Enter email addressInvalid email!

فرضیت تأسیس دولت اسلامی
| October 06, 2013

فرضیت تأسیس دولت اسلامی

زمانی که از اسلام و نظام اسلامی صحبتی و یا هم دعوتی به عمل میاید، تنها به احکام مربوط به  عبادات و اخلاق و مسایل فردی و خانواده اکتفا می گردد. در حالی که اسلام منحیث ایدیولوژی به تمام ابعاد زندگی انسان ها - بدون در نظرداشت ظروف و شرایط- پرداخته است که عبادات و اخلاق جزء آن می باشد.

اسلام خطوط عمومی قانون گزاری را در عرصه های مختلف حربی، جنایی، سیاسی، فردی و اجتماعی ترسیم نموده است، طوری که در زمینه آیات واحادیث متعددی وارد گردیده است: الله سبحانه و تعالی در سوره توبه در مسألۀ از مسایل حربی در آیه 123 سوره توبه چنین حکم فرموده است:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً»

یعنی: اي مؤمنان! با كافراني بجنگيد كه به شما نزديك ترند، و بايد كه (در جنگ) از شما شدّت وحدّت (جرأت و شهامت) ببينند. و بدانيد كه الله (ياري و لطفش) با پرهيزگاران است.

ومی فرماید:

«فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ. وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاء»

یعنی: اگر آنان را در (ميدان) جنگ روياروي بيابي و بر ايشان پيروز شوي، آن چنان آنان را در هم بكوب تا كساني كه در پشت سر ايشان قرار دارند (و دوستان و ياران ايشان اند) پند گيرند (و پراكنده شوند و عرض ‌اندام نكنند).‏ هرگاه (با ظهور نشانه‌ هائي) از خيانت گروهي بيم داشته باشي (كه عهد خود را بشكنند و حمله غافل گيرانه كنند، تو آنان را آگاه كن) وهمچون ايشان پيمان شان را لغو كن (و بدون اطّلاع بدانان حمله مكن، چرا كه اين كار خلاف مروت و شريعت است و خيانت بشمار می رود)

به همین شکل قرآنکریم در مسأله قصاص و سرقت چنین حکم نموده:

«وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ»

یعنی: ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، حيات و زندگي است (بنابر مصلحت و حكمتي كه در آن، و دقائق و نكاتي كه در همه احكام است.

اين است كه قانون قصاص را براي شما وضع كرديم تا از تجاوز و خونريزي بپرهيزيد.) باشد كه تقوا را پيشه كنيد.‏

ومی فرماید:

«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنْ اللَّه»

یعنی:  دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر عملي كه انجام داده‌ اند به عنوان يك مجازات الهي قطع كنيد، و الله (بر كار خود) چيره و (در قانونگذاري خويش) حكيم است (و براي هر جنايتي عقوبت مناسبي وضع مي‌كند تا مانع پخش آن گردد.)

اسلام منحیث ایدیولوژی، متفاوت از ایدیولوژی های سوسیالزم و سرمایه داری است. زیرا ایدیولوژی سوسیالزم از حیث عقیده به انکار از وجود خالق در ماوراء کاینات معتقد است، و ایدیولوژی سرمایه داری، جدایی دین از زندگی را اساس قیادت فکری خود دانسته، اعتقاد دارد که زندگی سیر نفعی داشته و نیازی به بحث وجود دین نیست. در حالی که اسلام عزیز اعتقاد به و جود الله سبحانه و تعالی را اساس قیادت فکری خود معرفی نموده و دخالت خالق را در زندگی بشر یک امر لازمی می داند. همچنان ایدیولوژِی سرمایه داری از حیث نشات نظام معتقد است که نظام از مردم صادر می گردد و برای ساختن قوانین به آرأ و نظریات مردم مراجعه می گردد. طوری که این مسأله در تعریف معروف از دموکراسی - حکومت مردم توسط مردم بالای مردم-  به وضاحت بیان شده می تواند. در حالی که اسلام عزیز اساس مصادر قوانین را قرآن و سنت معرفی نموده و اساس قرار دادن آرأی مردم در تشریع را حرام می داند طوری که الله سبحانه تعالی در سوره مایده فرموده است:

«وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ (49) أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (50)»

یعنی: ‏و در ميان آنان طبق چيزي حكم كن كه خدا بر تو نازل كرده است، و از اميال و آرزوهاي ايشان پيروي مكن، و از آنان برحذر باش كه تو را از برخي چيزهائي كه خدا بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند. پس اگر پشت كردند، بدان كه خدا مي خواهد به سبب پاره‌ اي از گناهان شان ايشان را دچار بلا و مصيبت سازد. بي گمان بسياري از مردم فاسقانند.‏ آیا خواستار حکم جاهلیت اند، و کی بهتر از الله حکم می کند، برای قومی که یقین دارند.

حدود الله عبارت از همان خطوط هشدار دهندۀ است که تفکیک میان حلال، حرام، مکروه، مستحب و مباح را بیان نموده است. و برای هیچ کسی صلاحیتی وجود ندارد تا در آن ها دست درازی نماید و اگر چنین جراأتی نسبت به حدود الله نماید مستحق وعیدی می گردد که الله فرموده است:‏

«تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ»

یعنی: اين (احكام راجع به يتيمان و وصيّت و سهام مواريث) حدود خدا (در ميان حق و باطل) است و (آن ها را محترم شماريد و از آن ها در نگذريد و بدانيد كه) هر كس از خدا و پيغمبرش (در آنچه بدان دستور داده‌اند) اطاعت كند، خدا او را به باغ هاي (بهشت) وارد مي‌كند كه در آن ها رودبارها روان است و (چنين كساني) جاودانه در آن مي‌مانند و اين پيروزي بزرگي است.‏ و آن كس كه از خدا و پيغمبرش نافرماني كند و از مرز هاي (قوانين) خدا درگذرد، الله او را به آتش عظيم دوزخ وارد مي‌گرداند كه جاودانه در آن مي‌ماند و (علاوه از آن) او را عذاب خوار كننده‌اي است.‏

و نیز می فرماید:

«‏فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيماً»

امّا، نه! به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمي‌آيند تا تو را در اختلافات و درگيري هاي خود به داوري نطلبند و سپس حرجی در دل خود از داوري تو نداشته و كاملاً تسليم (قضاوت تو) باشند.‏

و در حدیثی آمده است که

«إن الله حد حدودا فلا تعتدوها و فرض فرائض فلا تضيعوها وحرم حرمات فلا تنتهكوها»

يعنی: الله سبحانه وتعالی حدودی را تعین نموده است، از آن تجاوز ننمایید، و اموری را فرض گردانیده است آن را ضایع نسازید، و محرماتی را حرام ساخته، آن را مرتکب نشوید.

احکام شرعی به منظور تطبیق و تنفیذ از جانب الله سبحانه و تعالی فرستاده شده است، و بدون شک که رسول الله صلی الله علیه وسلم منحیث رییس دولت در مدینه به تطبیق عملی اسلام پرداخت وبه همین سلسله خلفای راشدین و دیگر خلفا تا سال 1924 میلادی نیز به تطبیق اسلام پرداختند. اما از زمان سقوط خلافت اسلامی در ترکیه تا امروز دیگر دولت به مفهوم شرعی آن در سرزمین های اسلامی و جود ندارد زیرا نظام های حاکم در سرزمین های اسلامی نظام های جمهوری و شاهی است، که تناقض واضح با نظام اسلامی (خلافت) دارد. فلهذا احکام شرعی که تطبیق آن موقوف به دولت است و تقریبا چهار بر پنج حصه احکام را شامل می گردد، معطل قرار گرفته است.

از میان رفتن خلافت اسلامی خلای سیاسی را در میان امت مسلمه بوجود آورد. کفار از این فرصت استفاده نموده و به تفرقه سیاسی میان امت مسلمه پرداختند، و با ایجاد دول دست نشانده در سرزمین های اسلامی به نشر عقاید و تطبیق نظام های کفری می پردازند. نشر افکار کفری و تطبیق نظام های سیاسی کفری در سرزمین های اسلامی به تغیر جو سیاسی به نفع کفار انجامید و در نتیجه امت اسلامی نسبت به مفاهیم و احکام مربوط به سیاست و حکومت اسلامی نا آشنا گردیدند. طوری که امروز مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زن  که ریشه در عقاید کفار دارد، در میان امت مسلمه به بحث و گفتگو گذاشته شده است. و امت را مصروف بحث های بی مفهوم و توجیهات نادرست نموده است که هیچ دلیل شرعی بر آن وجود ندارد. 

دولت های سرمایه داری و در رأس آن امریکا به عقیده جدایی دین از سیاست معتقد هستند و به نشر و تطبیق این عقیده بالای امت مسلمه می کوشند. طوری که  اذهان امت اسلامی را نسبت به افکار اسلامی مغشوش نموده و ذهنیتی را که سیاست با دین انطباق پذیر نیست، در فضای سیاسی پخش نموده اند و از هر نوع دعوت اسلامی که پیامد تغیر سیاسی نداشته باشد حمایت می نمایند، و نسبت به آن ها مخالفتی نشان نمی دهند، زیرا غرب کافر از وحدت سیاسی امت مسلمه می هراسد.

سیاست در اسلام عبارت از رعایت امور داخلی و خارجی امت بوده، که دولت مستقیماً آن را با حمایت امت به پیش می برد. همچنان از دیدگاه لغوی سیاست از کلمه ساس یسوس گرفته شده که به معنی رعایت و تنظیم امور می باشد و به همین معنی هم در حدیثی از ابی حازم در مسلم روایت گردیده است: و مسلم از ابو حازم روايت کرده که گفت: من با ابوهريرة پنج سال مجالست داشتم، و از وی شنيدم که از رسول الله(ص) حديث روايت مي کرد که پيامبر(ص) گفت:

«کانت بنو اسرائيل تسوسهم  الأنبياء کلما هلک نبی خلفه نبی و إنه لانبی بعدی وستکون خلفاء فتکثر ، قالوا فما تأمرنا ؟ قال: فواببيعة الاول فالأول و أعطوهم حقهم فان الله سائلهم عما استرعاهم»

يعنی: بنی اسرائيل را پيامبران (عليهم السلام) رهبری مي کردند، و هرگاه پيامبری وفات مي کرد به جای وی پيامبر ديگری جانشين مي شد، ولی بعد از من ديگر پيامبری وجود نخواهد داشت، بلکه خلفاء مي باشند و بسيار زياد مي شوند، گفتند: پس در آن حال به ما چه فرمان مي دهی؟ گفت: اول به بیعت، سپس نخست وفا کنيد، وحق آنان را اداء نمائيد، و از آنان خدا(ج) در باره آنچه ايشان را بر آن گماشته پرسان خواهد کرد. فلهذا حدیث فوق به این مسأله صراحت دارد که امور مسلمین بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وسلم توسط خلفا تنظیم می گردند طوری که امور بنی اسرائیل توسط پیامبران رعایت و تنظیم می گردید. و همچنان اشاره  به وجود حاکم در میان مسلمین دارد تا امور ایشان توسط وی تنظیم و رعایت گردد.

اسلام عزیز کسانی را که متولی امور مسلمین می گردند، هشدار داده است تا نسبت به پیشبرد امور رعیت خیانت نورزند و اگر چنین کنند الله سبحانه و تعالی جنت خود را برای ایشان حرام می نماید: طوری که بخاری از معقل ابن يسار  روایت نموده که گفت : از رسول الله  شنيدم که مي گفت:

«ما من وال يلی رعية من المسلمين فيموت و هو غاش لهم إلا حرم الله عليه الجنة‏»

يعنی : هر حاکمی که بر رعيت مسلمانان حکمران شود، پس در حالی بميرد که با آنان خيانت و دغل کرده باشد الله عزوجل بهشت را بر وی حرام خواهد کرد.

اما مسول بودن امرا در حصه رعایت و تنظیم شؤن امت به معنی بی توجهی مسلمین نسبت به حکام نیست تا هر چه خواستند انجام دهند، بلکه شریعت اسلامی اطاعت از امرا و همکاری با آن ها را تا زمانی که ایشان مطابق به قرآن وسنت حکم کنند دستور داده است. و به مجرد این که خلاف ما انزل لله حکم نمایند، مخالفت با ایشان و اجب می گردد. طوری که رسول اللهص می فرماید:

«ستكون أمراء فتعرفون وتنكرون، فمن عرف فقد برئ ومن أنكر فقد سلم إلا من رضي وتابع»

رواه مسلم والترمذي، يعنی: زود است که اميرانی بيايند که مي شناسيد و انکار مي کنيد، پس هرکس شناخت برائت يافت و هرکس انکار کرد در سلامت ماند، به جز کسي که راضی شد و متابعت نمود.

بلی برادران! کفار به تضلیل و گمراه سازی افکار عامه در سرزمین های اسلامی ادامه می دهند تا امت مسلمه مشاکل سیاسی و حکومتی شان را از طریق اسلام معالجه نکنند. طوری که نظام های سیاسی خود را اسلامی جلوه می دهند و خود را بحیث ملت بشر دوست و خدمت گزار مسلمین معرفی می نمایند در حالی که آن ها کفار اند،  دوستی و تقلید از نظام ها و عقاید ایشان حرام می باشد. طوری که الله سبحانه تعالی میفرماید:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً مُّبِيناً»

‏یعنی: ‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! كافران را به جاي مؤمنان به دوستي نگيريد. مگر مي‌خواهيد حجّت و برهان آشكاري عليه خود به دست خدا دهيد (بر اين كه شما هم جزو منافقانيد.)

اسلام عزیز همان طوری که در عقاید و مفهوم زندگی متفاوت از ایدیولوژی کفری سرمایه داری است، به همین شکل نظام سیاسی اسلام که خلافت اسلامی است، با نظام سیاسی سرمایه داری که نظام جمهوریت و دموکراسی است، مخالفت دارد. زیرا در نظام جمهوری  چه در شکل ریاستی و چه در شکل پارلمانی آن سیادت از مردم بوده و مردم برای ساختن قوانین به تعین نماینده ها می پردازند تا در مجلس نمایندگان با اکثریت آرأ به تصویب قوانین بپردازند و همچنان در نظام جمهوری، رئیس جمهور توسط مردم برای مدت مشخصی تعین می گردد در حالی که در نظام خلافت مردم حق ساختن قوانین را ندارند بلکه آن چه که شریعت به تطبیق و اجرای آن دستور داده خلیفه به تطبیق آن می پردازد اگرچه اکثریت مردم به آن راضی نباشند. طوری که الله سبحانه تعالی چنین دستور داده است:

«فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ»

یعنی: پس (اگر اهل كتاب از تو داوري خواستند) ميان آنان بر طبق چيزي داوري كن كه خدا بر تو نازل كرده است، و به خاطر پيروي از اميال و آرزوهاي ايشان، از حق و حقيقتي كه براي تو آمده است روي مگردان.

و همچنان شریعت اسلامی حق تعین خلیفه را به امت داده است اما همین که امت خلیفۀ را تعین نمودند، حق عزل وی را از نظر شرعی ندارند مگر در حالتی که خلیفه از پیشبرد امور عاجز باشد و یا هم مطابق بما انزل الله حکم ننماید، که در آن حالات عزل وی واجب می گردد. چنانچه الله سبحانه تعالی میفرماید: ‏

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً ‏»

یعنی:‏ ‏اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! از خدا (با پيروي از قرآن) و از پیامبر (با تمسّك به سنّت او) اطاعت كنيد، و از كارداران و فرماندهان مسلمان خود فرمانبرداري نمائيد (مادامی كه دادگر و حقّگرا بوده و مجري احكام شريعت اسلام باشند) و اگر در چيزي اختلاف داشتيد (و در امري از امور كشمكش پيدا كرديد) آن را به خدا (بارجوع به قرآن) و پیامبر او (با رجوع به سنّت نبوي) برگردانيد (تا در پرتو قرآن و سنّت، حكم آن را بدانيد. چرا كه خدا قرآن را نازل، و پیامبر آن را بيان و روشن داشته است. بايد چنين عمل كنيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد. اين كار (يعني رجوع به قرآن و سنّت) براي شما بهتر و خوش فرجام‌ تر است.

نظام خلافت متفاوت از نظام شاهی است زیرا شریعت اسلامی طریقه نصب خلیفه را بیعت تعین کرده است. مسلم از طريق نافع روايت مي کند که ابن عمر به من گفت که از رسول الله (ص) شنيدم که فرمود:

«و من مات و ليس فی عنقه بيعة مات ميتة الجاهلية»

يعنی: (هر کس در حالی بميرد که در گردنش بيعتی وجود نداشته باشد به مرگ جاهليت مرده است.

در حالی که در نظام شاهی، شاه فوق قانون بوده و به طریق وراثت تعین می شود بنابر آن نظام خلافت مخالف نظامی شاهی بوده و طریقه میراثی را برای تعین خلیفه جواز نمی دهد. 

اسلام تعدد حکومت را در میان مسلمین حرام می داند و واجب نموده است تا در میان همه امت اسلامی  فقط یک دولت اسلامی (خلافت) وجود داشته باشد. چنانچه مسلم از پيامبر(ص) روايت کرده که گفت:

«و من بايع إماماً فا عطاه صفقة يده وثمرة قلبه فليطعه ان استطاع، فان جاء آخر ينازعه فاضربوا عنق الآخر»

یعنی: و هر کس با امامی دست داده از اخلاص قلب بیعت کرد باید از او اطاعت کند و اگر دیگری آمده به منازعه با وی پرداخت گردن همان دومی را بزنید)

و بدلیل آن چه از ابوسعید خدری روایت شده که رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت:

«إذا بويع لخليفتين فاقتلوا الاخر منهما»

یعنی: هرگاه به دو خلیفه بیعت شدآخرین آن دو را به قتل برسانید.

بنا بر دلایل فوق وجود اضافه از یک خلیفه و یک دولت در میان امت مسلمه شرعاً جواز ندارد. بنابر آنچه گذشت خلافت اسلامی یگانه سیستم حکومت داری در اسلام است که  از طریق دلایل شرعی به اثبات رسیده است و با سیستم های جمهوری، شاهی و فدرالی مخالفت واضح دارد.

الله سبحانه تعالی اقامه خلافت را بالای همه مسلمین جهان فرض ساخته است تا خلیفه واحدی را که مطابق قرآن وسنت حکم نماید، تعین نمایند. تعین خلیفه از جانب امت از جمله فرایضی است که الله سبحانه تعالی به آن دستور داده است که هر نوع بی توجهی و عدم جدیت نسبت به اقدام آن از جمله گناهان کبیره بوده و مورد عذاب الله سبحانه تعالی قرار می گیرد. فرضیت اقامه خلافت روی دلایلی از قرآن، سنت و اجماع اصحاب استوار است که به ترتیب ذیل بیان می گردد:

دلایل از قرآن:

در قرآن دلایل متعدد وجود دارد که از آن ها فرضیت خلافت استنباط می گردد، این دلایل عبارتند از:

«وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ.» ‏المائده 48.

‏ترجمه: ‏و بر تو ( اي پيغمبر ) كتاب را نازل كرديم كه ملازم حق، و موافق و مصدّق كتاب هاي پيشين ، و شاهد و حافظ آن ها است. پس  ميان آنان مطابق آنچه الله بر تو نازل كرده است حکم کن، و به خاطر پيروي از اميال و آرزوهاي ايشان، از حق و حقيقتي كه براي تو آمده است روي مگردان.

«وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ.» ‏المائده 49.

‏ترجمه : ‏پس در ميان آنان طبق چيزي حكم كن كه خدا بر تو نازل كرده است، و از اميال و آرزو هاي ايشان پيروي مكن، و از آنان برحذر باش كه تو را از برخي چيزهائي كه خدا بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند. پس اگر پشت كردند، بدان كه خدا مي‌خواهد به سبب پاره‌ اي از گناهان شان ايشان را دچار بلا و مصيبت سازد. بي گمان بسياري از مردم فاسقانند.

الله سبحانه و تعالی در این دو آیه فوق الذکر به پیامبر(ص) امر نموده است تا در میان اهل کتاب مطابق به ما انزل الله حکم نماید، از آنجائی که خطاب به رسول الله «ص» تا زمانی که دلیل بر خاص بودنش به پیامبر وجود نداشته باشد خطاب به امت است، و چون دلیل بر خاص بودن این حکم وجود ندارد، پس خطاب شامل حال امت هم می گردد، لهذا حکم به ما انزل الله بر هر مسلمان فرض عین است و این فریضه ادا نمی شود تا آن که خلافت اسلامی وجود نداشته باشد. زیرا تطبیق کننده اسلام در اجتماع قاضی و حاکم می باشد. حاکم در اسلام تعریف شده که همانا خلیفه است و کسانی که از جانب وی به حکومت گماشته می شوند. و به همین ترتیب قاضی نیز تعریف شده است، چه او از جانب خلیفه و به نیابت از وی به نزاع ها و خصومات مردم رسیدگی نموده و به تطبیق احکام اسلام همت می گمارد.

به تعقیب این دو آیه الله «ج» بهترین حُکم را معرفی نموده است، چنانچه می فرماید:

«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ.» ‏المائده 50.

یعنی: ‏‏آيا جوياي حكم جاهليّت هستند؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد، بهتر از خدا حكم مي‌كند؟‏

«وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ.» المائده 44.

ترجمه: و كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند، او و امثال او كافران هستند.‏

«وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ.» المائده 45.

ترجمه: و كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند، او و امثال او ظالمان هستند.‏

«وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ.» المائده 47.

ترجمه: و كسي كه بدانچه خداوند نازل كرده است حكم نكند، او و امثال او فاسقان هستند.‏

در این آیات الله جل عظمته وصف کسانی را بیان نموده است که به ما انزل الله حکم نمی کنند و یا بر خلاف آن حکم می نمایند. بدون شک ایشان کافران، فاسقان و ظالمان اند. این که الله «ج» کفر، فسق و ظلم را به آن ها نسبت داده است خود قرینه است به تحریم حکم به غیر ما انزل الله و وجوب حکم به آنچه الله «ج» نازل نموده است.

الله سبحانه و تعالی به قاطعیت کسانی را که به حکمیت پیامبر «ص» راضی نمی شوند، هشدار داده است که مؤمن شمرده نمی شوند، در سوره نساء فرموده است:

«فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجاً مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيماً.» النسأ 65

یعنی: ‏امّا، نه! به پروردگارت سوگند كه آنان مؤمن بشمار نمي‌ آيند تا تو را در اختلافات و درگيري هاي خود به داوري نطلبند و سپس حرجی در دل خود از داوري تو نداشته و كاملاً تسليم قضاوت تو باشند.‏

دلایل از سنت:

در سنت پیامبر«ص» نیز دلایلی وجود دارد که فرضیت خلافت از آن ها آشکار می گردد، امام مسلم حدیثی را به روایت نافع از ابن عمر نقل نموده که پیامبر«ص» فرمودند:

«مَنْ خَلَعَ يَداً مِنْ طَاعَةٍ، لَقِيَ اللّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، لاَ حُجَّةَ لَهُ. وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ فِي عُنُقِهِ بَيْعَةٌ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً».رواه مسلم.

یعنی: کسی که دست از طاعت بکشد روز قیامت در حالی با الله روبرو می شود که دلیلی نمی داشته باشد، و هر کس در حالی بمیرد که در گردنش بیعتی وجود نداشته باشد وی به مرگ جاهلیت مرده است.

منظور حدیث، بیعت با هر فرد عادی نیست، بلکه بیعت تنها با خلیفه صورت می گیرد. فرضیت بیعت با خلیفه به معنی بیعت کردن هر شخص با خلیفه نمی باشد بلکه مقصد از حدیث وجود خلیفه است تا مسلمین در موجودیت وی استحقاق بیعت را پیدا نمایند. بنابرین، حدیث فوق وجوب وجود خلیفه را در میان مسلمین می رساند. زيرا پيامبر«ص» خالی بودن گردن مسلمان را از بيعت تا هنگام مرگش نکوهش کرده است، و عدم بيعت کردن را نکوهش نکرده است.

ابوهريرة از پيامبر«ص» روايت مي کند که گفت: «الامام جنه يقاتل من ورائه و يتقی به» يعنی: خليفه مانند سپر است که با قرار گرفتن در عقبش به جنگ پرداخته مي شود و از آسيب دشمن به آن پناه برده مي شود.

در این حدیث پیامبر«ص» صفت خليفه را بيان کرده که وی سپر و محافظ است، و این وصف در واقع خبر دادن از فوايد وجود امام بوده و حيثيت طلب و امر را دارد، زيرا خبردادن الله سبحانه و تعالی ورسولش صلی الله علیه وسلم اگر متضمن نکوهش بود به معنی نهی است و اگر متضمن مدح و ستايش بود به معنی طلب فعل مي باشد، اگر بر انجام فعل مطلوب بر پا شدن حکمی شرعی مرتب مي شد و يا بر ترک فعل مطلوب ضايع شدن آن مرتب مي گرديد آنگاه طلب مذکور جازم مي باشد.

دلایل از اجماع: 

اصحاب کرام بر لزوم جانشین رسول اللهص بعد از وفاتش اجماع نمودند. و تاکید اجماع اصحاب در خصوص تعین خلیفه از آن جا ظاهر می شود که ایشان بعد از وفات رسول الله دفن وی را به تاخیر انداختند و به تعین خلیفه مشغول گردیدند. در حالی که دفن میت بعد از وفاتش فرض است و مشغول شدن به کاری قبل از دفن حرام می باشد. و صحابه رض که مشغول شدن به دفن رسول الله صبر آن ها واجب بود، عدۀ از ایشان مشغول شدن به دفن رسول الله را ترک نموده و به تعین خلیفه مبادرت ورزیدند و تعدادی دیگری از اصحاب -  با وجود توانائی در مقابل گروه اول - به تاخیر دفن رسول الله ص تا مدت دو شب رضایت نشان دادند که این مسٔله بیانگر اجماع بوده و نشان می دهد که نصب خلیفه واجب تر از دفن میت می باشد. 

همچنان اصحاب رضی الله عنهم اجمعین  بر سر شخصی که خلیفه باشد، اختلاف نموده اند اما در مسله وجوب وجود خلیفه هیچ اختلاف نداشتند. زیرا اصحاب در مورد تعین خلیفه اختلاف نکردند؛ نه هنگام وفات رسول الله (ص) و نه هم هنگام وفات خلیفه ای از خلفای راشدین. بنابراین اجماع اصحاب دلیل بسیار روشن مبنی بر وجوب تعین خلیفه می باشد. 

علاوه بر آن برپاداشتن دین و نافذکردن احکام شرعی بر مسلمانان توسط دلایل قطعی الثبوت و قطعی الدلاله فرض می باشد که این عمل بدون وجود حاکم که صاحب سلطه باشد، تطبیق شده نمی تواند. بناءً بر اساس قاعده شرعی (هر آن چه واجب بدان موقوف باشد خود نیز واجب است) تعین خلیفه واجب می گردد.

در نتیجه، باز نشستن از نصب خلیفه گناهی از گناهان بزرگ است. زیرا غفلت در برابر این عمل در واقع غفلت در برابر فرضی از مهم ترین فرایض است که  با اقامه آن  اسلام  در صحنه زندگی حضور می یابد.

  حزب التحریر به منظور انجام این فریضه به پاخاسته است و در تمام بلاد اسلامی در میان امت مسلمه به انجام این فریضه دعوت می نماید. و از مردم مسلمان افغانستان نیز می خواهد تا در انجام این فریضه از هر نوع سعی و همکاری دریغ ننمایند تا باشد در نزد الله سبحانه تعالی در روز رستاخیز حجتی داشته باشیم.

ومن الله توفیق

قانت


PDF Print Email
Views [ 2744 ]
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
ده روز اول ذی‌الحجه: فرصت طلایی برای مسلمانان
پس شايسته است که ما مسلمانان از ده روز اول ذی‌الحجه هم‌چو شب‌های اخیر ماه رمضان استقبال نمائیم و با توبه نصوح و انجام اعمال خیر در راستای رهایی از دوزخ و رفتن به جنت بکوشیم؛ زیرا زندگی ما کوتاه‌تر از ...
مفاهیم مختلفی که مجتهدین از آن متأثر اند
هدف ما در این مبحث از مفاهیم، آنچه معنی متداول و معروف مفاهیم در میان مردم است؛ نمی باشد، چه مردم گاهی مفهوم را...
اختلافات فقهی
اختلاف در لغت به معانی زیادی چون: فرق، تباین، تفاوت...
په ما أ‌نزل الله باندې د حکومت کولو اخروي اغيزې (دوهمه برخه)
کله چې الله سبحانه و تعالی انسان مکرم وګرځولو او په تر ټولو غوره بڼه يې خلق کړ، د دویم ځل لپاره يې هغه وخت مکرم کړ کله يې چې ورته ترټولو غوره شريعت واستاوه، نو انسان د دغه تکریم د نعمت په ناشکرۍ سره ...

دفتر مطبوعاتی مرکزی: دعوت فراقاره‏ ...

دفتر مطبوعاتی مرکزی: دعوت فراقاره‏ ئی حزب التحریر برای تاسیس دوباره خلافت برمنهج...

موضوعات جدید ...

دولت خلافت به نقشه های شیطانی حکومت های سرمایه داری فاسد، از جمله نابود ساختن زراعت خاتمه خواهد داد! دولت خلافت به نقشه های شی...
به تاریخ ۱ فبروری ۲۰۱۷م، روزنامه اخبار بنگله دیشی، در بسیاری از جاها گزارش دادند که ۸...
د امریکا د سیاسي نفوذ کمښت او د هغه پایل...
د تخار والي باید د امریکا او روسیې له سی...
افزایش تلفات ملکی: نتیجه پیمان امنیتی یا...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره چهارم
ماهنامه تغییر - شماره چها...
ماهنامه "تغییر" شماره چهارم بار پرداختن به قضایای داغ امت اسلامی به خصوص برخورد نظامی افغانستان و پاکستان در سرحد تورخم و نزدیک شدن افغانستان با هند م...
گزیدۀ از پاسخ های امیر حزب التحریر جلد ا...
ماهنامه تغییر - شماره سوم...
ماهنامه تغییر - شماره دوم...
مجله خلافت - شماره بیستم...

پر خواننده ترین ها ...

...
...
...

پر بیننده ترین ها ...

والی تخار باید از رقابت امریکا و روسیه نگران باشد، نه از فعالیت های حزب التحریر!
والی تخار باید از رقابت ا...
محمدياسين ضياء والى تخار، به تاریخ ١٥ دلو ۱۳۹۵ هـ. ش در يک مصاحبۀ اختصاصى به آژانس خب...
د امریکا د سیاسي نفوذ کمښت او د هغه پایل...
تحلیل کاهش نفوذ امریکا و پیامدهای آن...
د تخار والي باید د امریکا او روسیې له سی...
افزایش تلفات ملکی: نتیجه پیمان امنیتی یا...