هیکل اصلی این چهره آشنا می گردد. برای این که دیدن به سوی این چهره از دو جهت امکان پذیر است که هر دو مساوی به یک که همان امریکا است، می باشد. به این شکل که یک دید می تواند به این تشخیص برسد که چهره دیو است. یعنی دارای سر (امریکا)، تنه (کشورهای عضو)، پای (بانک) ودست(صندوق) می باشد. این دیو 66 سال است که به سوی بلعیدن منابع وافکار مردم جهان از آن طرف اقیانوس حرکت نموده است. ودید دیگر می تواند به این تصویر آشنا شود که اژدهای دارای دو سره است، یعنی سرها (بانک وصندوق) و بدن (کشورهای عضو) می باشد. من فکر می کنم هر دو دید درمورد این چهره ای وحشتناک درست است. اما این درستی زمانی می تواند ثابت شود که مفکوره این اژدها واضح باشد. مفکوره این اژدها همانا نشان دادن رنگ های ظاهراً جالب اما در اصل خونخوار می باشد. این اژدها برای قبولاندن خود چند چیز به دست دارد که همانا برای نمایش غرض متوجه ساختن از یک طرف ومصروف نمودن از جانب دیگر می باشد که این اشیا دست اژدها همان اصطلاحات فقرزدائی، بازسازی، توسعه وسرمایه گذاری است، که امروز تمامی مردم جهان به مجرد شنیدن این اصطلاحات آمادگی خویش را به ورود این اژدها به خانه شان می گیرند. سوال اساسی این است که اژدها با ورود به خانه کار خود را با اشیای در دست داشته آغاز می نماید ویا به هدف اصلی خویش کار خود را می آغازد؟ حتماً جواب هدف اصلی اژدها است. اگر اژدها به هدف اصلی خویش آغاز به کار نماید چه باید کرد تا از شر اژدها نجات یافت؟ این ها سوالات جالب است که انشاءالله با بیان چهره واقعی این اژدهای قرن 20 و 21 که خوراک شان در یک قرن خون 170 میلیون و امکانات میلیاردها انسان بود، راه نجات آسان خواهد شد. چون اژدها از خانه ما نیست و این اژدها ورودی است پس برای هر ورودی راه خروج هم موجود است اما کمی تلاش می خواهد. افکار این چهره اگر به معنی واقعی گرفته شود بسیار خوب است، اما این چهره نمی خواهد چنین کاری انجام دهد ونمی تواند انجام دهد. پس ما برای فهم اساسی این مفکورها به تعریف اصلی آن ها می رویم:
فقرزدائی: فقر همیشه درمقابل غنا وفقیر درمقابل ثروتمند می باشد، پس کشوری که در آن غنی موجود نیست آن کشور به نام کشور فقیر یاد می شود.
بازسازی: این مفکوره درمقابل تخریب قراردارد، وقتی چیزی خراب شود برای احیاء دوباره آن استفاده می شود ولی به صورت خاص امروز درمورد کشورهای استفاده می شود که ازجنگ برآمده باشند.
توسعه: این مفکوره درمقابل عقب مانده استفاده می شود. یعنی زمانی که کشور توانائی تولید حداقل تولیدات خود را نداشته باشد استفاده می گردد. درحالی که بحث اصلی درمورد فقر، انکشاف وغیره طوری بوده می تواند که فقر وانکشاف را هم از دید عملی وهم از دید فکری باید به بحث گرفت. و آن طوری بوده می تواند که افکار چیز اساسی وعنصر عمده در بسته نمودن دروازه فقر و انکشاف می باشد، پس باید افکار در محور بحث فقر و انکشاف باشد. بلی اصلی که فقر وانکشاف را به وجود می آورد همانا افکار است. امتی که افکار را محور نجات از فقر ودخول در انکشاف قرار داده همیشه پیروز بوده اند؛ مثل امت صدر اسلام که به مجرد ایجاد دولت اسلامی وایجاد هویت برای تابیعن این دولت، به حدی فقر را از میان برد وداخل فضای انکشاف اقتصادی شد که قوی ترین تمدن را در عصر خود برای بشر به ارمغان آوردند ومثال های زیادی درین مورد در تاریخ دولت اسلامی موجود است. که حتی زمانی در عهد اموی ها کسی آماده نبود که زکات بگیرد، پس فقر را چگونه در آن عهد جستجو کنیم؟ موفقیت این دوره در این بود که زیربنای انکشاف وفقرزدائی را که همانا افکار بود، با خود داشتند.
اگر امتی تمامی سرمایه های مادی، اکتشافات علمی، اختراعات صناعتی خویش را از دست دهد، اما سرمایه فکری نزد شان باشد احیاء مجدد وحتی به دست آوردن چیزهای از دست رفته برای این امت؛ بسیار ساده خواهد بود، اما اگر سرمایه فکری نزد آن امت موجود نباشد؛ نه تنها در برگشت موارد از دست رفته کاری انجام داده نمی توانند، بلکه به سوی عقب مانی وفقر به سرعت پیش می روند. پس ما دو نوع امت را در این مسله می بینم؛ یکی با سرمایه فکری ودیگری بدون سرمایه فکری. برای امتی که سرمایه فکری دارند ضرور است تا برای ثبات دایمی از فقر وماندن در انکشاف، طریقه فکری که همان افکار از پیشینیان برای شان باقی مانده است، کنار نگذارند. اما برای امتی که سرمایه فکری در خود ندارند مشکل شان بیشتر است تا اول خود را باید از افکار فعلی که منجر به گرایش به فقر وجلوگیری از انکشاف شده است، دور نمایند وبعدا درتلاش باشند تا بدانند که چی نوع انکشاف می خواهند، سعادت تنها در دنیا ویا در دنیا وآخرت. بادرنظرداشت نوع انتخاب خویش با حفظ طریقه فکری می توانند خود را از حالت فقر به انکشاف برسانند.
پس اگر مردمی می خواهد از طریق کمک های بانک جهانی وصندوق بین المللی پول، فقر را از میان بردارند ووارد انکشاف گردند با مراعات نمودن موضوعات فوق به دو مسئله دیگر هم توجه مبذول دارند:
اول- کمک گرفتن محض ازاین سازمان ها تنها وتنها باعث انکشاف وفقرزدائی شده نمی تواند بلکه افکار این کمک ها از قبل اشد ضرورت است تا حداقل به ادعای این سازمان ها که فقرزدائی وانکشاف است برابر شوند. چون نزد این سازمان ها جامعه فقیر همان جامعه ی است که سکتور خصوصی موجود نباشد، سرمایه گذاری های کشورهای ثروتمند مثل امریکا وغرب موجود نباشد، دیموکراسی با تمامی آزادی هایش موجود نباشد،، جامعه مدنی نباشد و درنهایت بازار آزاد وعضویت بانک جهانی وصندوق بین المللی نباشد. یعنی تمام زندگی شان را برمبنائی مفکوره این سازمان ها که همانا مفکوره سرمایه داری است عیار سازند و تمام اعمال و افکار خویش را بادرنظرداشت عقیده سرمایه داری تنظیم نمایند. پس اگر کشور اسلامی ویا کمونستی بخواهد از دید امریکا به انکشاف برسد؛ پس لازم است تا در قدم اول تغییر عقیده دهد تا بتواند به تغیر جامعه با معیار همان عقیده موفق گردد. حال آن که از نظرکمونیزم فقرزدائی وانکشاف از دید سرمایه داری ظلم نابخشودنی است واز نظر اسلام باور داشتن به این که نظام سرمایه داری ضامن سعادت بشریت بوده و قابلیت تطبیق را نسبت به اسلام دارد، کفر محسوب می شود. 
دوم- در میدان عمل، این نوع کمک ها صرف برای فقرزدائی وانکشاف نیست بلکه ابزاری است برای مغشوش ساختن اذهان مردم جهان وتوسعه استعمار و استثمار در زمین. مثال های زیادی در جغرافیای زمین موجود است که این سازمان ها برای فقرزدائی وانکشاف از زمان تاسیس شان در آن ساحات توجه نموده اند. ولی کدام اثر وحتی بویی از پیشرفت هم به مشام شان نرسیده است. طوری که در عملکرد این سازمان ها دیده می شود که کمک های شان را برای کشورهای تنظیم می کنند که عضویت سازمان ها را داشته باشد. پس کشوری که بخواهد برای فقر و آمدن انکشاف مبارزه کند خود را ثبت این سازمان ها می کند اما متوجه نیست که صدها سال هم که عضویت این سازمان ها را داشته باشد، نمی تواند به انکشاف وفقرزدائی نایل آید. چون این سازمان ها ابزار تحقق نظام سرمایه داری و حاکمیت امریکا در جهان است؛ آن ها نمی خواهند که کشور دیگر انکشاف کند واز امریکا بی نیاز گردد. ولی مشکل اصلی در این است که مردم این نوع کشورها هیچ متوجه نیستند. ودراین مورد مثال های زیادی موجود است. مثلاً افغانستان کشوری است که بعد از دور شدن سلطه خلافت ازاین سرزمین دیگر کدام عنصر پیشرفت تا امروز در این سرزمین دیده نمی شود، تا خود را به انکشاف برساند. برای این هدف در سال 1945 عضویت این سازمان ها را گرفت مگر هر قدر که زمان می گذرد، مشکلات مردم این سرزمین اسلامی بیشتر شده و به عقب درحرکت اند. معنی این سخن این است که امروز افغانستان دچار اخذ قروض گوناگون برای مصارف استهلاکی خویش از این سازمان ها می باشد. پس طبیعی است که این حرکت به طرفی جهت پیدا کند که درنهایت به فقر گسترده وقحطی ختم خواهد شد. اگر به پروسه قرض دهی به کشورها از جانب این سازمان ها متوجه شویم؛ دیده می توانیم که اگر این سازمان ها برای کشوری کمک نماید، پلان مصرف را نیز خودش می سازد لهذا کشور قرض گیرنده نمی تواند برای ساخت زیربنا وغیره که منجر به انکشاف شود اقدام نماید. قروض این سازمان ها برای کشورها الی 40 سال می باشد، یعنی درکشوری که بخواهد کمک کند اول منافع خود را در آن منطقه تعریف می کند؛ بعد اقدام به کمک می کند والی 40 سال پول می دهد و به صورت عموم 9 فیصد سود دارد، این پول واین سود هم سود مرکب یاد می شود. یعنی هر سال 9 فیصد جمع اصل پول شده و بازپرداخت مجموع پول اصلی وسود در سال بعدی 9 فیصد دیگر سود می شود الی 40 سال؛ بعد از چهل سال 10 سال مهلت می دهد وبعد خواهان بازپرداخت می گردد که کشور کمک شده چه خواهد کرد؟ از کمک ها فابریکه نساخته، برق نساخته؛ وغیره... چطور به بازپرداخت آغاز کند. لهذا مجبور می شود به بستن پیمان های غلامی اقدام نماید ویا به استفاده از خاک کشورش به امریکا موافقه کند. که مثال های زیادی در این مورد در بیش از 130 کشور دنیای امروز به وضوح دیده می شود.
طوری که یاد شد؛ کمک این سازمان ها در چگونگی توزیع برای کشورهای عضو اصلاً بستگی به تحقق منافع امریکا در آن کشورها دارد. مثلاً در سال های که شوروی در افغانستان بود کمک ها در این کشور ختم شده بود. پس باز هم باید گفت که این سازمان ها همان اژدهائست که همیشه منتظر بلعیدن منابع ونشر افکار مزخرف خویش است. مانند افغانستان می توان ده ها کشور افریقای، آسیائی وحتی اروپائی و امریکائی تقرض با بحران های مالی وفقر که باعث حرکت مردم در جاده اروپا و امریکا گردید، یاد نمود. 
نتیجه گیری
اژدهای اقتصادی امریکا صرف برای بلعیدن منابع طبیعی کشورهای جهان به خصوص کشورهای اسلامی به هدف تامین مصارف لشکرکشی های این کافر استعمارگر ایجاد شده است وهیچ زمانی برای نجات کشورهای عضوی که به سرمایه داری عقیده نداشته باشند؛ کار آن ها کدام پیشرفتی نخواهد داشت. حدود 66 سال است که این سازمان ها برای نجات کشورها از فقر کار می نمایند اما طبق بیانات خودشان مشکلات مردم روزافزون می باشد. در گزارش بانک جهانی آمده است که باوجود کار این سازمان ها در هفتاد سال هنوز 40 فیصد فقیرترین مردم جهان از 5 فیصد درآمد و امکانات زندگی برخوردارند. 20 فیصد از ثروتمندترین مردم جهان سه چارم درآمد جهان را در دست دارند. نیمی از بشریت کره زمین از مشکل آب رنج می برند، حدود یک میلیارد مردم جهان آب کافی برای آشامیدن ندارند وحتی دونیم میلیارد مردم جهان آب سالم ندارند. بیان آمار از جانب آن ها این طور نیست که در اثر کار آن ها از نقطه صفر تا این حد پیش آمده اند، بلکه این آمار نشان دهنده ناکارآمدی آن هاست؛ و اگر ما به تاریخ اسلامی برگردیم نمی توانیم حتی در دورترین نقطه دولت خلافت صدای گرسنه را بشنویم؛ برعکس صدای غنی را می شنویم که بر دادن صدقات تعجیل دارد. اما امروز از عبادت گاه گرفته تا هر جا که بروید یک واقعیت را به کرات و مرات مشاهده خواهید کرد و خواهید شنید که آن کمک خواستن است وبس. و امروز 150 کشور جهان از فقر داد می زند.
پس سوالی ایجاد می شود که چرا باوجود بیان وحتی درک همه جنایاتی که از طریق این نوع سازمان ها بالای مردم صورت می گیرد، هنوزهم دیده می شود که مردم جهان برای رفع نیاز خویش به چهره ای اژدها مانند، تلاش نزدیکی وکمک می نمایند؟ پاسخ این سوال چنین است که امریکا در جهان قدرت اول است واین سازمان ها ابزار دست این کافر استعمارگر است، لهذا گاهی با نشان دادن رنگ های مختلف وگاهی با فشار سیاسی ونظامی و گاهی توسط مزدوران شان دراین سرزمین ها، وابستگی کشورها را به سازمان ها بیش تر می سازد. زیرا دولت بدیل (خلافت) که همانا یک هزار و سه صد سال درمقابل همچو کفار عصر قرار داشت، امروز دیگر نیست.
پس برای احیاء آن سپر طاغوت شکن (خلافت) نیاز اشد به مبارزه است، که این عمل را الحمدالله حزب التحریر از شصت سال به این سو یک جا با امت مسلمه که یگانه قدرت از میان برنده کافران استعمارگر است، به پیش می برد. پس ای امت مسلمه اگر می خواهیم که از چنگال این اژدهای عصر نجات یابیم و از اشباع غرایز و حاجات عضوی که همانا انسان را با وجودش تعریف می کند، به صورت اساسی به در آیم، وبه انکشاف وترقی دنیا؛ وموفقیت در آخرت برسیم، وبرای نجات آن مردمان افریقائی وآسیائی که صرف از خاطر وابستگی شان به امت مسلمه از گرسنگی ده ها تن روزانه جان می دهند و هم ردیف حیوانات وحشی درتلاش غذا می باشند؛ عمل کرده باشیم و در مجموع اگر می خواهیم امت مسلمه را از زندان اقتصادی امریکا و غرب نجات دهیم، با این امت که برای رضای الله سبحانه وتعالی قدعلم نموده با حزب التحریر برای احیاء سپر و بنفش امت مسلمه (خلافت) تلاش می ورزند یک جا شوید تا باشد که در دنیا با آوردن خلافت به نصرت الله سبحانه وتعالی امت مسمله را به آن عزت که وی سبحانه وتعالی بیان نموده است در همه بخش ها به خصوص اقتصاد برسانیم و در آخرت هم دستآوردی برای دخول به بهشت را نزد خویش داشته باشیم. چانچه الله سبحانه وتعالی کمک با کار خیر را برای مسلمانان دستور داده است:

... وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ...
المائده، 2
"در راه نیكی و پرهیزگاری همدیگر را یاری و پشتیبانی نمائید، و همدیگر را در راه تجاوز و ستمكاری یاری و پشتیبانی نكنید."

ندیم
منابع
نظام اقتصادی، شیخ تقی الدین النبهانی.
تاریخ عقاید اقتصادی، دکترفریدون تفضلی.
سیاست قدرت های بزرگ، دکتر بهاره سازمند.
سازمان های مالی وپولی، پوهندوی سید مسعود.
صفحات انترنتی.


PDF Print Email
Views [ 2223 ]

نظریات مرتبط:

July 30, 2014 | bassam
سلام بنده دانشجوی اقتصاد و مدیریت هستم در کشور چک و میخواستم از این مقاله بسیار خوب نویسنده تشکر کنم. چطور میتوانم با نویسنده این مقاله در ارتباط باشم ؟؟؟
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
بلند رفتن نرخ سود در امریکا، دلایل و اهداف آن
نرخ بهره(سود) در جریان بحران اقتصادی امریکا در سال ۲۰۰۸م تا قریب به صفر کاهش یافت و تا هفت سال کامل به همین صورت باقی ماند، یعنی تا آخر ماه دسمبر ۲۰۱۵م. یلین اشاره نمود که نرخ بهره(سود) در جریان سال ...
سرزمین های عربی دارای ثروت های بی شمار و واقعیت شرم آور
مساحت تقریبی منطقه عرب نشین به ۱۳.۳ میلیون کیلومتر مربع می رسد که ۹.۶درصد مساحت تمام جهان را احتوا می کند. تعداد ساکنین جوامع عربی به ۳۷۰ میلیون شده که معادل ۶.۵درصد از ساکنان زمین می باشند. تعداد کار...
کاهش تولیدات نفت
تولید کننده گان عمده نفت، جدیداً در تلاش اند تا با پایین آمدن تولیدات نفت قیمت آن را افزایش دهند، این درحالیست که اولین کاهش تولیدات نفت در سال ۲۰۱۷م باعث بلند رفتن قیمت هر بشکه نفت به ۵۰ دالر گردید، ...
عوامل بحرانِ بازارهای سهام ونظر اسلام در این مورد
به تاریخ 24 اگست 2015م، بازارهای جهانی بورس به شدت افت نمود. دلیل آن کاهش 9 درصدی سهام چین وکاهش فروش در بازارهای نفت بود. بازارهای بورس سراسر جهان از داوجونز تا نصدق، از یوروفرست تا ام‌ اس‌ سی ‌آی، ب...

موضوعات جدید ...

په افغانستان کې د کم عمرو ودونه که په امریکا کې د ماشومانو ځانپلورنه! په افغانستان کې د کم عمرو...
د افغانستان دولت هڅه کوي چې یو ځل بیا له افغان مېرمنو غلا شوې خوښۍ داسې ورکړي، لکه دو...
د امریکا متحده ایالات به د شمالي کوریا ...
له کابل څخه د ایران د بهرنیو چارو وزیر د...
ترکیه پس از نظام ریاستی به کدام سو تحول ...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره هشتم
ماهنامه تغییر - شماره هشت...
ماهنامه تغییر - شماره هشتم ماهنامه تغییر به مسایل داغ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به سطح جهان و منطقه پرداخته و شما هم با استفاده از آن در نشر و بخش هر چه...
ځانګړی رپوټ: په سوریه کې د ترکیې نظامي م...
گزارش ویژه: بررسی مداخله نظامی ترکیه در ...
ماهنامه تغییر - شماره هفتم...
ماهنامه تغییر - شماره پنجم و ششم...

پر بیننده ترین ها ...

اگر اوباما اردوغان را در باره ی حزب کارگر کردستان فریب داد؛ پس امت اسلامی را چه کسی فریب می دهد؟
اگر اوباما اردوغان را در ...
این اظهارات اردوغان که پس از سه روز از موفقیت اش در همه پرسی تعدیل قانون اساسی و اعطا...
رادیکالیزم؛ طرح سرمایه داری به منظور جنگ...
مبارزه میان امریکا و انگلیس در قبال بهتر...
ترکیه پس از نظام ریاستی به کدام سو تحول ...
وابستگی امارات و موقف گیری های آن در برخ...