Enter email addressInvalid email!

مفاهیم مختلفی که مجتهدین از آن متأثر اند
| October 06, 2013

مفاهیم مختلفی که مجتهدین از آن متأثر اند

اختلافات فقهی، قسمت دوم:

مفاهیم مختلفی که مجتهدین از آن متأثر اند

طارق عبدالله

هدف ما در این مبحث از مفاهیم، آنچه معنی متداول و معروف مفاهیم در میان مردم است؛ نمی باشد، چه مردم گاهی مفهوم را مترادف با معنی استعمال می نمایند و گاهی هم به معنی تصور و دلالت. لهذا برای تفهیم درست مطلب باید مفهوم را تعریف کرد و تفاوت دیدگاه خویش را با معنی لغوی آن آشکار ساخت.

به همین ترتیب باید ملتفت بود که مفاهیم با افکار تفاوت دارد، چه افکار بعد از تحقیق و پژوهش حاصل می گردد، اما مفاهیم تنها توسط تحقیق و تدریس به دست آمده نمی تواند.

افکار جمع فکر بوده و به معنی نیروی که علم و آگاهی نسبت به معلوم را آسان و فراهم می کند، گفته می شود. تفکر به جولان آن نیرو بر وفق  رهنمود و دیدگاه عقل بوده که مختص به انسان می باشد (الأصفهاني: المفردات في غريب القرآن 643) به عبارت دیگر تفکر عبارت از تصرف قلب است در معنی اشیاء به منظور درک مطلوب و روشنی قلب است که توسط آن خیر و شر و نفع و ضرر خویش را تفکیک می کند. (الجرجاني: التعریفات 88).

علاوه بر این موارد افکار به مجموعه از دیدگاه ها نیز اطلاق می گردد؛ چنانچه گفته می شود افکار معتزله ... یا افکار سوسیالیستی و امثال آن که هدف از تفکیک آن با مفاهیم نیز در همین دیدگاه آخر قابل بررسی می باشد.

افکار به دو دسته تقسیم می شوند: (1) افکار قابل قبول (2) افکار غیر قابل قبول.

قابل قبول بودن یا غیر قابل قبول بودن افکار نظر به دیدگاه مبدائی (ایدیولوژیک) تعریف می شود؛ مثلاً: آزادی (اعم از آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی شخصی و آزادی ملکیت) یک فکر قابل قبول در مبدأ دموکراسی بوده و هرگاه از دید اسلام به آن توجه کنیم نه تنها قابل قبول نبوده بلکه مردود نیز می باشد. و یا عدالت اجتماعی که بر مبنای آن تضمین حد اقل نیازهای معیشت کارگران از اهم وظایف دولت می باشد؛ یک فکر قابل قبول در مبدأ سوسیالیزم بوده، درحالی که چنین مفکوره در دموکراسی قابل قبول نمی باشد.

اما مفاهیم عبارت از همان افکاری است که بالای سلوک انسان تاثیر گزار بوده و اعمال انسان را به جهتی مشخص سوق می دهد. در فضای جوامع بعضی مفاهیم و ارزش ها موجود می باشد، بعضی از این ارزش ها و مفاهیم از حمایت قدرت حاکم در جامعه (دولت) برخوردار بوده و از همین جهت دارای ثبات نسبی نسبت به سایر ارزش ها و مفاهیم می باشد. مثلاً: مفهوم آزادی در غرب به دلیل این که از جانب دولت ها پاسبانی می شود، چنان از قوتی برخوردار است که هر مفهوم مخالف خود را نفی می کند. یا در جامعه اسلامی ربا خواری (که در عصر ما از قدرت این مفهوم کاسته شده است) مفهومی است که نسبت دادن آن به هر انسان حتی اگر پابند احکام هم نباشد، توهین تلقی می گردد.

سوالی که مطرح می شود این است که مفاهیم در فضای تمام جوامع با درنظر داشت طرز دید آن ها نسبت به زندگی و چگونگی اعتقاد شان وجود دارد؛ پس چرا باعث اختلاف فقهی می گردد؟

در جواب باید گفت که مجتهدین نیز در جوامع بشری زندگی می کنند و هر یک از مفاهیمی متاثر اند که بالای دیدگاه های آن ها و در نهایت بالای اجتهاد شان تأثیر دارد. چنانچه امام مالک رحمه الله به دلیل این که در مدینه منوره می زیست و از این جهت که در عصر وی در مدینه منوره بحث احادیث نبوی زیاد مطرح می شد، لهذا نسبت به امام ابو حنیفه رحمه الله که هم عصر وی بود و در عراق زندگی می کرد، عنایت بیشتر به احادیث داشت. مفاهیم مختلف این دو فضا باعث یک سلسله اختلافات بین امام مالک و امام ابوحنیفه شده است. چنانچه امام ابوحنیفه قیاس را بر خبر آحاد ترجیح می داد، در حالی که امام مالک عملکرد اهل مدینه را بر خبر آحاد و قیاس ترجیح می داد، همچنان امام مالک به این نظر بود که اجماع تنها توسط اهل مدینه صورت گرفته می تواند (نظریه اجماع اهل مدینه). احناف و شوافع به این امر تاکید می نمایند که اجماع توسط تمام امت و در هر عصر صورت گرفته می تواند (نظریه اجماع امت). اما حنابله به این امر باور دارند که اجماع تنها توسط اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین صورت گرفته می تواند و غیر از آن در هیچ عصری اجماع واقع نشده است (نظریه اجماع اصحاب رضوان الله علیهم اجمعین).

طبعاً این اختلافات اصولی بالای احکام اجتهادی مجتهدین مذکور تأثیر افگنده و در نهایت منجر به اختلاف می گردد. چنانچه احناف لمس ذکر را ناقض وضوء نمی داند؛ در حالی که به حدیث آحاد ثابت است؛ اما شوافع و حنابله لمس ذکر را ناقض وضوء می دانند (عويضة: الجامع لاحکام الصلوة، الجزء الاول465).

مشکلی که اکنون با آن مواجه هستیم این است که در عصر حاضر مفاهیم اسلامی در فضائی که ما زندگی می کنیم بسیار کمرنگ و حتی آمیخته با مفاهیم غیر اسلامی و ناشی از مبادی (ایدیولوژی های) سوسیالیستی و کپیتالیستی می باشد؛ تأثیر پذیری عده کثیری از علما که خود از این تأثیر پذیری بی خبر اند باعث شده است که به تحریف احکام شرعی اقدام کنند (در حالی که ممکن مخلصانه و در عین حال بی خبر از تأثیر پذیری خویش از مفاهیم غیر اسلامی به چنین عملی اقدام نموده و آن را کاری نیک بدانند). اهم مواردی که علمای معاصر در رابطه به فهم آن دچار اشتباه شده و تحت تأثیر مفاهیم غیر اسلامی قرار گرفته اند عبارتند از:

عدالت اجتماعی

 بعضی از علما و دانشمندان که در فضای آگنده از مفاهیم و ارزش های سوسیالیستی می زیستند، تحت تأثیر این مفهوم قرار گرفته و به توجیه و تأویل احکام شرعی جهت تائید ارزش های موجود در فضا پرداخته اند. از جمله مفاهیمی که در اصل منشأ سوسیالیستی داشته و اکنون نزد عام مردم مسلمان به ویژه مسلمانان افغانستان به عنوان یک مفهوم اسلامی جلوه کرده است، مفکوره عدالت اجتماعی می باشد. منظور از کاربرد این واژه در نزد سوسیالیست ها تحقق بخشیدن به آرمانی است که بر مبنای آن حد اقل نیاز های معیشتی کارگران از قبیل غذا، لباس، مسکن، کار، تداوی و تحصیل از جانب دولت تضمین گردد. در نتیجه می توان گفت که مفکوره عدالت اجتماعی به منظور دفع استثمار کارگران توسط سرمایه داران و برای تحقق حقوق انسانی کارگران (از دیدگاه سوسیالیزم) مطرح شده است. اما عدالت در اسلام فریضه ای است شرعی که از نصوص کتاب و سنت استنباط گردیده، و لهذا از حقوق سیاسی و مالی انسان محسوب نمی گردد؛ که انسان به دلیل (عدم) استطاعت خویش از آن تنازل یا تفریط کند. این امر منجر به تفاوت میان عدالت اسلامی و عدالت اجتماعی (که از افرازات تاریخ جدید اروپا بوده و به منظور دفع مفاسد نظام سرمایه داری که منجر به نفی حقوق انسان و آزادی فردی شده است) می گردد (عبد الغني، مفهوم العدالة الاجتماعية عند بعض المفكرين المعاصرين، 2004: 146).

مساوات زن و مرد

مساوات زنان و مردان یکی از موارد دیگری است که در غرب بعد از مفکوره جدائی دین از امور زندگی مطرح شد. در اروپا پس از پذیرش دموکراسی به مساوات و برابری اتباع و نقش آن ها در زندگی سیاسی و اجتماعی تأکید صورت گرفت، یکی از مواردی که این مساوات و برابری را به منصه اجرا می گذاشت؛ مساوات میان زنان و مردان بود. از همین جهت نهضتی در قرن نزدهم برای تساوی حقوق سیاسی و اجتماعی زنان با مردان در اروپا آغاز شد و به تدریج در سرتاسر اروپا گسترش یافت (طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، 1385: 728). هدف اساسی نهضت فمینیزم این بود که همان گونه مردان در انتخابات و امور سیاسی و دولت داری سهم می گیرند، زنان نیز در این امر سهیم باشند. اما عده ای از مسلمانان بدون درک واقعیت به این تصور که هر آن چه از غرب آید نیک است (ممکن در لفظ چنین نباشد اما در عمل این مفکوره را پذیرفته اند) به توجیه این مفکوره روی آورده و از اسلام به آن دلیل می سازند؛ حالآن که باید این مفکوره را رد می کردند؛ زیرا مبتنی بر جدائی دین از حیات بوده و قطعاً مردود می باشد. دلایلی که برای توجیه مساوات زنان و مردان ارایه می شود عبارتند از: - الله سبحانه وتعالی می فرماید:

... لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ ...

النسأ، 32

 "مردان نصيبی دارند از آنچه کسب می کنند و زنان هم نصيبی دارند از آنچه به دست می‌آورند."

و هم چنین به حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم آن جا که می فرماید:-

إن النساء شقائق الرجال

"زنان با مردان برابر اند."

در جواب این استدلال باید گفت که آیت و حدیث شریف اصلاً درمورد مساوات میان زنان و مردان نیست، زیرا این آیت اصلاً در رابطه به یک حکم شرعی است که آن عبارت از خوردن مال دیگران به ناحق است، هرگاه آیت شریف مکمل ذکر شود و با آیات ماقبلش ارتباط داده شود، هدف و حکم مرتب بر آن واضح می گردد. در آیات ماقبل، الله سبحانه وتعالی، خوردن ناحق مال همدیگر را برای مسلمانان حرام گردانیده و در ادامه آن می فرماید:

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ‏

النسأ، 32

"و آرزوی چيزی را نكنيد كه خداوند برخی از شما را توسط آن بر برخی ديگر برتری داده است. مردان نصيبی دارند از آنچه به دست میآورند و زنان هم نصيبی دارند از آنچه به دست می‌آورند، و از فضل الله طلب كنيد. بيگمان خداوند از هر چيزی كاملاً آگاه است. "

لهذا مفهوم مساوات اصلاً در این مقام قابل بحث نبوده و استدلال به این آیت شریف جهت تائید مفهوم مساوات میان زنان و مردان کاملاً بی اساس و نادرست است. هم چنان از حدیث فوق الذکر نیز برداشت غلط صورت گرفته است؛ زیرا حدیث شریف در رابطه به احتلام و وجوب غسل است نه در مورد مساوات و برابری زنان با مردان؛ متن کامل حدیث شریف چنین است:

عن عائشة قالت: سئل النبي صلی الله علیه وسلم عن الرجل يجد البلل ولا يذكر احتلاما ؟ قال يغتسل وعن الرجل يرى أنه قد احتلم ولم يجد بللا ؟ قال لا غسل عله قالت أم سلمة يا رسول الله هل على المرأة ترى ذلك غسل؟ قال نعم إن النساء شقائق الرجال. به روایت ترمذی، در سنن ابو داوؤد، مسند احمد، مسند بزاز، مسند ابی یعلی، سنن دار قطنی و سنن بیهقی نیز با الفاظ متفاوت روایت شده است.

"از عایشه رضی الله عنها روایت است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم در رابطه به مردی سوال شد که احتلام را به یاد ندارد ولی آثارش را در لباس خود می بیند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: غسل کند و درمورد مردی که احتلام شده اما آثار آن را در لباس خویش مشاهده نمی کند، گفت: غسل بالایش واجب نیست؛ ام سلمه گفت: یا رسول الله آیا بالای زنی که چنین می بیند غسل واجب است؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: بلی! زنان مانند مردان می باشند."

از متن کامل حدیث واضح می گردد که حکم آن در مورد احتلام و و جوب غسل می باشد، نه در رابطه به تساوی حقوق زنان و مردان که مفهومی است غربی و مبتنی بر عقیده جدائی دین از زندگی.

دموکراسی

در معنی لغوی عبارت است از حکومت مردم بالای مردم. در توضیح این جمله باید گفت که امروزه حکومت مردم بالای مردم به معنی سهم گیری مردم در اعمال حاکمیت تعبیر شده و این اعمال حاکمیت توسط مردم جزء تفکیک ناپذیر رژیم های دموکراتیک شناخته می شود. لهذا برای اعمال حاکمیت که حق بلامنازعه مردم شناخته می شود، باید زمینه های به تری مساعد گردد؛ از همین جهت تفاوت های زبانی، نژادی، جنسی، قومی و امثال آن در حوزه اعمال حاکمیت و سهم گیری در امور متعلق به حاکمیت از میان برداشته می شوند. ویژگی دوم دموکراسی های امروزی اعطای حقوق و آزادی های فردی برای انسان ها است، به این معنی که دموکراسی وجود نخواهد داشت مگر در صورت اعطای آزادی های فردی برای مردم. دموکراسی ویژگی های دیگری نیز دارد که از آن به نام حاکمیت قانون، تفکیک قواء و... نام می برند.

عده از مسلمانان به دلیل عدم فهم دقیق از اسلام و واقعیت دموکراسی گمان کرده اند که گویا دموکراسی با اسلام ناسازگاری ندارد؛ درحالی که از اساس با اسلام عزیز در تناقض بوده و با توجه به ویژگی های فوق الذکر دموکراسی با رعایت نصوص واضح شریعت والای محمدی این تناقض روشن و واضح می گردد. الله سبحانه وتعالی خطاب به رسولش صلی الله علیه وسلم می فرماید:

وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللّهُ إِلَيْكَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَإِنَّ كَثِيراً مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ‏

المائده، 49

"و در ميان آنان طبق چيزی حكم كن كه خدا بر تو نازل كرده است، و از اميال و آرزو های ايشان پيروی مكن، و از آنان برحذر باش كه تو را از برخی چيزهائی كه خدا بر تو نازل كرده است به دور و منحرف نكنند. پس اگر روگردان شدند، بدان كه خدا می خواهد به سبب پاره ‌ای از گناهان شان ايشان را دچار بلا و مصيبت سازد. بی گمان بسياری از مردم فاسق اند. "

در این آیت شریف الله سبحانه وتعالی حکم کردن به اساس خواهشات انسان ها را منع قرار داده و به پیامبر صلی الله علیه وسلم امر می کند که بما انزل الله حکم کند و در اخیر می فرماید که بدون شک اکثر مردم فاسقانند (یعنی اگر حکم را به هوای ایشان واگذاری فسق نموده و حکم الله را تطبیق نمی کنند).

همچنان پیامبر صلی الله علیه وسلم در این رابطه چنین فرموده اند:

عن عائشة؛ أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال: من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد

صحیح المسلم.

"از عایشه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی که عملی را انجام می دهد و در آن امر ما نیست آن عمل مردود است."

معنی حدیث شریف این است که هر امری باید بر مبنای دستور الله سبحانه وتعالی و پیامبرش صلی الله علیه وسلم جریان یابد، در غیر این صورت مردود خواهد بود؛ مردود بودن آن به این معنی است که هیچ اجری را در قبال نداشته و در نهایت به زیان اخروی عمل کننده منجر می شود.

تصریح قرآن عظیم الشأن درمورد کسانی که به حکم الله سبحانه وتعالی عمل نمی کنند؛ این است:

.. وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ ‏

المائده، 44

"هر که به آن چه الله نازل کرده حُکم نکند، پس هم ایشان از جمله کافران اند."

و هم چنین:

... وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ‏

المائده، 45

"هر که به آن چه الله نازل کرده حُکم نکند، پس هم ایشان از جمله ظالمان اند."

و هم چنین:

... وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ‏

المائده، 74

"هر که به آن چه الله نازل کرده حُکم نکند، پس هم ایشان از جمله فاسقان اند."

لهذا حکم به رأی اکثریت مردود و خلاف اسلام عزیز است.

شوری

شوری از کلمه (اشار) گرفته شده است؛ شوری و مشوره به این معنی است که هر کس به رأی و نظر خود اشاره می کند. در رابطه به این مفهوم الله سبحانه وتعالی در قرآن کریم فرموده است:

‏ وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ‏

الشوری، 38

"و كسانی اند كه دعوت پروردگار شان را پاسخ می گويند، و نماز را اقامه می نمایند، و كارشان به شيوه رأی گیری و بر پايه مشورت با يكديگر است، و از چيزهائی كه بديشان داده ايم (در كارهاي خير) صرف می كنند. "

و هم چنین:

‏ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ‏

آل عمران 159

"از پرتو رحمت الهی است كه تو با آنان نرمش نمودی. و اگر درشت خوی و سنگ دل میبودی از پيرامون تو پراكنده می شدند. پس از آنان درگذر و برای شان طلب آمرزش نما و در كارها با  آنان مشورت و رايزنی كن. و هنگامی كه (پس از مشوره و تبادل آراء) تصميم به انجام كاری گرفتی (قاطعانه دست به كار شو و) بر خدا توكّل كن؛ چرا كه خدا توكّل كنندگان را دوس ت میدارد. "

یک تعداد از مسلمانان به این باور اند که مجالس تصمیم گیرنده یعنی پارلمان ها در نظام های دموکراتیک همان مجالسی اند که به شورا و مشوره می پردازند، لهذا این مجالس را به نام شوری نام نهاده و گمان می کنند که مفهوم شوری و مشوره در اسلام نیز همانند مفهوم عملکرد این نهادهاست. بعضی از کشور های مسلمان نشین نیز مجالس قانون گزاری خویش را شوری نامیده اند؛ چنانچه این نهاد در ایران به نام مجلس شورای اسلامی و در افغانستان به نام شورای ملی یاد می شود. اما واقعیت این است که شوری با نهادهای تصمیم گیرنده فرق می کند. پارلمان ها به دلیل اعطای حق رأی به مردم با استناد به حاکمیت مردمی یا حاکمیت ملی تقنین می کنند؛ اما در شوری تنها مشوره گرفته می شود و مجلس شوری تصمیم گیرنده نیست؛ صلاحیت تصمیم گیری تنها به اولی الامر مسلمین یا خلیفه داده شده است. الله سبحانه وتعالی در رابطه به این موضوع فرموده است:

(فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ)

"هرگاه تصمیم گرفتی توکل به خدا نموده و آنرا قاطعانه اجرا کن."

با استناد به این آیت شریف مرجع تصمیم گیری واضح می گردد که همانا خلیفه مسلمین است؛ زیرا امر به رسول الله صلی الله علیه وسلم در حقیقت امر به امت است تا آن که دلیلی بر تخصیص آن بر پیامبر صلی الله علیه وسلم وجود نداشته باشد و از این جهت که خطاب مذکور به پیامبر  صلی الله علیه وسلم به دلیل اولی الامر بودنش است، این حکم به هر اولی الامر تکلیف و صلاحیت تصمیم گیری ایجاد می کند.

توجیه موارد فوق الذکر به عنوان مفاهیم اسلامی به دلیل عدم شناخت واقعیت از یک جانب و عدم فهم دقیق نصوص و مفاهیم اسلامی از جانب دیگر و تأثیر پذیری ارائه کنندگان آن ها از فضا و مفاهیم غیر اسلامی؛ اجتهاد شمرده نمی شود، هرچند آن ها ادعای اجتهاد کرده باشند.

ادامه دارد ...


PDF Print Email
Views [ 2685 ]

نظریات مرتبط:

May 08, 2014 | پژ واک
بسیاربحث عالی ومفید بود
نظر
 
اسم : اسم تانرا داخل نمایید
ایمیل : ایمیل آدرس تان را داخل کنیدایمیل آدرس تان اشتباه است
نظر :  نظر تان را داخل نماییدتعداد حروف از اندازه تعیین شده زیاد است
کود : A value is required.Invalid Security code.
  8567343
همچنان ...
خشونت کورکورانه مغایر منهج پیامبر صلی الله علیه وسلم برای تاسیس دولت خلافت است
بعد از این که کفار دولت خلافت را نابود کردند و سیطره ی شان را بالای سرزمین های اسلامی گسترش دادند، تقاضا برای دین و تسلط آن به تعویق انداخته شد و قانون ساخته ی بشر بالای شان تحمیل گردید. این طبیعی بود...
ده روز اول ذی‌الحجه: فرصت طلایی برای مسلمانان
پس شايسته است که ما مسلمانان از ده روز اول ذی‌الحجه هم‌چو شب‌های اخیر ماه رمضان استقبال نمائیم و با توبه نصوح و انجام اعمال خیر در راستای رهایی از دوزخ و رفتن به جنت بکوشیم؛ زیرا زندگی ما کوتاه‌تر از ...
فرضیت تأسیس دولت اسلامی
زمانی که از اسلام و نظام اسلامی صحبتی و یا هم دعوتی به عمل میاید، تنها به احکام مربوط به...
اختلافات فقهی
اختلاف در لغت به معانی زیادی چون: فرق، تباین، تفاوت...

موضوعات جدید ...

د فلیپین ولسمشر خپلو عسکرو ته امر وکړ، چې وړاندې لاړ شي او پر مسلمانو ښځو تېری وکړي د فلیپین ولسمشر خپلو عسکر...
دوترته زیاته کړه: «که مو پر دریوو ښځو تېری وکړ، هغه وخت به ومنم چې ما غوندې یاستئ او ...
لندن پل؛ د موټر او چاړو له بریدونو وروست...
د دوو غلامانو بلال او وحشي رض الله عنهما...
افغانستان له اشغال پنځلس کاله وروسته!...

نشرات جدید ...

ماهنامه تغییر - شماره هشتم
ماهنامه تغییر - شماره هشت...
ماهنامه تغییر - شماره هشتم ماهنامه تغییر به مسایل داغ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به سطح جهان و منطقه پرداخته و شما هم با استفاده از آن در نشر و بخش هر چه...
ځانګړی رپوټ: په سوریه کې د ترکیې نظامي م...
گزارش ویژه: بررسی مداخله نظامی ترکیه در ...
ماهنامه تغییر - شماره هفتم...
ماهنامه تغییر - شماره پنجم و ششم...

پر بیننده ترین ها ...

افزایش تنش ها میان امریکا و کوریای شمالی
افزایش تنش ها میان امریکا...
بلی، تنش ها میان امریکا و کوریای شمالی بعد از به قدرت رسیدن اداره ی ترامپ در ایالات م...
د آلمان سفارت ته څېرمه د خونړي بمي بريد ...
ابعاد سیاسی انفجار خونین بمب در نزدیکی س...
دلایل سفر ترامپ به سعودی و فلسطین اشغالی...
ترور، وحشت، فحشا، فساد، ناامنی و تعصب نت...